جواد ظریف اخیرا در مورد امنیتی سازی پرونده ایران توسط قدرتهای جهانی سخنرانی کرده است. رسانه حکومتی هم میهن به نقل از خبرنگار سیاسی خود در این باره مینویسد «تحلیلگران و دیپلماتهای پیشین ایرانی و در راس آنها محمدجواد ظریف هشدار میدهند … بار دیگر قدرتهای جهانی تلاش میکنند تا پرونده ایران را بهعنوان یک تهدید جدی برای امنیت بینالملل جلوه دهند … دیپلماتهای پیشین کشورمان هشدار میدهند که همزمان با پروژه امنیتی سازی پرونده ایران، ادراک غلط در میان سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران باعث میشود که تهران، عملاً خود را در بازی امنیتی سازی قرار دهد».
امنیتی سازی پرونده ایران یک واقعیت است یا ابزار تبلیغ؟
رسانههای حکومتی یک تعریف از امنیتی سازی ارائه میدهند و تلاش میکنند که وانمود کنند، امنیتی سازی یک ابزار تبلیغاتی است و حتی در رسانههای حکومتی آن را یک نظریه جدید در دانش روابط بینالملل محسوب میکنند و بر این اعتقاد هستند که «بنمایه نظریه امنیتی سازی این است که امنیت بیش از آنکه یک مفهوم عینی باشد یک مفهوم ذهنی است …». اما واقعیت این است که حکومت ولایت فقیه یک فاجعه جهانی است. اقداماتی که حکومت ولایت فقیه در رابطه با اقداماتی که انجام میدهد، فراتر از یک تهدید معمولی است.
کافی است که صحبتهای ظریف که در یک نوار بصورت محرمانه در گفتگو با سعید لیلاز ضبط شده است بررسی شود، گویای این واقعیت است که تهدیدات امنیتی حکومت ولایت فقیه ذهنی نیست. از روز روی کار آمدن حکومت ولایت فقیه دیپلوماسی مبتنی بر بنیادگرایی با هدف گسترش و توسعه اندیشه ولایت فقیه بوده است. به همین دلیل کلمه ایران در زیر آرم سپاه حذف میشود و نقش سپاه به عنوان نیرویی که باید انقلاب اسلامی را در سایر کشورها بسط دهد مطرح میشود و اساسا به منظور حفظ حاکمیت و بنیادگرایی و تروریسم تاسیس شده است.
در این رابطه ظریف به نقش سپاه قدس در دیپلوماسی حاکمیت ولایت فقیه اعتراف میکند و میگوید «گروهی در کشور ما در اینکه همه چیز امنیتی شود منافع دارند، چرا که نقش آنها پررنگ میشود». به نوشته سایت رادیو فردا که به موضوع نوار صحبتهای ظریف پرداخته است، می نویسد: «محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در مصاحبهای که اسفند ۱۳۹۹انجام داده اما تاکنون منتشر نشده است، با اشاره به دخالتهای قاسم سلیمانی در سیاست خارجی گفته است که او بهدلیل فشارهای فرمانده پیشین سپاه قدس، دیپلماسی را فدای میدان جنگ کرد».
دیپلوماسی ولایت فقیه را سپاه قدس کنترل میکرد
ظریف رئیس دیپلوماسی در دوره ریاست جمهوری روحانی میگوید: «من میتوانم بهجرئت بگویم که من دیپلماسی را بیشتر هزینه کردم برای میدان [جنگ] تا اینکه میدان برای دیپلماسی هزینه شود و ادامه میدهد که تقریباً در طول کار من، هیچوقت نتوانستم، نه اینکه نخواهم، که به فرمانده میدان بگویم این کار را بکن چون در دیپلماسی به آن نیاز دارم».
ظریف در قسمت دیگری در مصاحبه خود میگوید «تقریباً هر بار که من برای مذاکره رفتم، این سلیمانی بود که میگفت من میخواهم که این خاصیت را بگیرید، این نکته را بگیرید».همچنین ظریف در مورد نقش قاسم سلیمانی فرمانده سپاه تروریستی قدس میگوید «سلیمانی میگفت تو میروی با لاوروف [وزیر خارجه روسیه] مذاکره کنی از او یک، دو، سه، چهار بخواه. یعنی دیپلماسی هزینه این شود که مثلا شما در حلب [سوریه] یا ادلب بخواهید یک کاری انجام دهید. من میرفتم برای موفقیت کار میدانی مذاکره میکردم. اما اینکه من به ایشان بگویم شما مثلا از هواپیمای ایران ایر در خط تهران ـ سوریه استفاده نکن. ایشان [قاسم سلیمانی] زیر بار نمیرفت. لذا دیپلماسی هزینه میدان شد اما هیچوقت میدان هزینه دیپلماسی نشد».
سابقه حکومت ولایت فقیه و تهدیدات امنیتی جهانی آن
بیشترین تهدید حکومتی ایران در رابطه با امنیت، دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه بود. خمینی اولین تهدید را متوجه عراق کرد که با اقداماتی که صورت داد منجر به جنگ بیهوده ضد ملی و ضد میهنی گردید که دو میلیون کشته و زخمی حاصل آن شد و در نهایت خمینی با خوردن جام زهر تسلیم شد. منفجر کردن مقرهای تفنگ داران آمریکا در لبنان یکی دیگر از اقدامات امنیتی حکومت ولایت فقیه در این خصوص میباشد. سرکوب نیروهای مخالف حکومت جنایتکار سوریه از طریق ارسال تجهیزات و مهمات و نیرو که این اقدامات منجر به کشته شدن بیش از ۵۰۰هزار سوری گردید.
در همین زمینه
توابسازی از هنرمندان به سبک لاجوردی!
انفجارهای متعدد در آرژانتین و کشتار جامعه یهودیان در این کشور که موجی از نفرت جهانی را در زمینه تروریسم برانگیخت. دخالت در امور داخلی یمن و مسلح کردن و آموزش دادن به نیروهای حوثی که منجر به یک جنگ بیحاصل با عربستان و کشته شدن هزاران نفر گردید. دخالت در امور داخلی لبنان و مسلح کردن و پرداخت مبالغ میلیاردی به حزبالله برای پیشبرد سیاستهای بنیادگرایانه و تروریستی در این کشور که تلفات انسانی قابل ملاحظهای را به جای گذاشت. دخالت در امور داخلی عراق بخصوص گمراه کردن غرب علیه دولت وقت عراق مبنی بر داشتن تسلیحات هستهای که منجر به حمله نظامی به عراق و کشتار هزاران نفر از مردم عراق گردید.
کشتار سربازان آمریکایی در عراق که تعداد کشتهها به ۶هزار سرباز برآورد میشود. حمله موشکی به آرامکو و انهدام مراکز صنعت نفت عربستان که میلیاردها دلار برای عربستان زیان ببار آورد. سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی که ظریف هم در مصاحبهاش در این رابطه میگوید «چهارشنبه صبح هواپیمای اوکراینی را زدند. من ظهر جمعه رفتم جلسه ویژهای که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برگزار کرد. عرض کردم دنیا میگوید به هواپیما موشک خورده است. اگر واقعا موشک خورده است بگویید ببینیم ما چطور میتوانیم آن را علاج کنیم. خدا شاهد است، آنگونه با من برخورد کردند که انگار من کفر ابلیس گفتم، صبح پنجشنبه آقایان میدانستند موشک خورده است یا بعدازظهر چهارشنبه».
سوالی که مطرح است، آیا این اقدامات بنا به نوشته رسانههای حکومتی مبنای ذهنی است یا واقعیت حکومتی است که امنیت منطقه و جهان را تهدید میکند. حقیقت این است که ماهیت حکومت ولایت فقیه ماهیت میدانی است. یعنی با عنصر جنگ و کشتار سیاستهای مخرب خود را پیش برده است. با تروریسم افسار گسیخته که نهایتی ندارد. دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه و صدور تروریسم در کشورهای جهان موضوع جدی است که امروز در سطح جهانی مطرح است و این ماهیت حکومت است که پرونده سیاه و مجرمانهای را تشکیل داده است و هیچ موضوع ذهنی وجود ندارد،
هرچند ظریف فراموش کرده که در مصاحبهاش میگوید «متاسفم که وقتی اسرائیل اعلام میکند ایران در آستانه سلاح هستهای است، خوشحال میشویم. میخواهد تصویری از ما درست کند، ما هم سرمان را میکنیم داخل قاب و میگوییم از ما عکس بگیر». البته بدتر از این باید اذعان کرد که هم اکنون تمام ایران به یک جامعه امنیتی تبدیل شده است. دلیل اصلی آن هم قرار گرفتن حکومت خامنهای در فاز نهایی است که دیگر امکان بقا برای حکومتش متصور نیست.







