اکنون بعد از فروکش کردن گرد و خاکهای انتخابات و پیروزی نماییهای عوامل حکومتی چند چیز به روشنی هویدا شده است:
۱.نمایش انتخابات به صورت گسترده توسط مردم ایران با تحریم مواجه شد. تنها اقلیت کوچکی از وابستگان رژیم و بسیجی و سپاهی ها و دیگر نیروهای مسلح در این انتخابات شرکت کردند
۲.کسانی که باصطلاح به عنوان نماینده وارد این انتخابات شدند به اذعان نشریات حکومتی نماینده درصد کوچکی از جامعه هستند. و از نظر عرفی نماینده مردم محسوب نمی شوند.
۳.تهران به عنوان پایتخت کشور کمترین شرکت کننده را در انتخابات داشت.
۴.درصدبسیاری از آرای ریخته شده به صندوقها آرای سفید یا باطله بودند. معنای آن این است که آن اقلیت شرکت کننده در انتخابات نیز تحت اجباراتی تن به شرکت دادند.
۵.برآیند آنچه گفته شد نامشروع بودن حکومت ولایت فقیه در نظر اکثریت مردم ایران است.عدم مشروعیت این حکومت از نخستین شلیکی که پاسداران خمینی در ۳۰خرداد ۶۰ به قلب جمعیت ۵۰۰ هزار نفر تهران کردندآغاز شد و اکنون به مرحله انحطاط کامل دیکتاتوری رسیده است.
در همین زمینه
چهارشنبهسوری امسال چگونه به خیزشی آتشین تبدیل شد؟
آیا خامنه ای ضعیف شده در انتخابات توان حل بحران سرنگونی را دارد؟
اکنون سوال این است که آیا خامنه ای بعد از این افتضاح سیاسی و شعلهور شدن اختلافات درون باندی خواهد توانست بر اوضاع غلیه کند؟ آیا خامنه ای ضعیف شده و ضربه خورده در انتخابات خواهد توانست جامعه انفجاری ایران را مهار سازد؟
در پاسخ باید گفت قیام ۴۰۱ خاموش نخواهد شد. چون مردم به اهدافی که داشتند نرسیدند. شرایط معیشتی هر روز هم بدتر می شود.خامنه ای ضعیف و شکست خورده از انتخابات بیرون امده است.ضعف خامنه ای بازتاب هایی در درون و بیرون دارد.
در درون باعث بیشترین تشتت در بین نیروهایش شده است. از همین الان علایم این تشتت را می توانیم ببینم. استعفای معاون اول قوه قضاییه بدلیل افشاء فساد مالی او و پسرانش در قوه قضاییه، بیرون انداختن معاونت سیاسی صدا و سیما و تشدید درگیریهای باندی که هر روز اخبار انرا داریم.
در بیرون حکومت هم سمتگیری جهانی به این سو است که سرمار در تهران است و اینکه برای حل همه بحرانها باید سوژه را رژیم ایران قرار داد . این واقعیت هر روز بیشتر دارد خودش را به سیاست جهانی تحمیل میکند.
اکنون خامنه ای در خط مقدم با مقاومت و مردم ایران قرارگرفته است و هیچ لایه دفاعی و حفاظتی برایش باقی نمانده است .الان بعد از انتخابات و در جشن ملی چهارشنبه سوری مردم بیشتر به این باور رسیدند که میتوانند با اتحاد و قدرت و آتش این رژیم را سرنگون کنند .
آنچه در چهارشنبه سوری امسال رخ داد؟
چهارشنبه سوری امسال دستاوردهای زیادی برای مقاومت و مردم ایران داشت. چهارشنبه سوری امسال گسترده و سراسری برگزارشد. به خصوص حضور نیروهای جوان و شورشی در صحنه که ستون فقرات چهارشنبه سوری آتشین امسال را تشکیل میدادند چشمگیربود.
ترکیب شعارهای سیاسی با آتش؛ مانند «مرگ بر خامنهای»، «۱۴۰۳ آتش بهبیت میرسه»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، «میدان ما ایران است، سر مار در تهران است»، «زن، مقاومت، آزادی»، «پاسخ ما بهاعدام، آتش بهسمت قیام»، …. بود . گستردگی آتش چهارشنبه سوری به حدی بود که به نظر میرسید برای چند ساعتی خیابان ها در دست جوانان شورشی بود.
این حرکت جوانان شورشی و مردم ضربه دیگری بر پیکر رژیم بعد از شکست در انتخابات بود. و این پیام را برای خامنه ای و سپاه پاسداران داشت که این جوانان و مردم تا سرنگونی این دیکتاتوری دست بردار نیستند.
یک بار دیگر اثبات شد که رژیم نتوانست روحیه مردم و فضای شادی و سرزندگی مردم را با سرکوب و فقر در هم بشکند. اثبات شد که وقتی مردمی مقاومت میکنند پس زنده و شاد باقی می مانند . اثبات شد که مردم ایران به رغم این همه اعدام و سرکوب… زنده و شاد و امیدوار به سرنگونی هستند و در هر فرصتی روحیه شورشگری و مقاومت را در همه میدان ها نشان می دهند .
بنابراین باید نتیجهگیری کرد که دوران پسا تحریم انتخابات خطرناک ترین وضعیت برای خامنه ای و حکومت اوست. خامنه ای ناتوان از حل کوچکترین بحران جامعه اکنون باید با واقعیت شرایط سرنگونی و قیام رودر رو شود.







