پاسدار زهوار دررفته نقدی در مورد وعده صادق ۳ گفت: خیلیها از «وعده صادق۳» میپرسند ولی من دغدغه این را ندارم ما بسیجیها دنبال «طوفان الاقصی۲» هستیم که کار صهیونیستها را تمام کنیم
پس شماره یک هم کار شما بوده. بیخود نیست که همه دارند به شما فحش میدهند
مهدی افراز: ما الان دوستانمون امشب تماس گرفتن سوریهن، آوارگان شیعه علاقمند به حزبالله بالا تا پایین همه رو دارن فحش میدن اولهم ایران.
از این که بگذریم، چرا این بابا این پرت و پلاها را میگوید؟ مگر نمی داند هزینه سیاسی دارد.
اعتراف به بریدگی و ریزش بسیجیها
هیچی، میخواهد با قمپز درکردن، جلوی بریدگی و ریزش پاسداربسیجیها را بگیرد
این هم راهبردشان است
معروفی: اگر دیدید کسی با یک نخ قرقره به نظام وصل است با یک ریسمان او را نگهدارید این یک راهبرد است که عده دشمن زیاد نشود
در همین زمینه
آیا خامنه ای می تواند روی بسیجی های ریزشی حساب کند؟!
نمیگوید از ما کم نشود، میگوید دشمن زیاد نشود،
چون میداند وقتی میبرند تبدیل به دشمن خامنهای میشوند.
آدم یاد حرفهای پاسدار اباذری می افتد که بعد از قیام ۱۴۰۱ اعتراف کرد؛ سرداران بزرگی که کم آوردن، مقابل آقاشون ایستادن!
پس اگر بخواهیم در یک اتمسفر درست حرفهای پاسدار نقدی را بخوانیم به سه نتیجه ساده می رسیم:
یک. برای قمپز کردن آمده که حرفی بزند اما آن قدر نفهم است که نمی فهمد وقتی می گوید ما دنبال طوفانالاقصی دو هستیم، اعتراف صریح است که پس؛ طوفان الاقصی یک هم کار خامنهای بوده.
دو. پاسدار نقدی به صورت نه چندان ظریفی! به بسیجیها می گوید دیگر بی خیال وعده صادق۳ شوید! طوفان الاقصی ۲ البته یک شوخی است از همان جنس راه قدس از کربلا می گذرد.
سه. نقدی این را هم فهم نکرده که درست است که بسیجیها و البته پاسداران سهمی از قوه عاقله! و شعور نبردهاند ولی این را حتما غریزی! می فهمند که هوا پس است! نباید الکی این قدر قمپز در کنی!






