ناگفتههای خانم پروین پوراقبال از شکنجه در اوین
پروین پوراقبال زندانی سابق زندان اوین گفت: این زندان برای من یادآور مقاومت و پایداری از طرفی و شقاوت و شکنجه از طرف دیگر است. او درحالی که یک دختر بچه ۱۵ ساله بود باید وصیت نامه مینوشت!
پوراقبال در یک گفتگوی ویژه با «البوابه نیوز» از آنچه در زندان برای او اتفاق افتاده صحبت کرد و گفت آنچه در فیلمهای منتشر شده از زندان اوین میتوان دید، شاید یک هزارم واقعیت نباشد.
واقعیت این است که شکنجههای بسا بیشتری در زندان های دیگر ایران وجود دارد. [امیرحسین مرادی؛ تصویری تکاندهنده از وضعیت وخیم جسمی]
چگونه زندانیان در اثر شکنجه دیوانه میشدند
وی گفت: من در سال۱۹۸۷که در زندان بودم، شاهد بودم که از زندان عادلآباد شیراز چند زندانی را پیش ما آوردند. این زندانیان به دلیل شکنجههای وحشیانه و شرایط سخت آن زندان، مبتلا به بیماری روانی شده بودند.
الان هم من میدانم که شرایط در دیگر زندانها بسیار بدتر از اوین است و شکنجه در زندانهای دیگر، مانند زندان مرکزی کرج، زندان عادلآباد شیراز، زندان دیزلآباد کرمانشاه و زندان وکیلآباد مشهد، بسیار وحشیانه است و این مکانها هنوز محل شکنجه میباشند.
یورش ناگهانی به خانه
پروین پوراقبال میگوید: دستگیریها در ایران بهصورت حمله ناگهانی مأموران اطلاعاتی صورت میگیرد و دراوت ۱۹۸۱ تعدادی از عناصر اطلاعاتی حکومت ایران بهطور مسلحانه به خانه او حمله کردند.
من ۱۵ساله و از خواهرانم بزرگتر بودم. اطلاعاتیها تمام خانه ما را زیر و رو کردند تا بتوانند یک اعلامیه یا کتاب ضدحکومت پیدا کنند. مادرم تلاش میکرد مانع دستگیری من بشود. اما او را هم همراه با من دستگیر و به بازداشتگاه نازیآباد بردند.

در رابطه با شکنجه بیشتر بخوانید
وصیت نامهات را بنویس!
او در ادامه میگوید: مرا در یک اتاق زیر پله که محل نگهداری کبوتر و مرغ خانگی و بسیار کثیف بود انداختند.
شبها از (صدای) شکنجه دیگر زندانیان خوابم نمیبرد. همان روز پاسداری آمد و به من یک برگه وصیت نامه داد و گفت: «وصیت نامهات را بنویس میخواهیم اعدامت کنیم».
خانم پور اقبال داستان خود را چنین ادامه میدهد: «یکساعت بعد یک پاسدار به من و دختر دیگری به نام جمیله و تعدادی از زندانیان هوادار مجاهدین که از بند مردان آورده بودند، گفت میخواهیم شما را اعدام کنیم. چشمانمان را بسته و ما را به سالن بزرگی بردند و دور سالن چرخانده و شلیک میکردند». و این گونه صحنه اعدام مصنوعی برای این زندانیان چشم بسته تدارک دیدند.
در اوین از همان آغاز با شکنجه شروع شد
خانم پروین پوراقبال ادامه میدهد: «چند روز بعد مرا به اوین بردند. در اوین از همان آغاز در راهرو رد خون بود. صدای ناله و فریاد و شلاق میآمد. مرا به اتاقی بردند رو به دیوار نشاندند. رویدیوار رد شلاق و خون بود . بازجویان از ۹صبح تا ساعت ۱۰شب مرا شلاق میزدند و بازجویی میکردند».
این افشاگری خانم پور اقبال بعد از انتشار فیلمهایی از زندان اوین صورت گرفت که در آن با زندانیان به شکل غیرانسانی با آنان برخورد میشود.







