من تنها مادر سهیلا حجاب نیستم
ملیحه شورچه؛ مادر سهیلا حجاب زندانی سیاسی که در اواخر اسفندماه با وثیقه از زندان اوین آزاده شده، نوشت؛ من تنها مادر سهیلا حجاب نیستم آتنا دائمی، ارس امیری، نیلوفر بیانی، رضوانه احمدخانبیگی، مریم اکبری منفرد، سپیده کاشانی، مژگان کشاورز، صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، سمانه نوروز مرادی و نگین قدمیان فرزندان من هستند. آنها را آزاد کنید و خانواده هایشان را دریابید.”
وی در نامهاش نوشته است؛ زندانیان سیاسی را آزاد کرده و خانوادههایشان را دریابید!
این روزها که جهان درگیر بحران کروناست و هزاران هنرمند، ادیب، روزنامه نگار، جامعه شناس، اقتصاد دان، جغرافیدان، حقوقدان و پزشک و محقق در رسانههای اجتماعی بی ریا و غمخوارانه تلاش میکنند تا سامان اجتماعی را تقویت کنند و موقعیت بحرانی را برای جامعه تفسیر و معنا کنند. حاکمان امور کشور را به تعارف برگزار میکنند و به جای آنکه دور میز مقابل لنز دوربینها بنشینند و فکر چارهای باشند با یکدیگر از پشت صفحات مجازی و توییتری بحث و جدل میکنند. عصر تکنولوژی امروز برای هر بیماری در آزمایشگاه ها دلایل علمی قابل اثبات یا ابطال دارد. چه نیازی به دین است؟ روحانیون در حال ایفای چه نقشی هستند که برای رهایی از کرونا مدام از باورهای اعتقادی مردم بهره می جویند؟
زخم تحقیر این ملت به سادگی درمان نمیشود. موریانه فساد و بیاعتمادی گسترده، همه زوایا را در بر گرفته است. به جای متهم کردن یکدیگر به سهل انگاری و رفتن به سراغ دستهای پیدا و پنهان خارجی، بیندیشید که چه کردهاید که مردم در اوج نارضایتی و در حال انفجار هستند؟ و در این میان حفظ جان زندانیان سیاسی و عقیدتی که هر یک صدای گروه های مظلوم، فرودست و آسیب دیده کشور بودهاند و به یک زبان که همانا زبان انسانیت است، اینگونه بیاهمیت برخورد میکنید.
کنشگرانی که آرمانشان دفاع از انسانها در برابر ویروس های طبیعی، سیاسی و اجتماعی جهل، ریا و ظلم و سرکوب بوده است و خواهان فضایی عادلانهتر، آزادتر، اخلاقیتر و منصفانه برای زندگی هستند. مهم ترین نشانه سقوط یک حاکمیت زمانیست که حقوق مدنی شهروندان توسط حاکمان پاس داشته نمیشود.
ایرانی بودن و احساس وظیفه در برابر ایران واژه سنگینی است. به سنگینی ۲۵۰۰ سال تاریخ، به سنگینی خون های مردمانی که تحت لوای آرمان های گوناگون ریخته شد.
وقتی دخترم آزاد شد، به خاطر حفظ سلامتی او از بیماری کرونا خوشحال بودم. اما او خوابهای شبانهاش مغشوش و درهم ریخته است. این یعنی فشارهای روحی بسیاری در دوران بازداشتش متحمل شده است. در تمام دوران بازداشتش، مدام در بیمارستان به بودم و اکنون حال تمام مادرانی که فرزندانشان در زندان هستند را میفهمم، به خصوص اضطراب ناشی از بیماری کرونا.
ملیحه شورچه/ ۲۰ فروردین ۱۳۹۹







