آیا گسترش کرونا توسط خامنهای در ایران یک اقدام عمدی بوده ؟
در حالیکه ویروس کرونا، به بیشتر کشورهای جهان انتقال یافته و تقریبا همه جهان را درگیر خود کرده است، در ایران شبهای وجود دارد که آیا خامنهای و کارگزارانش، عمدی در انتقال این ویروس به کشور داشتهاند و میخواستهاند که در زیر پوش این بحران، رژیم منحوس خود را که در اثر تحریمها و گسترش نارضایتی اجتماعی، به تنگنا افتاده است، راه نفسی برای خود پیدا کنند؟ آیا با این اقدام جنایتکارانه خواستهاند چند صباحی بیشتر به عمر ننگین حکومتشان بیافزایند؟
با توجه به شیوه برخوردی که کلیت رژیم آخوندی و خصوصا خود خامنهای، تاکنون با موضوع کرونا کرده است، این فرض که آخوندهای حاکم، عمدا این بلای خانمانسوز را وارد کشور کردهاند، در بعضی از اذهان قوت بخشیده است. طبعا رسیدن به پاسخ درست، در مقابل چنین سوال و ادعایی ساده نیست و لازمه آن، داشتن اطلاعات صحیح و دقیق میباشد. اما از آنجا که ما در یک رژیم فوق دیکتاتوری و کاملا بسته قرار داریم، مانند بقیه مسائل جامعه، باید با تحلیل عملکردهای رژیم به پاسخ خود برسیم.
بعنوان مثال: در قضیه سرنگونی هواپیمای اوکراینی، رژیم تا سه روز نقش خود در سرنگونی هواپیما را کتمان میکرد. در این سه روز انواع مصاحبهها و موضعگیریها نمود که به مردم و دنیا ثابت کند اشتباه از خلبان و یا نقص فنی بوده است. اما با بازخوانی صحنه، حتی از طرف مردم عادی جامعه، نشان میداد که این هواپیما بطور آگاهانه و توسط پدافند هوایی سپاه سرنگون شده است.
در موضوعات مختلف دیگر نیز، مردم و آگاهان سیاسی، از روی نشانهخوانی توانستهاند به حقیقت آنچه بوقوع پیوسته نزدیک شوند. وگرنه رژیم هیچ اطلاع رسانی درستی در مورد آنها انجام نداده است و همه زد و بندهای آنها در پشت پرده صورت گرفته است. مانند نقش رژیم در سوریه، دخالتهایش در عراق بر سر تعیین نخست وزیران و دولتهایشان، دادن امتیاز به چینیها در خلیج فارس برای روبیدن آن، واگذاری بندر چابهار به هندیها، دادن امتیاز به روسها برای دائر کردن پایگاههای نظامی در بوشهر و چابهار، واگذاری سهم ایران در دریاچه خزر و دهها عمل جنایتکارانه و خائنانه دیگر که همه آنها، از روی نشانهخوانی و بعضا افشاگریهای مردمی رو شدهاند. به همین دلیل هم هست که رژیم آخوندی فضای مجازی را دشمن خود میداند و همواره سعی بر محدود کردن استفاده مردم از آن دارد.
در مورد ورود و گسترش ویروس کرونا در کشور، این مسلم است که دولت چین از آذرماه، به این اپیدمی اذعان کرد و همه کشورهای دنیا نیز از آن آگاه شدند. بدنبال این اطلاعرسانی، کشورهای دنیا شروع به قطع پروازهایشان به چین و کنترل بهداشتی دیگر ترددات زمینی و دریایی نمودند. اما رژیم آخوندی در این زمینه نه تنها پروازهایش را قطع نکرد، که با گسترش این ویروس در سراسر کشور، ماهان ایر به پروازهایش به چین ادامه میداد. تا اینکه خود دولت چین اعلام نمود دیگر به پروازهای ایرانی اجازه ورود به چین را نمیدهد.
این نکته نیز کاملا مسلم است که رژیم خمینی از بدو پیدایشش، بخاطر عدم صلاحیت در کشورداری، همیشه با بحرانسازی و صدور بحران به خارج از مرزهایش، عمل کرده است. خمینی در دو سال اول حاکمیتش، به مردم و همه نیروهای سیاسی و آگاه جامعه نشان داد که صلاحیت کشورداری را ندارد و با فعالیتها و افشاگریهای جریانات سیاسی آنزمان، مشروعیت خود را از دست داد. به همین دلیل بود که دست به اقدامات غیر معقولی چون تسخیر سفارت آمریکا و بعد هم اقدام به جنگی خانمانسوز ۸ساله نمود. خمینی در زیرپوش جنگ و فریادهای پوشالی مرگ بر آمریکای خود، شرایط ویژهای در کشور حاکم نموده و شروع به قلع و قمع نیروهای سیاسی کشور نمود.
امروزه نیز رژیم آخوندی با انواع بحرانهای کشنده و سنگینی روبروست. عدم مشروعیت داخلی و خیزشهای مداوم مردمی، ایزوله بینالمللی، اقتصادی ویران و … اشاره کردن به انواع بحرانهای رژیم در عرصه داخلی و بینالمللی و اجتماعی و اقتصادی، از مجال این نوشته خارج است. اما در یک کلام، از قول رئیسجمهور آن روحانی، میتوان آورد که در روز ۲۱آبان گفت: «از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون سختترین سالها، این روزها و ماههای اخیر بوده و در شرایط غیرعادی، سخت و پیچیدهای قرار داریم».
قیام آبان۹۸ نقطه تعیین کننده مهمی برای فهم شرایط رژیم و نقطه عطف مهمی در ارتقاء جنبش مردمی ایران بود. به دلیل اهمیت و تعیینکنندگی آن بود که خامنهای، مرزسرخی را که ۳۰سال حفظ کرده بود، پاره نمود و مستقیما فرمان شلیک را صادر نمود. خامنهای بخوبی میداند که شرایط هیچگاه به قبل برنمیگردد. در موضوع تحریمها و بازکردن راه نفس سیاسی، میداند که جامزهرهای زیادی سر راهش قرار دارد که باید یکییکی آنها را بخورد. خزانهاش خالی، صدور نفتش قطع، بودجهاش پوشالی، میلیونها مردم گرسنه و بیکار و زخمدیده نیز در کمین فرصتی دوباره هستند تا با قیامی دیگر، سرنوشتش را بطور تاریخی روشن کنند. دستانش در سوریه زیر ساطور است و نفوذ درعراق را هم بعد از هلاکت قاسم سلیمانی دارد از دست میدهد. به این دلایل بود که از ابتدای امسال، سعی بسیار نمود تا بحرانسازی جدید، راه مفری برای خود بیابد. حمله به کشتیهای امارات، کشتیهای عربستان، حمله به تاسیسات آرامکو، زدن پهباد آمریکایی، موشکپرانی به پایگاههای آمریکا در عراق، و … همه از جمله تلاشهای خامنهای برای بحران آفرینی بوده که همگی بینتیجه مانده یا بطرف خودش برگشته است.
اما در رابطه با ورود و گسترش ویروس کرونا به ایران، میتوان اینرا گفت که سران رژیم، از ابتدا آنرا موضوع کوچکی فرض کردند که مانند شیوع آنفولانزا در سال پیش یا شیوع ویروس سارس، چنین عملکرد گستردهای ندارد و با گذشت دو سه هفته قابل جمع کردن است. طبق اسناد افشا شده، مشخص گردیده که رژیم از اوایل بهمن از ورود این ویروس به کشور مطلع بوده. اما بخاطر راهپیمایی ۲۲بهمن و برگزاری انتخابات آنرا آگاهانه پوشانده تا از این دو مناسبت عبور کند و با کشاندن بیشتر مردم به خیابان و پای صندوقهای رای، برای خود مشروعیتی بخرد. قرنطینه نکردن شهر قم نیز از اقدامات آگاهانه و جنایتکارانه دیگر رژیم بود که عاملی برای گسترش این بیماری به تمام کشور گردیده است.
بروشنی میتوان گفت که رژیم، خودش هم از حجم عملکرد کرونا در کشور اطلاع نداشت و سیستمایش را نیز برای مقابله با آن آماده نکرد. سپس با علنی شدن مبتلایان و جانباختگان آن، رژیم باز هم با پنهانکاری جنایتکارانه و بلوکه کردن ماسک و دستکش و دیگر الزامات پزشکی مربوطه توسط سپاه پاسداران، عملا مردم را در مقابله با این ویروس بیدفاع گذاشتند. مسلم است که شرایط فعلی موجب گردیده که روی بسیاری از مطالبات مردمی سرپوش گذاشته شود و مردم را به کنج خانهها بکشانند. نکته مهم دیگر نیز آنست که خامنهای و سپاه جنایتکارش سعی میکنند از شرایط بدست آمده حداکثر استفاده را بنمایند تا در ساخت بمب اتمی به نتیجه برسند. به همین دلایل است که میتوان نتیجه گرفت که رژیم از ابتدا، تصمیم به وارد کردن ویروس نگرفته اما در جریان عمل در گسترش آن دست داشته است. همچنین میتوان به این نتیجه رسید و با قاطعیت گفت که تنها راه نجات کشور از شرایط فعلی، نابودی ویروس ولایت و سرنگونی این رژیم است.







