تظاهرات واشنگتن، در حالی برگزار میشود که تحریمهای آمریکا علیه رژیم، بنیادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حکومت آخوندی را در مسیر فروپاشی قرار داده و رژیم نیزمتقابلا، اقدام به موشکپرانی به پایگاهها و مقرات مختلف آمریکا در عراق، یا حمله به نفتکشها و ساقط کردن پهپاد آمریکا کرده است . مواضع بینالمللی علیه رژیم نیز در همسویی با مواضع آمریکا رادیکالتر میشود. در چنین شرایطی سمت و سوی تحولات سیاسی چیست؟ نقش ما، مردم و مقاومت ایران بر روند تحولات چه تاثیری دارد؟
در همین رابطه آقای موسی افشاردرگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی موضوعات فوق را بر رسی کرده وبه سئوالات پاسخ میدهد
موسی افشار : اگر اجازه بدهید کمی به سابقه و پروسه این بحران نگاه بکنیم چرا ضروری است؟ چون بلحاظ سیاسی معمولاً بین کشورها بحرانهای ایجاد میشود، و بحرانها میتواند به جنگهای منجر بشود، تاریخ شاهد این موضعگیریها و جنگها که در رأس آنها جنگ جهانی اول و دوم و بقیه جنگهای دیگری بوده، یا تنشهای طولانی مدت، آنچه تحت عنوان رابطه بین رژیم ایران و امریکا صورت میگیرد، در محتوی کاملاً متفاوت است با آنچه که ما در رابطه با بقیه بحرانها داریم، چرا ؟ ابتدا باید از رژیم شروع کرد، داستان این است که رژیم ارتجاعی حاکم بر ایران نه توان پاسخگویی طی این ۴۰ سال به درخواستهای برحق مردم ایران برای دمکراسی، پیشرفت، توسعه به عنوان یک کشور مدرن داشته، و نه میخواسته پاسخ بدهد، چون با ماهیت ارتجاعی و قرون وسطایی خودش در تضاد است، چرا رژیم علیه دمکراسی اقدام کرد؟ چرا علیه ایران و با پوشش قرار دادن تیتر اسلام( که ضد اسلام است) شروع کرد همه ارگانهای دمکراسی و دمکراتیک را و ارگانهای که مردم ایران بعد از انقلاب ضدسلطنتی و شوراها و بقیه ارگانها که سعی کردند مردم ایران درکارخانه ها و دانشگاهها در همه مؤسسات بوجود بیاورند، همه را تحت عنوان آخوند ساخته انقلاب اسلامی و جهاد اسلامی و ….. زد داغون کرد و چرا مجلس شورای ملی را به عنوان مجلس شورای اسلامی تغییر داد؟ مهمتر از همه قانون اساسی ایران که قانون ولی فقیه شد، میخواست استبداد دیکتاتوری را در این کشور نهادینه بکند، نه میتوانست و نه میخواست که پاسخگوی مطالبات مردم بعد از انقلاب ضدسلطنتی باشد، در این صورت باید حذف میشد، و این را خوب میدانست.
در نتیجه برای اینکه این مبارزه بزرگ بین مردم ایران برای دمکراسی و برای حق حاکمیت را پنهان بکند، در مقابل خودش را تحت عنوان صدور انقلاب و تحت عنوان ادامه جنگ خانماسوز ایران و عراق و شعارهای باصطلاح ضدامپریالیستی در خارج بحران سازی کرد، رژیم همچنان که خمینی میگفت به ادامه جنگ نیاز داشت و بعد از جنگ هم به ادامه بحران سازی و جنگافروزی و حضور نظامی و باصطلاح نفوذ در خارج نیاز داشت بنابراین ما با چنین معادلهی مواجه هستیم، طبعاً سیاست مماشات جهانی هم با او راه آمد، منتهی رژیم هر اندازه دید زمینه جلویش باز است، شروع بکار کرد، از جمله پروژه اتمی که سرانجام مقاومت ایران بعد از ۱۸ سال پنهانکاری رژیم آن را افشا کرد، کما اینکه بقیه جنایتهایش مثل جنایت در داخل کشور، از قتلعام ۳۰ هزارزندانی در سال ۶۷ و بقیه اعدامهای که ۱۲۰ هزار از بهترین جوانان مردم ایران کشته و تمام مقاومت ایران اینها را افشا کرده است. بنابراین.
اولاً: جنگ اصلی نه بین امریکا و رژیم ، جنگ اصلی بین مردم ایران و رژیم هست.
دوم: آنچه که بین تاریخچه رژیم با امریکا و بقیه کشورهای غرب را تشکیل میدهد آن نیاز رژیم برای بحرانسازی است، چون نمیتواند به نیازهای مردم ایران پاسخ بدهد، رژیم نیازمند چنین بحرانهای است، البته بسیاری از پتانسیلهایش را امکانات را به پایان رسانده و به تدریج به میزانی که تحریمها بر روی رژیم اثر کرده ناچار شد البته رژیم میخواست برای جلوگیری از قیام مجدد بعد از ۲۰۰۹ در واقع ۱۳۸۸ برای اینکه با بحران اجتماعی روبرو نشود ناچار شد پای قرارداد هستهای تحت عنوان برجام در سال ۱۳۹۴ بیاید، و امضاء کرد و خودش را در چنین محدودیتهای با مهمترین برگه و سلاح باجگیری خودش از جامعه جهانی کرد، منتهی بعد از اینکه سیاست مماشات در واقع به بنبست رسید و در جهان غرب و بخصوص دولت جدید امریکا دیدند در چنین سطح از فشارهای تغییر رفتار نمیدهد، تصمیم به فشار حداکثری گرفتند، و وارد خط جدید با رژیم شدند، البته اروپا بطور کامل نیامده است، ولی ناچار است از سیاستهای امریکا دنباله روی بکند الان سیاست آنان عبارت است از سیاست حداکثر همان چیزی که وزیر خارجه امریکا در ۱۲ ماده خودش اعلام کرد، پاسخ به سؤال شما اینکه بین رژیم ایران و امریکا چی در حال گذشتن است باید آن را در چارچوب این حرفهای که زدم دید.
نیاز رژیم به جنگافروزی و بحرانسازی هست، چون نمیتواند با تضادها و نیازهای داخلیش پاسخ بدهد، و نمیخواهد، بخاطر ماهیت ارتجاعی عقب افتادهای که دارد. جهان خارج بطور مشخص سیاست غربی که ۳۰ سال سیاست مماشات با رژیم تحت عنوان اینکه از داخل رژیم یک جریان معتدل و مدره ایجاد بشود که رهبری مقاومت هم گفتند افعی کبوتر نمیزاید، عملاً همین شد، احمدینژاد و الان هم روحانی و بقیه در آمد ، اعتدالی و میانهروی در رژیم ولایت فقیه وجود ندارد، در نتیجه ۳۰ سال سیاست مماشات غرب به شکست انجامید، البته رژیم بسیار از اشتباهاتی که صورت گرفت از اشغال کویت توسط عراق، از جنگهای که در منطقه شد، اشغال افغانستان، و بخصوص اشغال عراق توسط امریکا بیشترین بهره را برد برای پبشبرد همین سیاست خودش ، سیاست داشتن نفوذ در منطقه و باجگیری و شانتاژ جهان برای ادامه سیاست خودش، اگر اینها را وضعیت رژیم را در هم ضرب بکنیم به یک نتیجه میرسیم و آن اسمش این است رژیم وارد مرحله سرنگونی شده است.
آنچه راکه باید در پاسخ به سؤال شما گفت : مهمترین نتیجهگری این است رژیم وارد مرحله سرنگونی شده است، و این هم به دو علت مهم است، یکی داخل، و دومی سیاست بیرونی، در داخل سیاستهای رژیم به شکست انجامیده، با قیام مردم بخصوص از دی ماه ۹۶ تا الان روبرو هست و در خارج هم با شکست سیاست مماشات الان ما با فشار حداکثری غرب و بخصوص امریکا در قبال رژیم مواجه هستیم، بنابراین این منازعه از چنین محتوی برخوردار است، منازعه بین دو کشور و یا دو دولت نیست، این پیشینه بخاطر اینکه یک رژیم عقب افتاده و قرون وسطایی و رژیمی است که توان پاسخگوی به خواستههای مردم را ندارد نمیتواند داشته باشد والا خودش اوت میشود و خودش در هر انتخابات آزادی توسط مردم کنار زده میشود، و الان در داخل ایران شما شاهد حداکثر خفقان هستید به شکلهای مختلف اعدامها ، دستگیریها، و گشتهای مختلف سرکوب، محدودیتی که بر هر کدام از روزنامه نگاران و بقیه دستگاههای اطلاع رسانی عمومی ایجاد میکند، در کنار این حداکثر سرکوب در داخل، چنین جنگافروزی در خارح هست، وقتی میگوییم رژیم به مرحله سرنگونی رسیده دو موضوع دیگر هم با خودش به همراه دارد که این را هم تکمیل بکنم .
وقتی رژیم در مرحله سرنگونی است و اگر این حرف درست است و تمام شواهد هم ضعف رژیم را نشان میدهد آنچه بر روی میز میآید بحث آلترناتیو بحث جایگزین رژیم هست، به این خاطر تظاهرات ما چه در داخل ایران و چه در خارج و تظاهرات مردم ایران و مقاومت ایران و بخصوص تظاهرات خارج کشور در حمایت از قیام داخل و کانونهای شورشی در داخل کشور صورت میگیرد، حائز اهمیت است، چون قبل از هر چیز نشان میدهد در کنار این حقیقت که رژیم وارد مرحله سرنگونیش شده و ناقوس مرگ رژیم در زمینههای مختلف به صدا در آمده در کنارش هم صدای هست بنام صدای ایران و صدای آینده ایران، صدای مقاومت ایران که جایگزین این داستان است این خط بطلانی میکشد بر تمام آن چیزی که رژیم میخواهد بپراکند که نمیخواهیم و نباید بگذاریم ایران سوریه بشود و اگر ایران تجزیه بشود چی میشود؟ پاسخ همه در این تظاهرات و با این و آنچه که شاهدش بعد از تظاهرات بروکسل بودیم که در هفته پیش بود الان ما هم شاهد این مسئله هستیم قبل از هر چیز و قبل از اینکه وارد هر جزئیاتی اعم از جنبههای نظامی و موشکپرانی و غیرهالذالک بشویم، باید به این حقیقت توجه بکنیم رژیم در مرحله سرنگونی است بسیاری از تاکتیکها و بسیاری از آنچه را قبلاً بکار میبرد، و از شانتاژش سود میبرد، الان راندمان منفی دارد یعنی باید بهای سنگینتری به خاطر آن بپردازد.
دوم مسئله آلترناتیو و هر صدایی که امروز در داخل و خارج برای براندازی این رژیم بلند بشود یک گام سرنگونی رژیم را جلوتر میبرد، و به تثبیت هر چه بیشترآلترناتیو منجر خواهد شد.
موسی افشار : رژیم بر روی شکافهای حساب باز کرده بود، بعد از خروج امریکا از برجام ولی فقیه گفته بود آنها خارج بشوند ما آتش میکشیم، نه آتشی بوجود آمد و نه آتش کشیدنی، بلکه رژیم اعلام کرد ما میمانیم، ماند برای خاطر اینکه شکافی باز کرده بود که فکر میکرد میتواند اروپا را رابدنبال خودش بیاورد مضاف بر اینکه امریکا هم برای اینکه بخشی از شرکاء خودش را با تحریمها همراه خودش بکند ابتدا برای ۸ کشور یا بیشتر معافیتهای را قائل شد، رژیم بر روی اروپا و یکی بر این معافیتها و دیگری بر روی سیاست مماشات غرب که باز اینها بال و پر بگیرند و بتوانند در مقابل سیاست حداکثرفشار قرار بگیرند با لابیهای که آنجا دارد روی اینها حساب باز میکرد ولی هر چه جلو آمدیم، قبل از هر چیز بخاطر قیام داخل کشور که حسن روحانی گفت : بعد از قیام داخل کشور بود که رهبری امریکا به این نتیجه رسید از برجام بیرون بکشد، بنابراین رژیم بخوبی میداند تحولاتی که صورت میگیرد بر اساس تحولات داخل کشور است منتهی روی برخی شکافها از جمله اروپا، خریداران نفتش، هند و ژاپن و غیرهالذالک مورد معافیت امریکا در دور اول قرار گرفته بودند، و بعد لابیهای که کماکان این رژیم در خارج دارد و یکی از مهمترین کار این لابیها شیطانسازی علیه مقاومت است، برای نشان دادن اینکه رژیم بی جایگزین است، و باید به این رژیم تن داد، روی این ۳ حساب باز کرده بود ولی دیدیم تا همین لحظه نه از سازوکار جدید اروپاخبری هست و بسیاری از شرکتهای اروپایی ایران را ترک کردند و یا از ترس مجازاتها و تحریمهای امریکا وارد معامله نشدند الان فروش نفت رژیم به زیر ۴۰۰هزار بشکه رسیده و این بسیار خفه کننده است بویژه تحریمهای دیگری از جمله در زمینه پتروشیمی و فلزات اضافه شده و به شدت بر روی بودجهای که رژیم گذاشته بود و میدانید بخش زیادی هم صرف شبه نظامیان خارجی و پروژههای موشکی و نفوذ و حضورش در کشورهای دیگر میشود، همه اینها نیاز به هزینههای دارد که رژیم الان به شدت با تنگنای مالی این موضوع قرار دارد، بنابراین بر روی اینها حساب باز کرده بود که در عمل انجام نشد این شکافها عملاً بسته شد و ما شاهد موضعگیریهای وزیر خارجه آلمان و همین دیروز وزیرخارجه فرانسه بودیم که در برابر مانورهای که رژیم میخواهد بر روی بندهای برجام بدهد موضعگیری کردند و نشان دادند آن شکافی که رژیم سعی میکند باز بکند یا استفاده بکند در عالم واقع چنین چیزی وجود ندارد.
موسی افشار : ما قبلاً از سیاست مماشات صحبت کردیم سیاستی که بطور استراتژیکی چشم دوخته بود که یک جریان مدرهای از داخل رژیم بیرون بیاید، این سیاست به بنبست رسید و شکست خورد. اروپا و کشورهای اروپایی بیشتر بخاطر منافع اقتصادی و تجاری داشتند طبعاً سعی میکردند بیشتر این فرصت را به رژیم بدهند و حفظ بکنند، منتهای با بعد از برجام و ۲۰۱۵ در سال ۹۴ که امضاء شد، با دخالت هر چه بیشتر رژیم در منطقه مواجه شدند، با ناامن سازی کشورهای منطقه و با سیاست موشکی و بخصوص با گسترش سیاست تروریستی در کشورهای اروپایی، داستان بمبگذاری در آلبانی، تلاش برای بمبگذاری در مراسم سالانه مقاومت در ویلپنت در فرانسه، و بقیه جاها، و کشورها، پس با رژیمی مواجه هستند که نه تنها چشماندازی از مدراسیون، میانه روی ، و غیرو ندارد، الان هم سیاست اینکه رژیم را مجبور به تغییر رفتار بکنند در پیش گرفتند، با چنگ و دندان نشان دادن بیشتر از جانب رژیم درست مثل حیوان درندهای در گوشهای و کنجی گرفتار شده بیشتر سعی میکند برای بقاء خودش درندهگی بیشتری از خودش نشان بدهد، کشورهای اروپایی دیدند نمیتوانند علیه امنیت منطقه، که به شکل دیگری منافع آنان را به خطر میاندازد، با رژیم راه بیایند، والا تا جای که به کشورهای دیگر مربوط میشد هم هیئتهای اقتصادی آنان به ایران رفت، هم قراردادهای زیادی توتال و رنو و بقیه بستند، تا جای که به کشورهای اروپایی میشد جلو رفتند و دیدند حتی بلحاظ اقتصادی رژیم رفرمی نمیکند.
مثلاً ۱۵۰ میلیارد دلار اموال منجمد شده داراییهای بلوک شده رژیم بعد از توافقنامه برجام آزاد شد، اینها چشم دوخته بودند این سرمایه عظیم وارد رونق اقتصادی ایران بشود و اینها هم برای همین رفته بودند قراردادهای جدیدی ببندند، و باصطلاح فصل جدیدی ایجاد کنند، اما ما گفته بودیم رژیم قرون وسطایی و عقب افتاده است، اینطور نبوده که پتانسیلهای رشد را نداشته ، خیر پتانسیلهای رشد صد برابر هم داشته منتهی خرج چیزهای دیگری کرده، برای رژیم ماندگاری گره خورده در حسن نصرالله در حزبالله(حزبالشیطان)، پیوند خورده به بشار اسد جنایتکار، و بقیه مزدوران خودش و اول میخواهد برای نگهداری خودش آنها را نگه بدارد، که خط را در آنجا ببندد بنابراین رژیم جزء به ماندگاری خودش به چیزی فکر نمیکند، در تمام شعارهای تظاهراتها و مردم که میگویند هست، که این رژیم فقط به خودش فکر میکند و به مردم فکر نمیکند، «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن»، رژیم فقط به خودش و حیات ننگین خودش فکر میکند چون پایگاهی در ایران و در بین مردم ندارد، بنابراین راهها و کمکهای که اروپاییها کردند و شما پرسیدید که راهی ممکن است با رژیم داشته باشد الان به شکست انجامیده است.
موسی افشار : آلمان بزرگترین شریک اقتصادی رژیم برای دوران طولانی بوده، و طبعاً بزرگترین قدرت اقتصادی اروپا محسوب میشود طبعاً فرانسه و کشورهای دیگری هستند اما بیشتر تاثییرات سیاسی دارند، از جمله انگلیس، ایتالیا، ولی قطب اقتصادی اروپا آلمان هست، آلمان بدلیل موقعیت اقتصادی و طبعاً چشمانداز احتمالی( زیرش دو خط) ، اقتصادیش در رابطه با ایران بیشترین منافع اقتصادی را در نظر میگیرد، بخاطر چنین رویکردی و بخاطر چنین منافع اقتصادی همواره لیبرالترین سیاست را یا مماشات گرایانه ترین سیاست را در رابطه با رژیم اتخاذ میکرده، مثلاً در قیاس با فرانسه و سایر کشورها، مثلاً سر توافق هستهای برجام فرانسه سعی میکرد سختگیری بیشتری بشود که بعدها با مشکلات کمتری با رژیم مواجه بشود، و فرصتهای کمتری در آینده برای رژیم قرار بگیرد، که الان رژیم روی انها مانور میکند که ما فلان بند را رعایت نمیکنیم و به این صورت میخواهد شانتاژ بکند، ولی المان اینطور نبود، آلمان با رژیم در این زمینهها راه میآمد، چشمش را بیشتر از بقیه کشورها بر روی نقض حقوق بشر در ایران میبست، راجع با تحولات داخلی ایران با خویشتنداری بیشتری برخورد میکرد، علیرغم این وقتی وزیرخارجه آلمان ایران رفت و مذاکره کرد، با اینکه در خیلی چشماندازها به نظر میرسید به توافقهای برسد، دیدیم با شکست انجامید چون همانطور که درابتدای صحت عرض کردم رژیم در مرحله سرنگونی است، در مرحله سرنگونی رژیم فقط احتیاج به تنفس مصنوعی دارد، به اینکه از جای به او کمک برسد، نه اینکه خودش را تغییر بدهد آنطور که جهان غرب میخواهد، خامنهای با همان وقاحت ولایت فقیهی خودش گفت ما اینطوری قبول نداریم اروپا اگرمیخواهد بیطرف باشد باید آنچه که امریکا خراب کرده را هم درست بکند، خسارتش را هم بپذیرد، خسارتی که امریکا بابت برجام به ما وارد کرده را بپذیرد، وقتی وزیرخارجه آلمان میرود و درخواستهای جدید جامعه جهانی را جلوی روی رژیم میگذارد این خیلی تفاوت دارد با خواسته علی خامنهای که توقع دارد اروپا بیاید و جبران خسارتی که از امریکا به رژیم وارد آمده را بدهد.
موسی افشار : روی این حساب کرده بود که النهایه اروپا به دو دلیل یکی اینکه سیاست امریکا به ته خط نخواهد رسید، تشدید سیاستش آنقدر نخواهد بود، و منافع اقتصادی که اروپا در منطقه دارد بطور مشخص در رابطه با رژیم باعث خواهد شد که در مقابل سیاست امریکا قرار بگیرند، یعنی در اساس بر روی شکاف بین اروپا و امریکا حساب باز کرده بود، ولی از آنجا که رژیم در مرحله سرنگونی فاقد امکان مانور هست زمانی بود که توافق هستهای هنوز وجود نداشت، برای رژیم امکان مانور بود، مانور اینکه به اورپاییان بگوید من که با امریکا طرف نمیتوانم بشوم او زور میگوید و ویخواهد سرنگون بکند و الی آخر، ولی با شما حاضرم کنار بیایم، ما پروژه اتمی داریم شما هم امکانات اقتصادی دارید بیایید پروژه اتمی ما را مابهازاء درهای اقتصاد ایران بر روی شما باز باشد با هم معامله بکنیم.
این زمانی بود که زمانش تمام شد، با امضاء برجام این امکان بزرگ مانور که شما میپرسید روی چی حساب باز میکند این بازی تمام شد و به آخر رسید، تا جایی که به اروپاییان برمیگشت وقتی ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه آزاد میشود فصل جدیدی از اقتصاد درایران را ایجاد بکند و فضای جدیدی ایجاد بکند و این فضاء تاثیرات سیاسی اجتماعی خودش را خواهد داشت و آن مدراسیونی که رژیم با اختیار خودش حاضر به تن دادن به آن نبود الان با فشار اقتصادی به این سمت هدایت بشود چنین چیزی اتفاق نیافتاد چون دراین رژیم ولایت فقیه علیه مردم خودش صبح تا شب عمل میکند سرپا است ما با یک رژیم معمولی حتی با مردمش هم دوست نیست سروکار نداریم با رژیمی سروکار داریم که صبح تا شب این مردم را از بین میبرد در جریان سیل دیدیم کدامیک از امکانات سپاه یا ارتش در خدمت سیلزدگان قرار گرفت و تا الان وضعشان چطور است و از قبل هم زلزله سرپل ذهاب و بقیه جاها را دیدیم و تا الان ادامه دارد، این رژیم فقط و فقط برای غارت و چپاول و سرکوب مردم هست که ادامه میدهد، رژیم بر روی چنین شکافهای حسابهای باز کرده بود که اروپاییان با رژیم ادامه بدهند ولی بخاطر اینکه با بنبست روبرو است و مینیمم تغییراتی که میخواهد را نمیتواند بدهد بنابراین اروپا هم در رابطه با رژیم در حال به بنبست رسیدن است و شکافی که درابتدای خروج امریکا از برجام باز بود در حال بسته شدن است.
موسی افشار : من به این هموطن اطمینان میدهم که تظاهرات و سلسله تظاهراتی که امسال و بعد از فراخوانی که رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی دادند در همبستگی با مقاومت ایران در مقاومت مردم در داخل این سلسله تظاهرات که از بروکسل شروع شد و امروز در واشنگتن در جریان است در روزهای آینده در برلین و بقیه پایتختهای کشورهای اروپایی ادامه خواهد داشت در پاسخ به همین خواسته برای جداسازی صف مردم ایران از رژیم ضدبشری خمینی(خامنهای) و آخوندی حاکم و تمام پاسداران و بسیجیانی که هست، مردم ایران خواستار یک زندگی صلحآمیز و پیشرفت، دمکراسی و حاکمیت مردمی هستند، خواستار زندگی صلحآمیز با همسایگانشان هستند، خواهان پایان دادن به همه جنگافروزیها هستند، و طبعاً این تظاهراتها به بهترین شکلی بخصوص در امریکا این را بیان میکند، البته موقعی که این تظاهرات برنامه ریزی شد ما خبری از این اقداماتی که رژیم میخواهد بکند مثل حمله به پهباد و غیره نداشتیم، ولی کاملاً مشخص بود این رژیم در بنبست سرنگونی است در این موقع به خیلی کارها دست میزند، که الزامات عواقب و پیامدهایش برای خودش هم قابل محاسبه نیست، و مجبور است اینکارها را بکند، چون با چنین سیاست حداکثری روبرو است، وضعیتش در داخل به شدت بحرانی است، و نهایتاً این بحرانها در داخل رژیم ریخته میشود.
موسی افشار : تا جای که به کشورهای جهان از جمله امریکا برمیگردد بارها و بارها گفتند که نه قصد تغییر این رژیم را دارند نه قصد جنگ دارند، بطور واقعی در طی این ۴۰ سال دنیا با این رژیم در نه جنگ بوده است.
مماشات فقط حاکم بوده، و الان هم تا جای که به کشورهای جهان برمیگردد، بدنبال این بودند که یک مدره در درون رژیم بوجود بیاید ولی نه شده و نه میتوانسته بشود، سیاست مماشات به بنبست رسیده است، حالا سیاست امریکا این شده که حالا که به بنبست رسیده ما سیاست حداکثری را برویم تا بتوانیم تغییر رفتار را به رژیم تحمیل کنیم، برای همین مستمر میگویند ما شماره تلفن فرستادیم، آماده مذاکره هستیم، آماده تماس گیری هستیم، پای خط میآیند، آنها خواستهشان این است وآنها بدنبال این هستند که جلوی ناامن کردن منطقه و همه جاهای که رژیم نفوذ کرده و بنیادگرایی را دامن میزند بگیرند.
اما آنچه به مقاومت ایران برمیگردد کاملاً متفاوت است، مردم ایران خواستار سرنگونی رژیم هستند، مردم ایران و کانونهای شورشی سر جنگ با رژیم دارند، و رژیم ضدبشری را سرنگون خواهند کرد. خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در پیامی که برای تظاهرات فرستادند، جواب این سؤال را دادندکه این تظاهراتها چه تاثیری در داخل خواهد داشت، ایشان گفتند: بلاخره سیاست ادامه مماشات یا قاطعیت، الان این سؤال در برابر جهانیان قرار گرفته است، و این تظاهرات این را میگوید در برابر رژیم جزء قاطعیت پاسخی نیست، مماشات به بنبست رسیده و این رژیم سیاستی جزء قاطعیت و در برابر سیاست شانتاژش یا با پهباد، یا با حمله به سفارت امریکا است و یا نفتکش ها و یا جاهای دیگر کشورهای همسایهمان هست، در برابر شانتاژهایش باید ایستاد و رژیم در مرحله سرنگونی است، این را تاکید کردند و نکته دیگری این است، که در مرحله سرنگونی رژیم موضوع و مسئله اساسی روی میز آلترناتیو هست، جایگزین است، و مردم ایران چنین جایگزینی را دارند، شورای ملی مقاومت با برنامه خودش با ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی چشمانداز ایران آزاد آینده را رسم کرده و نکته مهم این است که مردم ایران خواستار آزادی و حقوق بشر هستند، این آزادی و حقوق بشر الان در گرو سرنگونی رژیم و پیروزی مقاومت ایران است ما بدنبال آزادی و حقوق بشر هستیم، وقتی ما بر روی این دو خواسته متمرکز میشویم، یعنی این رژیمی که میخواهد سرکوب بکند، رژیمی که میخواهد حاکمیت استبدادی و دیکتاتوری خودش را ادامه بدهد، و این سلسله تظاهراتها خواسته مردم ایران در سطح جهانی نشان میدهد، هر چه بیشتر نامشروع بودن رزیم را تثبیت میکند و مشروع بودن آلترناتیو دمکراتیک و بخصوص اینکه رو به سوی داخل ایران هر گونه تلاش برای آلترناتیو سازی بازی با برگههای سوخته دیگر را اعلام میکند، که چنین چیزی وجود ندارد، مردم ایران راه خودشان برای آزادی و حقوق بشر و برای دمکراسی را انتخاب کردند، و نیروی که متضمن و تأمین کننده این آزادی هست را به بهترین شکل در سخنرانی خانم مریم رجوی امروز بیان شد.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=H2rrQyFFh-o” title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







