یکشنبه, ۲۶ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

اصلاح طلب؛ اصول گرا ؛ اسم رمز چپاول کشور: گفتگو با عزیز الله پاکنژاد

۵ خرداد, ۱۳۹۷
اصلاح طلب اصول گرا ؛ اسم رمز چپاول کشور
Share on TwitterShare on Facebook

اصلاح طلب؛ اصول گرا با روی کار آمدن محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور در دوم خرداد ۱۳۷۶ اوج گرفت و اینطور وانمود می‌شد که می‌خواهد رژیم قرون وسطایی را اصلاح کند. اما صرفاً برای بقای رژیم بوده است.

با گذشت زمان این موضوع برای مردم ایران روشن شد؛ طنین فریاد دانشجویان دلیر در قیام دی ماه ۹۶ بود که میخ را برتابوت هردوباند کوبیدند وگفتند؛ اصلاح طلب- اصول گرا—دیگه تمومه ماجرا.

سئوالاتی دراین رابطه مطرح شده که آقای عزیز الله پاکنژاد طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به آنها پاسخ می‌دهد.

پرسش: روی کار آمدن خاتمی محصول چه فرایندی بود؟ آیا این پدیده زاییده اختلافات درونی رژیم بود؟ یا اینکه نه یک نمایش بود؟

عزیزالله پاکنژاد: در مورد این سؤال باید عرض کنم زمینه‌های این در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی ایجاد شده بود و آن تغییرات زیادی که در زمینه اقتصادی و اجتماعی با روی کار آمدن رفسنجانی که ایجاد کرده بود، اکثریت مردم به دلیل سیاستهای ویرانگر وضعیت فلاکت باری پیدا کرده بودند، فشار جامعه برای گشایش سیاسی هم بالا بود، از آن طرف هم حکومت نمی‌توانست خواسته مردم را برآورد بکند، جامعه می‌توان گفت در مرز انفجار قرار داشت، به همین دلیل از نظر سیاسی و مقاومت مردم؛ نظام ولایت فقیه مثل سابق نمی‌توانست مردم را با سرکوبی و فشار ساکت کند.

اختلافات دوران آخر رفسنجانی بین باندهای درون نظام هم بسیار بالا گرفته بود، حتی در کل نظام و باندهایش نمی‌توانست بر روی یک کاندید برای انتخابات ریاست جمهوری بعد از رفسنجانی توافق بکنند، و به نوعی حاکمیت قفل شده بود، برای همین وقتی آخوند محمدخاتمی که جزء جامعه روحانیون باصطلاح مبارز بود و بعد از کلی دعوا سر آمدن و کاندید شدن پذیرفت که کاندید بشود، نظام مجبور شد بعنوان یک پروژه امنیتی برای حفظ نظام توافق بکند، چون خوب فهمیده بودند کاندیداهای دیگر از طرف باندهای مختلف رژیم مثل باند موتلفه و جامعه روحانیت مبارز، کسانی را مثل ناطق نوری و رضا زوراه‌ای و محمدی ری شهری را کاندید کرده بودند ولی می‌دانستند اینها هیچ برنامه‌ای برای گسترش و سرو سامان دادن اوضاع ندارند، و محبوبیتی هم بین باندها نداشتند، بنابراین به پروژه خاتمی تن دادند، که تئوریسین آن هم شخصی بنام سعید حجاریان بود، که یکی از مؤسسین وزارت اطلاعات رژیم بود، و آخوند خاتمی را که متفاوت با بقیه آخوندهای نظام بود را در نمایش انتخاباتی بسیار حساب شده روی کار آوردند، بعد از آن خودش را باند اصلاح‌طلب معرفی کرد ولی هیچوقت مشخص نشد چه فرقی در سیاستهای اساسی با باند دیگر رژیم دارد، سر اتمی و سر دخالت در منطقه، در تروریسم، کاملاً با ولی فقیه همسو و همکار بود، برای ادامه کارشان یک موضوع را با جدیت روی میز گذاشتند، برای پیش بردن این که گویا رژیم ولایت فقیه تحت تأثیر تغییراتی که در دنیا بوجود آمده (جهان دو قطبی به دنیای چند قطبی تبدیل شده بود، البته از نظر آنان)؛ چون اردوگاه شرق متلاشی شده بود اینطوری استدلال می‌کردند که اتحادیه اروپا با همه تنوع‌های فکری، سیاسی، اجتماعی خودش و قدرت نظامی و نفوذی که در نقاط مختلف دنیا دارد، می‌تواند وسط آمده و نقش عمده‌ای در دنیا ایفا بکند، به همین طریق رژیم ولایت فقیه محکوم به تغییر و اصلاح است، یعنی از این زاویه وارد می‌شدند، که این اجبار است و باید تغییر بکند و اصلاح بشود، و دیگر مثل گذشته نمی‌تواند ادامه بدهد، مثلاً می‌گفتند ولی فقیه حذف می‌شود و یا مشروط می‌شود، از این حرفها زیاد بود، و یا شورای رهبری بوجود می‌آید که برای تبلیغات مفت بود وخیلی ها را گول زد، و با خودش هم برد.

یک طرح فاشیستی هم داشتند، در مورد مقاومت ایران که سعی کردند ضربه هم بزنند، و این استدلال را می‌کردند اگر مقاومت ایران و مجاهدین را از صحنه سیاسی ایران حذف بکنند، یعنی فیزیکی نابودش بکنند، همه چیز روبراه می‌شود، و رژیم به آرامش می‌رسد و سرکوبی و کشتار را متوقف می‌کند، چرا چون رژیم از این مقاومت می‌ترسد و ان را تنها دشمن خودش می‌داند، و از او وحشت دارد و می‌ترسد به همین خاطر فضای باز سیاسی در داخل را بسته است، و این خزعبلات حوزی و مزخرفات زیاد می‌گفتند، و به خورد مردم ایران و جهان می‌دادند، که البته این حرفها همه‌ش آبشخورش وزارت اطلاعات رژیم بود، و جزء همین سناریوی امنیتی بود که همه جا تکرار می‌کرد، متاسفانه گروه‌های و سازمانها و شخصیتهای سیاسی بودند که در آن شرائط حساس هرموضوعی که پیش آمد نکه حمله خودشان را به سمت مقاومت گرفتند، و فشارهای که از هر سو به مقاومت وارد می‌شد اینها آن را افزایش می‌دادند.

درمورد سوالتان که خاتمی در چه فرآیندی سر کار آمد می‌توان گفت باندهای مختلف رژیم اختلافهای غیر قابل حل داشتند، اما با این کار یک نمایش موفق را برای خودشان رقم زدند، که در عین واقعی بودن اختلافات همه جانبه‌شان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی که حرفهای مختلفی می‌زدند، اما برای نجات نظام این پروسه متفاوت را شروع کردند، حاصلش فریب دنیا بود، و فریب قریب باتفاق بعضی از نیروهای سیاسی (البته بجزء مقاومت ایران) هم در داخل و هم در خارج کشور شدند، به مدت ۸ سال که خاتمی بر سر کار بود وحاصل کار او هم روی کار آمدن احمدی نژاد بود که داستانش متفاوت است.

پرسش: خاتمی کی بود و چه سوابقی داشت؟

عزیزالله پاکنژاد: خاتمی در عین اینکه آخوند زاده بود خودش هم آخوند بود، اهل اردکان یزد بود و فعالیتهای سیاسی خودش را (البته خودش و اطرافیانش گفتند) از سال ۱۳۴۱ درانجمن اسلامی در دانشجویان اصفهان شروع کرده است، در سال ۱۳۵۹ یعنی ۱۸ سال بعد نماینده مردم اردکان و میبد در مجلس رژیم بوده است، و همانجا به خاطر خدماتی که داشته و استعدادی که داشت خمینی او را نماینده خودش و سرپرست موسسه کیهان کرد، که الان دست شریعتمداری است، از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۱ اوج کارهایش بود و به مدت ۱۰ سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رژیم را به عهده داشته است، در طول جنگ ۸ ساله معاون فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا بوده و ریاست ستاد تبلیغات جنگ را به عهده داشته است.

در ۸ سال جنگ ؛ بسیاری از جنایات جنگی در حق کودکان ایران با انجام مغزشویی و فرستادن کودکان بر روی مینهای میادین جنگ داشته است، و درکارنامه‌اش است، مقامات دیگری هم داشته معاون رئیس جمهور بوده و رئیس کتابخانه ملی بود، در سال ۱۳۷۵ با حکم خامنه‌ای (ولی فقیه امروز) عضو شورای عالی فرهنگی می‌شود که چه جنایاتی در دانشگاه‌های ایران انجام دادند، و یک پای ثابت دفاع از نظام بوده و مشوق سرکوبی دانشجویان دردانشگاه های ایران در قیام ۷۸ بود، سال ۱۳۷۶ به مدت ۸ سال رئیس جمهور نظام بوده است، در حال حاضر مغضوب ولی فقیه است و گاهی وقتها سر از لانه در می‌آورد و ابراز نگرانی، برای موجودیت نظام می‌کند.

پرسش: مقاومت ایران بر اساس چه تحلیلی اصلاح طلبی خاتمی را رد کرد و سرسختانه در مقابل این جریان ایستاد و آقای رجوی گفت افعی کبوتر نمی‌زاید؟

عزیزالله پاکنژاد: مقاومت ایران نیازی به تحلیل خاصی نداشت، مقاومت ایران در کلیتش و بخصوص آقای مسعود رجوی خیلی خوب این رژیم و ماهیتش و اعمالش رفتارش را می‌شناختند، بخوبی می‌دانستند این رژیم به کجا می‌خواهد برود، و چه می‌خواهد، بن بستهای سیاسی و سیاسی اجتماعی ایدیولوژیکی نیروی روحانیت (آخوندها) را در ایران دیده بودند وبارها هم اعلام کرده بودند، اگر نگاه بکند بیانیه‌های شورا و اطلاعیه‌های مسئول شورا در آن زمان صادر می‌شد شناخت دقیقی از این نظام واهدافی که چه در ایران و عرصه منطقه و دنیا انجام داده آنجا ارائه می‌دهد، و در آنجا گفته شده و دراختیار همگان هست، همین الان هم همان حرفهای که زده شده تازه است و این رژیم رژیمی است که از این زاویه در همان زمان بود، تغییری نکرده و بدتر شده که بهتر نشده است، وحشی‌تر و جنایتکارتر شده، که اصلاح نشده است.

با این شناختی که مقاومت ایران از این نظام داشت درمقاطع مختلف به وضوح می‌دانست این رژیم هیچگاه یک رژیم سازگار با این دنیای امروزی نبوده و نمی‌شود، قرار نبوده خصلتهای ضدانسانی و ضدایرانی خودش را از دست بدهد، وقتی خاتمی بر روی کار آمد، دنیا محو چهره شیادی آخوند خاتمی شده بود، مقاومت ایران تنها نیروی مطرح و جدی بود، که دنیا را نسبت به این ترفند رژیم با افشاگریها آگاه می‌کرد، همه تقریباً آن طرف بودند، یا پاسیو بودند، ولی مقاومت ایران پشت سر هم افشاگری می‌کرد، همین جمله تاریخی آقای رجوی که افعی کبوتر نمی‌زاید این را هر جریانی که گروهی و مقامات مماشاتگر درکشور های مختلف در عرض این سالیان یکطوری به آن رسیدند، و بر زبان آوردند، همین ایستادگی مقاومت بود که فشارهای خردکننده را بر رویش داشت، اگر دقت کرده باشید، فشارهای بسیار زیادی در همه زمینه‌ها و در همه جاها از طرف دولتها و سیاستگذران مماشاتگر در همه دنیا روی مقاومت وجود داشت، و تا امروز که هر کسی می‌آید و می‌گوید پروژه خاتمی شیاد فریبی بود که عمر رژیم را دو دهه اضافه کرد، از آن روز تا الان مقاومت ایران تسلیم نشد و بر پرنسیبهای افتخار آمیزش یعنی سرنگونی تام و تمام این نظام ایستاد و رژیم را به روزی انداخته که الان همه می‌بینند.

پرسش: از ۲ خرداد ۷۶ که خاتمی روی کار آمد تا دیماه ۹۶ که شعار اصلاح طلب اصولگرا همه‌ی جامعه ایران را دربر گرفت کمی بیشتر از ۲۰ سال طول کشید، محصول این ۲۰ سال چی بود؟

عزیزالله پاکنژاد: نزدیک به ۲۲ سال جریان اصلاح‌طلب قلابی در ۲ دوره روی کار بود، یک دوره ۸ ساله آخوند خاتمی بود، که به خودش و حلقه‌ش حلقه کیان می‌گفتند، دوره دوم هم روحانی بود که الان سر کار هستند و به اینها حلقه نیاوران می‌گفتند، باند اول بر روی مسائل سیاسی کار می‌کردند و این یکی بیشتر بروکرات بودند، این دو حلقه در عین اینکه با هم مخالفتهای داشتند اما بر روی حفظ نظام کاملاً با همدیگر یکدست بودند، و مشترک عمل می‌کردند، دروسط این ۲ دوره یک دوره احمدی‌نژاد است که محصول کارهای بود که در دوره خاتمی انجام شد، همان موقع که احمدی نژاد بر سر کار آمد کاملاً این ۲ باند اصلاح طلب را کنار گذاشت ولی در بدنه نظام بودند و برای حفظ نظام کوشش می‌کردند، اما حاکمیت ۲۲ ساله این ۲ باند محصولی جزء فاجعه نداشته است، تمام آن ادعاهای جریان اصلاح‌طلب قلابی که می‌گفتند دمکراسی برقرار می‌کنیم و آزادی می‌آوریم همه باد هوا بود و برای فریب مردم بود و هیچوقت هم تحقق پیدا نکرد.

عملکرد خاتمی در زمنیه اقتصادی فساد مالی و گسترش فساد اداری بود، و همه شرها از آنجا آمده است، البته رژیم در تمامیتش شر است ولی در آن زمان بدتر بود، فساد مالی و فساد اداری باعث خسارات زیادی به جامعه ایران شد، این‌ها برای خودشان اجرای تصمیمات ولی فقیه در تمام امور می‌دانستند و همین کار را کردند یعنی ولی فقیه ارگانهای امنیتی در بالای سر ادارات آنان می‌گذاشت و آنان هم تن می‌دادند، و باز شدن دستشان در ترور در کشورهای منطقه با این شیادی در همین دوره بود، چون با آمدن خاتمی رژیم به نوعی توانست وارد جامعه جهانی بشود، تحت تأثیر آن سیاست جهانی که حاکم بود به این مشروعیت دادند. اصحاب مماشات برای آنان سنگ تمام گذاشتند. کارهای دیگراصلاح‌طلبها سانسور دگر اندیشان بود، اقلیت‌های را تحت اذیت و زندان و شکنجه قرار دادند، ملیت‌های ایران را تحت فشار قرار می‌دادند،.یکی دیگر از کارهایشان تثبیت موقعیت ولایت فقیه بود، قتل‌های زنجیره‌ای، ایجاد رانت حکومتی برای افراد دستگاه خودشان، این‌ها نمونه‌های طیف اصلاح طلبی که با خاتمی در حکومت بودند، که الان در دوره روحانی همان کارها انجام می‌شود، خودشان میگویند رئیس جمهوری در حد تدارکاتچی ولی فقیه است، و این خیانتها در تاریخ به اسم این طیف ثبت است، و فکرمیکنم در این دوره خاص راه فریب مردم ایران و دنیا بسته شده است، در مورد باند اصولگراها نیازی به توضیح نیست و مردم روزمره با آنها درگیر هستند، شاهد اعمال آنان هستند و جنایتات آنان را دیدند، خلاصه حاصل کار این ۲ باند (اصولگرا، اصلاح‌طلب) بجزء همان شعاری که مردم می‌دادند اصولگرا، اصلاح‌طلب دیگه تمامه ماجرا نمی‌توانسته باشد، که همین بیان کننده نفی تمامیت نظام است با این بازیهای که می‌کند.

پرسش: هدف سیاست مماشات در حمایت از باند باصطلاح اصلاح‌طلب چه بود و چه نتایجی در ایران و منطقه داشت؟

عزیزالله پاکنژاد: این مسئله طولانی است ولی من در یک جمله خلاصه‌ش می‌کنم، سیاست مماشات از طرف دولتهای غربی و بطور خاص امریکا بر بستر یک طرح استراتژیک شکل گرفت، این سوار شده بود بر یکسری دسته بندی سیاسی و نظامی و بر پایه قومیت در منطقه شکل گرفته بود، چیزی که آنان برای مردم این منطقه تصمیم گرفتند، بر خلاف همه پرنسیبهای مورد ادعای خودشان انجام دادند و مردم را برای انتخاب سرنوشت خودشان آزاد نمی‌گذاشتند، حکومت‌های غیر مردمی با این حمایتها بر سر کار باقی می‌مانند، مردم را استثمار و کشتار می‌کردند.

علاوه بر اینها منافع اقتصادی بخصوص در مورد اروپایی‌ها عمل می‌کرد و نقش بسیار مهمی داشت، که این باند اصلاح طلب از نظر آنان اینکار را بهتر انجام می‌داد، ودر چارچوب این سیاستها که قدرتها داشتند این باند اصلاح‌طلب بهتر از باند ولی فقیه عمل می‌کرد، باند خامنه‌ای بدلیل خصلت‌های ارتجاعی قادر به اجرای سیاست مماشات یعنی مراجعه به آراء مردم را بپذیرد در توانش باشد، اما این اصلاح‌طلبهای قلابی بلاخره در یک نمایش انتخاباتی به قدرت رسیده بودند واز نظر آنان مشروعیت داشتند، و پذیرفته شده بودند.

در طی سالیان این باند اصلاح‌طلب با برخورداری از حمایت خارجی با ترفندهای همیشگی که بکار می‌گرفتند، تنها کاری را که به پیش بردند افکار پلید خمینی بود، همین سیاست مماشات که با رژیم همکاری و همراهی کردند برای مردم چی داشته است؟ جزء فقر و بیکاری و مرگ و دیگرمعضلات اجتماعی که می‌بینید، واقعاً چیزی نداشته، مثلاً بستن دست و پای مقاومت ایران در خارج کشور و کشورهای اروپایی که آن سیاست ننگینی که بکار گرفتند و قرار دادن شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین در لیست ترویستی در امریکا و اروپا و ضربه زدن به مردم ایران به اینکارها در راستای رسیدن به آن چیزهای که می‌خواستند، اضافه بر همه اینها جنایات رژیم در کشورهای منطقه بر روی همین چشم‌پوشی‌ها بود. مثلاً لابی‌های رژیم در خارج کشور بعضی اوقات به هزینه همین قدرتهای مماشات گر که انواع و اقسام بودجه با روشهای مختلف در اختیارشان می‌گذاشتند که جولان بدهند و بر علیه مردم ومقامت ایران توطئه بکنند، پس می‌شود گفت نتیجه اصلی این سیاست تا چند وقت پیش (البته جدید در امریکا تغییراتی پیش آمده و چیزهایی تغییر کرده است) برنده رژیم آخوندها بود بازنده هم مردم ایران بودند، در این کار هم آزادی، دمکراسی و پیشرفت و پرنسیبهای انسانی قربانی شدند، و بجای آن تروریسم و دزدی و جنایت و چپاول اموال و دارایی‌های مردم موفق شد.

پرسش: شعار راهبردی اصلاح طلب اصولگرا ... نتیجه چه فرایندی در جنبش آزادیخواهانه مردم ایران بود؟

عزیزالله پاکنژاد: این شعار در قیام دی ماه سال ۹۶ توسط دانشجویان ایران سر داده شد، و بعد در مرداد ۹۷ به سرعت همه‌گیر شد، همه اقشار و ناراضی‌ها می‌دادند، محتوی آن هم نشاندهنده بلوغ آگاهی مردم و قیام کنندگان بود، و نشان می‌داد که بطور مشخص مردم بیزار از همه باندها و دسته بندیهای درون رژیم هستند واین بازی‌های دو جناح سخت‌سر و اصلاح‌طلب در این رژیم یک فریب بیش نیست.

مردم فهمیدند در درون این حکومت ولایت فقیه نه ا مکان استحاله هست و نه رفرم و نه اصلاحات، علاوه بر مردم خودشان هم میگویند، مثلاً آخوند خاتمی در رسانه‌های رژیم گفته اصلاح‌طلبها حاکمیت و انقلاب را قبول دارند، می‌خواهند در دورن آن اصلاحات انجام بشود، بعد هشدار داده اگر جامعه ببیند اصلاح‌طلبی به نتیجه نمی‌رسد، به سمت کسانی گرایش پیدا می‌کند که خواهان تغییر اساس نظام هستند.

می‌بینیم از زبان سردمدار جریان اصلاح‌طلب میگویند چیزی هست که مردم سراغ آن می‌روند بطور مشخص منظورشان مقاومت مردم ایران است، یا محمود صادقی نماینده مجلس که باندی بنام اراده ملت ایران دارد که از زیر مجموعه اصلاح‌طلبها است، یک تجمعی بقایای باند خاتمی داشتند، این محمود صادقی در مورد آن تجمع ابراز نظر کرده و گفته: اصلاح‌طلب‌ها هدفشان به قدرت رسیدن است، وقتی به قدرت می‌رسند دیگر برنامه ندارند، ما غافل هستیم وقتی شعار می‌دهند اصولگرا، اصلاح‌طلب دیگه تمومه ماجرا این شعار بدنه جامعه است. یا برادر خاتمی می‌گوید ؛ فردا این شعار فراگیر می‌شود، مردم بگوینداین مملکت را دادیم دست اصولگرایان فایده نکرد و دادیم دست اصلاح‌طلبها سودی نکرد، پس باید اصل نظام تغییر بکند.

سایت عصر ایران مطلبی نوشته که جالب است، با عنوان هیچکدام گرایان، در تشریح این وضعیت می‌گوید آیا اکثر مردم ایران اصلاح‌طلب یا اصولگرا هستند؟ ما آماری نداریم اما آن چه در جامعه می‌بینیم و متوجه می‌شویم این است هیچکدام، و در ادامه می‌گوید هیچکدام‌گرایان در اکثریت هستند، اگر چرخی در کوچه و خیابان بزنیم و از رهگذران بپرسید، که تمایلات اصولگرایانه یا اصلاح‌طلبانه دارند اکثریت میگویند هیچکدام، واقعیت این است قیام یکساله مردم بطور خاص فعالیتهای مردم ایران، فعالیت‌های کانونهای شورشی رژیم را در یک بحران سرنگونی گرفتار کرده است، همه این ابراز وحشتها از همین است، به روشنی آدرس جریان خارج از حاکمیت را می‌دهند و جریانی که حرکت خیزش مردم را بدست گرفته یعنی نیروی اصلی که که خواسته و شعار سرنگونی نظام را دنبال کرده و می‌کند.

پرسش: سرنوشت این جریان فرصت طلب و مواضع فعلی اینها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

عزیزالله پاکنژاد: بنا به گفته خودشان ترسشان از سرنگونی تام و تمام است، نمی‌خواهند همه چیز را از دست بدهند، بخصوص در این موقعیت حسرت گذشته را هم می‌خورند، خوب می‌دانند خواسته‌های برحق مردم را با خیانت پاسخ دادند و دیگر نمی‌توانند آنان را گول بزنند، اما از ترس تمام شدن ماجرا کماکان از ولی فقیه درخواست دارند به آنان فرصت بدهد تا که نظام را نجات بدهند، خامنه‌ای هم خوب می‌داند معنی این چیست، یعنی خامنه‌ای زرنگتر از آنان است و می‌داند، که اگر کار را دست اینها بدهد چه چیزی در انتظارش است، بنابراین به آنان اعتماد و اعتقادی ندارد، به همین دلیل خامنه‌ای در پاسخ به روحانی که گفته بود برای بعضی از معضلات رژیم رفراندوم بگذاریم و برای خودش اختیارات بیشتری درخواست کرده بود را با پاسخ دندان شکن جواب داد، و با اراذل و اوباشی که در آنجا نشسته بودند گفت: ما باید تدارک برای روی کار آوردن یک دولت جوان و حزب‌اللهی ببینیم، و این جوابی بود که به روحانی داد.

خاتمی هم چند روز پیش دیداری با نمایندگان شهر تهران داشته است و گفته بهترین سیستم برای اداره کردن کشور سیستم فدرالی است، شعاری که سالهای نوری با افکار ارتجاعی ولایت فقیه فاصله دارد، و طبق قانون اساسی رژیم (ولایت فقیه) چنین چیزی امکان ندارد، این ترفند این آخوند برای آن دسته از سازمانها و گروه‌های که این شعارها را می‌دهند می‌خواهد بدینوسیله حمایت آنان را پشت خودش بیاورد، که شانس روی کار آمدن را امتحان کند، که از سقوط نظام در این مقطع جلوگیری بکند، البته اینها همه خواب و خیالهای خوشی است که از سالها پیش داشتند، در ادامه همین فعالیتها آخوند روحانی هم که یک سر دیگر اصلاح‌طلبهای قلابی است از بعضی از باندهای طرفدارش دعوت کرده بود و جلسه‌آی با آنان برگزار کرده بود، گفته بود باید فکری بکنیم ؛ با این کار اینها مقداری امیدوار شدند و با عصا دست گرفتن و لنگان لنگان مقداری جنب و جوش پیدا کردند، که خیلی مسخره است و روحانی و خاتمی در طی سالهای گذشته و تا الان از همه کارهای ولی فقیه در همه زمینه‌ها بخصوص در سرکوبی مردم تمجید می‌کردند، از لاجوردی دفاع می‌کردند، از کشتار زندانیان دفاع می‌کردند، و حنای آنان برای مردم رنگی نخواهد داشت، سرنوشت اینها به سرنوشت کل رژیم بسته است که این هم توسط مردم و مقاومت مردم ایران رقم زده می‌شود.

پرسش: جریان اصولی در ایران به نظر شما چی هست و راه حل درست را شما در چه می‌بینید؟

عزیزالله پاکنژاد: جریان اصولی در ایران اگر باشد همان جنبش آزادیخواهی مردم ایران است که در مقابل این رژیم ایستاده است، جنبش سختکوش و پیگیر هم همین مقاومت ایران است که با همه هستی‌ش خواسته‌های این جنبش را دنبال می‌کند، اجازه نداده کل این نظام تثبیت بشود، که بسیار اهمیت دارد، در عرض این ۴۰ سال موجودیت این نظام را به چالش کشیده است، و با آن جنگیده است، و این کارها را در راستای پیشبرد جنبش مقاومت ایران پیش برده است، قربانی بسیارداده است و مردم هم سختی فراوان کشیده‌اند، ولی مردم امیدشان را از دست ندادند، کماکان پرچم عدالت خواهی و آزادیخواهی را به دوش می‌کشند.

راه حل درست را سؤال کردید در این مقطع به نظر من برای دفع رژیم و دفن رژیم، برای تمام کردن ماجرا همین کانونهای شورشی و شوراهای مردمی هستند که به همت همین مقاومت هم تئوریزه شده و هم در عرصه نبردی سرنوشت ساز با رژیم در ایران حرکت و عمل می‌کنند، به مردم امید می‌دهند و از مردم تغذیه می‌شوند، آنان را به یک راه حل درست هدایت می‌کنند، برای نتیجه‌گیری و خارج از ترفندهای باندهای نظام و تمایلات مماشاتگرانه بعضی از کشورها که البته با خودشان کل تضاد منافع است، متاسفانه باندهای درون نظام و مماشاتگران امید به گذشته دارند، اما در مقابل مقاومت ایران همواره با مردم ایران کاری را که باید بکنند کردند و می‌کنند، و تاثیری از سمت‌گیریهای سیاسی در رابطه با ایران نمی‌پذیرند، و در راه آزادسازی ایران از دست رژیم مثل گذشته آماده پرداخت هزینه از جان و مال و هستی برای رسیدن به آزادی هستند.

ازهمین نویسنده:
آرایش جنگی، برجام و خودزنی از ترس مرگ!: گفتگو با عزیزالله پاکنژاد
نوروز مردم در سوگ غم سیلزدگان! گفتگو با عزیز پاکنژاد

[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=tsq6t2YiSNY” title=”کیلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]

Tags: عزیز الله پاکنژادمحمد خاتمیمسعود رجوی
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

ایران فردای تغییر؛ پرسش سخت‌تر از رفتن یک حکومت چیست؟

۲۴ مهر, ۱۴۰۵
چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

۲۱ مهر, ۱۴۰۵
رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

۲۲ مهر, ۱۴۰۵
محاکمه مجدد امیرحسین مرادی؛ نماد دیگری از سرکوب عریان در شرایط پساجنگ

یورش وحشیانه به زندان اوین و نگرانی از سرنوشت امیرحسین مرادی

۲۴ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.