سیاستهای خامنهای هم اکنون زیر ضرب جنگ قدرت باندهای درونی حکومت قرار گرفته است. رسانه حکومتی رویداد۲۴ به نقل از هم میهن حکومتی مینویسد: «فارغ از هر نتیجهای که از توافق عراقچی ـ گروسی حاصل شود، تندروها بازی سیاست را باختهاند و باید به فکر کار دیگری باشند؛ چون از این نمد کلاهی برای آنان نخواهد بود. علت آن نیز روشن است. همان روزی که خبر تاییدصلاحیت پزشکیان را شنیدند، باید متوجه میشدند که: «کشتیبان را سیاستی دگر آمد». به نتیجه نهایی رسیدن این دگرگونی سیاسی دیر و زود دارد؛ ولی سوختوسوز ندارد.
همین سال گذشته بود که تندروها معترضین ویژه و سازماندهیشده را علیه عدم ابلاغ مصوبه خلاف امنیتملی حجاب راه انداختند؛ ولی پس از مدتی فهمیدند که نه حکومت تحویلشان میگیرد و نه مردم. چندین نفر معترض پرهزینه مدتهای مدید شب و روز در خیابان اضافهکاری کردند و آخر هم بساط سور و سات را جمع کردند و رفتند و در پایان هم گویی نه خانی آمد و نه خانی رفته بود».
بازتاب جنگ قدرت و زیر سوال بردن سیاستهای خامنهای در رسانههای حکومتی
جنگ و جدالهای درونی که هم اکنون به رسانههای حکومتی کشیده شده است، نشانهای از آغاز جدال تازه میان جناحهای حکومتی پس از شکستهای خامنهای است. باید یادآوری کرد که در رأس تندروها شخص خامنهای قرار دارد که هم اکنون در تیررس باندهای قدرت قرارگرفته است.
در روزهایی که بحرانهای داخلی و خارجی به اوج رسیده، نشانههای آشکاری از فروپاشی هژمونی ولی فقیه بر ساختار قدرت حکومت آخوندی نمایان شده است. آنچه امروز در رسانههای حکومتی منعکس میشود، دیگر صرفاً دعوای جناحی نیست؛ بلکه بیانگر شکافهای عمیقی است که بهدنبال شکستهای پیدرپی خامنهای در مهار بحرانها، به سطح آمده است.
اعتراف به چند درصدی نمایندگان مجلس فرمایشی خامنهای
این روزنامه حکومتی در ادامه مینویسد: «مجلسی که تندروترین نمایندگانش چند درصدی هستند. چرا این اندازه سادهانگار هستند که فکر میکنند هر قانونی بنویسند، مطاع خواهد بود؟ مگر همین مصوبه حجاب را یادشان نیست؟ اگر شورایعالی امنیتملی جایگاهی دارد که مصوبه حجاب مجلس را متوقف و عملاً رد میکند؛ پس بهطریق اولی در موضوعات امنیتملی جایگاهش دهبرابر بالاتر از مجلس است و حتماً متوجه تصمیمات خود هستند».
شکست سیاستهای خامنهای؛ آغاز فصل تازه جدال قدرت
روزنامه حکومتی هممیهن متعلق به باند اصلاحاتیها، در گزارشی ادعا کرد: «تندروها بازی سیاست را باختهاند و از این نمد کلاهی برای آنان نخواهد بود». این جملات، نه یک نقد ساده، بلکه نشانهای از پایان دورهای است که خامنهای توانسته بود تندروهای مورد حمایت خود را بهعنوان نیروی غالب بر عرصه سیاسی حفظ کند. تأیید صلاحیت پزشکیان و تغییر آرایش قدرت، گواهی روشن بر این واقعیت است که «کشتیبان را سیاستی دگر آمد»؛ یعنی خامنهای دیگر توان مدیریت توازن درونی قدرت را از دست داده است.
در همین زمینه
جنگ قدرت در حکومت بحرانزده؛ تکرار کابوس بنیصدر و هراس از مجاهدین
بیاعتباری تندروها؛ تهدیدهای پوچ، هزینههای واقعی
رسانههای حکومتی نیز اذعان میکنند که لفاظیهای تندروها، از تهدید به ترور گرفته تا شعارهای جنگطلبانه، چیزی جز «خالیبندی» نیست، اما همین سخنان پوچ هزینههای واقعی برای کشور ایجاد کرده و بارها حکومت ایران را تا لبه جنگ کشانده است. این تناقض بزرگ، بیانگر ضعف نهادی و فروپاشی انضباط سیاسی درحکومت است. وقتی دستگاه قضایی با کوچکترین اعتراض شهروندان عادی برخورد میکند اما در برابر تهدیدهای آشکار تندروها سکوت اختیار میکند، معنایش چیزی جز بیقدرتی و فرسایش اقتدار خامنهای نیست.
بحران مشروعیت و خطر فروپاشی درونی
خامنهای طی سالهای اخیر با از دستدادن مشروعیت اجتماعی در داخل و شکستهای منطقهای و بینالمللی در خارج، عملاً به نقطهای رسیده که حتی بدنه حکومتی نیز حاضر به پذیرش تندروها نیست. جنگ قدرت کنونی بیش از آنکه نزاع بر سر برنامههای سیاسی باشد، نزاع بر سر بقا و سهمبری از قدرت در شرایطی است که ستونهای اقتدار ولایتفقیه یکی پس از دیگری فرو میریزد.
چشمانداز پیشرو، زوال هژمونی خامنهای
تحلیل سخنان و مواضع رسمی نشان میدهد که «هژمونی خامنهای»، همان انسجامی که تا دیروز اجازه میداد او بازیگر نهایی و تصمیمگیر مطلق باشد، در حال زوال است. این زوال نهتنها در شکافهای آشکار رسانهای که حتی در سطح روابط خارجی نیز انعکاس یافته است. هر تهدید پوچ یا رفتار نسنجیدهای که بهنام حکومت بیان میشود، به سرعت علیه کل حکومت هزینهسازی میکند و نشان میدهد دستگاه رهبری دیگر قادر به کنترل حتی زبان و رفتار نیروهای وابسته به خود هم نیست.
فروپاشی هژمونی خامنهای واقعیتی است که امروز در صفحات رسانههای حکومتی نیز بازتاب یافته است. جنگ قدرت جاری، بیش از هر چیز نشانه افول توان خامنهای در حفظ یکپارچگی حکومت ولایت فقیه است؛ افولی که بهاحتمال فراوان مسیر زوال ساختاری وسرنگونی را شتاب خواهد داد.







