سایت رادیو فرانسه در تاریخ ۹شهریور ماه ۱۴۰۴گزارشی پیرامون مناسبات حکومت خامنهای با چین درج کرده است. در مقدمه این گزارش آمده است: «در حالیکه خامنهای توافق راهبردی با چین را کلید نجات ایران از تنگناهای فزاینده غرب میانگارد، واقعیتها نشان میدهند که این مناسبات نه راهی به سوی نجات، بلکه مسیری به سوی وابستگی هرچه بیشتر به پکن است. چین همواره منافع اقتصادی و ژئوپولیتیک خود را بر هر رابطهای با تهران ترجیح داده و رژیم را ناگزیر به فروش نفت ارزان و دادن امتیازات بزرگ کرده است. رؤیای راهبردی خامنه ای بیش از آنکه نجاتبخش باشد، گویای تبدیل شدن ایران به رعیت پکن و مصلوبشدن ارادهاش در برابر قدرتهای جهانی است.»
همزمان با سفر پزشکیان، به چین برای شرکت در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، دفتر علی خامنهای بار دیگر بر اهمیت رابطه راهبردی رژیم ولایت فقیه با پکن تأکید کرد. حسابهای رسمی خامنهای بخشی از سخنان پیشین او را به زبان چینی بازنشر کردند که در آن خامنهای «عملیاتی شدن تمامی ابعاد توافق راهبردی ایران و چین» را شرط ایفای نقش مشترک این دو کشور «در تحولات منطقهای و جهانی» دانسته بود.
چشم امید حکومت خامنهای به پکن
این تأکید در شرایطی صورت میگیرد که این حاکمیت با فشارهای فزاینده غرب روبرو است. اقدام سه کشور اروپایی امضاکننده برجام (فرانسه، بریتانیا و آلمان) برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل، دورنمای سیاسی و اقتصادی ایران را تیرهتر کرده و فضای مالی کشور را بیش از پیش به بنبست کشانده است. در چنین شرایطی، چین – که همچنان خریدار اصلی نفت ایران است – برای تهران اهمیتی حیاتی دارد. فروش نفت ارزان به پکن، ولو با تخفیفهای چشمگیر، یکی از معدود راههای باقیمانده برای تأمین ارز و گشودن راه تنفسی در اقتصاد فرسوده حکومت خامنهای است.
شانگهای در برابر غرب
پزشکیان پیش از عزیمت به چین، اجلاس شانگهای را «فرصتی تاریخی» توصیف کرد. او با یادآوری اینکه کشورهای عضو این سازمان «۲,۵میلیارد نفر جمعیت و بیش از ۴۰ درصد اقتصاد جهان» را نمایندگی میکنند، حضور رژیم در این اجلاس را تلاشی در برابر «یکجانبهگرایی و تمامیتخواهی بلوکهای غربی» دانست.
برنامههای سفر پزشکیان نشان میدهد که تهران میخواهد از این فرصت حداکثر بهرهبرداری را بکند: «دیدار با رهبران چین و روسیه، گفتگوهای دوجانبه با کشورهای عضو و ناظر و حضور در نشست «شانگهای پلاس»
درهمین زمینه
دل بستن پزشکیان به اجلاس شانگهای در فرار از تحریمهای جهانی
روابط تهران و پکن در هالهای از ابهام
با این حال، یک پرسش کلیدی همچنان به قوّت خود باقی است: آیا این روابط میتواند بحران ساختاری اقتصاد رژیم را حل کند یا تنها به وابستگی هرچه بیشتر به پکن و دادن امتیازات بیشتر به چین خواهد انجامید؟ تجربه سالهای گذشته نشان داده است که چین روابط خود با تهران را بیش از هر چیز بر پایه منافع اقتصادی خود تنظیم میکند و در مواجهه با فشارهای آمریکا و اروپا، همواره جانب احتیاط را ترجیح میدهد.
به این ترتیب، هرچند خامنهای و دولت پزشکیان بر اجرای «توافق راهبردی» با چین بهعنوان افقی نجاتبخش تکیه میکنند، اما این سیاست بیش از آنکه نشانی از قدرت باشد، بازتاب دهنده انزوای فزاینده حکومت ایران و تنگناهای شدید مالی و اقتصادی آن است. در شرایطی که تحریمهای بینالمللی دوباره در حال بازگشت هستند، آینده روابط تهران ـ پکن نیز در هالهای از ابهام فرو رفته است.
آیا کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای موقعیت خود را به خطر می اندازند؟
در این بین پرسشهای جدی مطرح است:آیا چین، به سیاق گذشته، از تنگناهای تازه خامنه ای پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل، در جهت منافع اقتصادی خود نهایت بهرهبرداری را نخواهد کرد؟ آیا نمیتوان تصور کرد که پکن، برای حفظ روابط گسترده با اقتصادهای بزرگ جهانی به ویژه آمریکا و اروپا و اجتناب از رویارویی با تحریمهای ثانویه، همکاریهای مالی و اقتصادی خود با رژیم را به حداقل ممکن برساند و یا حتی بهطور کامل آنها را متوقف کند؟ اساساً در صورت بازگشت تحریمهای بینالمللی، چگونه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای که در اقتصاد جهانی ذوب هستند حاضر خواهند شد موقعیت خود در عرصه بینالمللی را به خطر بیندازند تا روابطی پرهزینه با رژیم ایران را ادامه دهند؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که چین در روابط خود با ایران، همواره اولویت را به ملاحظات بزرگتر اقتصادی و ژئوپولیتیک خود داده است : نزدیکی به تهران بیشتر زمانی پررنگ میشود که فشار بر حکومت ایران آن را ناگزیر به ارائه امتیازات بزرگ نفتی و اقتصادی کند. بنابراین، همکاری تهران ـ پکن بیش از آنکه به معنای گشایش راه تنفس برای رژیم ایران باشد، میتواند به نشانی دیگر از وابستگی و ضعف رژیم ولایت فقیه بدل شود.







