ثروت عظیم نفتی ایران با دارا بودن حدود ۲۹۹میلیارد بشکه ذخایر نفتی اثباتشده، پس از ونزوئلا در رتبه دوم جهانی قرار دارد .منابع معتبر بینالمللی مانند گزارشهای (BP Statistical Review of World Energy). این حجم عظیم از منابع نفتی، در کنار ذخایر گازی که ایران را در رتبه اول یا دوم جهانی قرار میدهد، پتانسیل تبدیل ایران به یکی از مرفهترین کشورهای جهان را فراهم میکند.
اما این ثروت عظیم نفتی به جای بهبود کیفیت زندگی مردم، عمدتاً در مسیرهایی غیرشفاف هزینه شده است. شاخصهای اقتصادی نشاندهنده وضعیت وخیم معیشتی در ایران است. بر اساس گزارشهای موجود، نرخ تورم در سالهای اخیر به بیش از ٪۴۰رسیده و ارزش پول ملی به شدت کاهش یافته است. نرخ بیکاری، بهویژه در میان جوانان، بالا است و فقر مطلق (زندگی زیر خط فقر) بخش قابلتوجهی از جمعیت را در بر گرفته است. اعتراضات بازنشستگان، کارگران و اقشار کمدرآمد، گواهی بر این وضعیت است.
اظهارات سرکردگان حکومتی، مانند آنچه از وزیر نفت نقل شده، مبنی بر «مدیریت موفق منابع انرژی»، در تضاد کامل با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی است. اینگونه اظهارات، که در رسانههای رسمی منتشر میشوند، به نظر میرسد تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی و فساد سیستماتیک باشد.
رانت و فساد نهادینهشده ثروت عظیم نفتی را بلعیده است
فساد در ایران بهصورت ساختاری و نهادینهشده درآمده و شواهد متعددی این موضوع را تأیید میکند. هزینههای غیرشفاف، بخش قابلتوجهی از درآمد ثروت نفتی ایران به جای سرمایهگذاری در زیرساختها یا رفاه عمومی، صرف پروژههای غیرضروری، ماجراجوییهای منطقهای یا تأمین منافع گروههای خاص (مانند آقازادهها و وابستگان حکومتی) شده است. گزارشهای بینالمللی، مانند گزارشهای سازمان شفافیت بینالملل، ایران را در رتبههای پایین شاخص ادراک فساد (CPI) قرار میدهند، که نشاندهنده فساد گسترده در سیستم است.
نابرابری و رانتخواری
وجود شبکههای رانتخواری در قراردادهای نفتی، تخصیص ارزهای ترجیحی و پروژههای کلان اقتصادی، بارها در رسانهها و حتی برخی گزارشهای داخلی افشا شده است. این در حالی است که مردم عادی با مشکلات معیشتی، از جمله کمبود کالاهای اساسی و گرانی، دستوپنجه نرم میکنند.
اظهارات سرکردگان حکومتی، مانند آنچه از وزیر نفت نقل شده، نشاندهنده فقدان پاسخگویی و شفافیت در مورد هدر دادن ثروت عظیم نفتی است. این رفتار، به نارضایتیهای اجتماعی دامن زده است.
در همین زمینه
بابک زنجانی، نماد فساد حکومتی و بیعدالتی قضایی در سایه ولایت فقیه
پیامدهای سیاسی و اجتماعی، آیا سرنگونی در تقدیر است؟
نارضایتی گسترده از وضعیت اقتصادی و فساد حکومتی، زمینهساز اعتراضات متعدد در سالهای اخیر بوده است. از اعتراضات سال ۹۶و ۹۸ تا تجمعات اقشار مختلف مانند بازنشستگان و کارگران، نشانههای روشنی از شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت است. این نارضایتیها میتواند به یک حرکت سازمانیافته برای تغییر وضعیت موجود منجر شود.
فساد نهادینهشده و ناکارآمدی اقتصادی، بهویژه در شرایط تحریمهای بینالمللی و سوءمدیریت داخلی، فشار بر حاکمیت را افزایش داده است. گزارشهای اخیر در رسانههای بینالمللی نشان میدهند که نارضایتی عمومی در حال افزایش است و این میتواند به یک نقطه عطف سیاسی منجر شود.
این نقطه عطف سیاسی با توجه به وضعیت جامعه انقلابی و بحرانهای مرگباری که حکومت خامنهای با آن مواجه میباشد خصوصا از هم گسیختگی درونی و ریختن هیمنه و هژمونی خامنهای در ارکان حکومت، جامعه ایران را آبستن یک تحول بزرگ کرده است و زیر پوست شهرها آتشی را روشن کرده است که با فوران آن بنیان حکومت ستمگر خامنهای را خواهد سوزاند. خامنهای با تمام تلاشهای سرکوبگرانه و هدر دادن ثروت عظیم نفتی در امر جاه طلبیهای منطقهای نتوانسته است جامعه خروشان ایران را مهار کند اما از طرفی دیگر مردم را در تله فقر گرفتار کرده است
ادعای سرکردگان حکومتی با واقعیت همخوانی ندارد
ایران در حالی که از نظر منابع طبیعی از جمله ثروت عظیم نفتی و گازی یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است، به دلیل فساد نهادینهشده، سوءمدیریت و اولویتبندیهای نادرست حکومتی، با فقر گسترده و نارضایتی عمومی مواجه است. ادعاهای مقامات درباره «مدیریت موفق» نهتنها با واقعیت همخوانی ندارد، بلکه بهعنوان نمادی از وارونه گویی مضحک حاکمیت تلقی میشود. در این شرایط، شکلگیری یک حرکت مردمی برای تغییر اوضاع، بهویژه با رهبری یک آلترناتیو سازمانیافته، در حال انجام است، با این حال، مسیر پیشرو پیچیده است و موفقیت آن به عوامل متعددی، از جمله شرایط جامعه، فاصله مردم با حکومت ستمگر، شرایط انقلابی جامعه، وجود آلترناتیو قدرتمند و سازمان یافته بستگی دارد. به گواهی واقعیتهای موجود در صحنه سیاسی ایران همه این عوامل و سرنگونی رژیم غارتگران با اراده مردم به جان آمده در شرف تکوین است.







