درحالی که خامنهای تلاش داشت با یک وحدت ملی باسمهای شرایط پساجنگ را کنترل کند، گسست درون حاکمیت حتی میرحسین موسوی را نیز به میدان موضع گیری کشاند
میرحسین موسوی كه از سال ۱۳۸۹تاكنون به دستور خامنهای همراه با همسرش در حصر خانگی بسر میبرد، در بیانیهیی که روز جمعه ۲۰تیر (۱۷روز پس از آتش بس در جنگ ۱۲روزه) منتشر شد ، به طرح درخواستهای خود از «حکومت» پرداخت و نوشت:«مردم پس از آنچه گذشت انتظاراتی از حکومت دارند که بیپاسخ ماندنشان دشمن را شاد میکند. در کوتاهمدت، اقداماتی سریع و نمادین چون آزادی زندانیان سیاسی و تغییر واضح در رویکردهای رسانه ملی کمترین توقعات است».
میرحسین موسوی در قسمت دیگری از بیانیه خود خواهان برگزاری رفراندم برای تغییر قانون اساسی شد و نوشت:
«برگزاری رفراندوم برای تاسیس مجلس موسسان قانون اساسی، راه را برای تحقق حق تعیین سرنوشت مردم هموار و دشمنان این مرز و بوم را از دخالت در امور کشور مأیوس میکند».
برخی از کارشناسان و ناظران سیاسی بیانیه موسوی را حاکی از سر باز كردن تضادها و شكاف بزرگ در جبهه اصلاحاتی های نظام در مرحله پایانی میدانند.
باید یاد آوری کرد كه مقاومت ایران از سالهای ۸۸ و ۸۹ خواهان قطع فشارهای خامنهای و آزادی موسوی از حصر خانگی كه ولی فقیه تحمیل كرده بوده است.
اوج گیری اختلافات باندهای قدرت
در همین زمینه و با اوجگیری اختلافات باندها بعد از مصاحبه پزشکیان روزنامه آرمان امروز در مقالهای تحت عنوان شلیک تفرقهافکنان به وحدت ملی نوشت:
در حالیکه جامعه ایران پس از جنگ ۱۲ روزه درگیر بازسازی انسجام و تقویت همبستگی ملی است، برخی جریانهای تندرو با مواضع و رفتارهایی شکافآفرین، مسیر عکس را در پیش گرفتهاند. این گروهها، به جای تقویت وحدت و آرامسازی فضای کشور در دوران «صلح مسلح»، به تداوم تنش و دامنزدن به اختلافات داخلی دامن میزنند.
در همین زمینه
حمایت ۳۵۰تن از اصلاحطلبان از بیانیه میرحسین موسوی چه معنایی دارد؟
آرمان ملی در قسمت دیگری از مقالهاش نوشت:
نشانههای این رفتار را میتوان در برخی مواضع رسانهای و اظهار نظرهای تند اخیر دید. ادبیاتی که بهجای گفتوگو و همدلی، بر طبل تقابل و حذف میکوبد و نه تنها سودی برای اداره کشور ندارد، بلکه عملاً به بیثباتسازی فضای عمومی منجر میشود. در همین راستا، یکی از هدفهای اصلی این هجمهها شخص رئیسجمهور است. چهرهای که با وجود نقدهای موجود، نقش مهمی در مدیریت دوران پس از بحران داشته، اما اکنون با حملاتی از سوی برخی رسانهها و چهرههای افراطی مواجه شده که حتی به سطح تهدیدهای کلامی درباره حذف فیزیکی نیز رسیدهاند.
طی هفته گذشته، برخی افراد منتسب به تندروها با انتشار مطالبی جهتدار، فضا را به سمتی سوق دادهاند که عملاً از چارچوب رقابت سیاسی خارج شده و وارد فاز تهدید مستقیم شده است؛ موضوعی که در فضای افکار عمومی نیز واکنشهای گستردهای را به دنبال داشته و از سوی برخی تحلیلگران «شلیک به سرمایه اجتماعی کشور» توصیف شده است.







