در اردیبهشت ۱۴۰۴، ۵۶۰نماینده از هر دو مجلس انگلستان (مجلس عوام و مجلس اعیان) بیانیهای صادر کردند که سه نکته مهم در آن بهچشم میخورد: اول، درخواست برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی، و دوم، حمایت صریح از کانونهای شورشی و مقاومت مردمی در ایران بهعنوان شکلی مشروع از مقابله با سرکوب. سوم حمایت از طرح ده مادهای شورای ملی مقاومت ایران برای آینده ایران.
این بیانیه در سطح بینالمللی بیسابقه بود و بهسرعت باعث واکنشهای تند و عصبی مقامات رژیم ایران شد. اما چرا این بیانیه، چنین هراس و خشم شدیدی در حاکمیت ایران ایجاد کرد؟ برای پاسخ به این سؤال، باید چند بعد سیاسی، امنیتی و فرهنگی این موضوع را بررسی کنیم.
سپاه پاسداران، ستون حفظ قدرت در رژیم ایران
سپاه پاسداران تنها یک نیروی نظامی نیست؛ این نهاد عملاً بازوی سرکوب داخلی، مجری سیاستهای منطقهای رژیم و کنترلکنندهی بخش بزرگی از اقتصاد ایران است. بنابراین، وقتی یک کشور غربی قدرتمند مانند انگلستان گامهایی برای تروریستی شناختن این نیرو برمیدارد، عملاً دارد موجودیت و مشروعیت کل نظام ولایت فقیه را زیر سؤال میبرد. تروریستی اعلام شدن سپاه از سوی انگلستان (و احتمالاً سایر کشورهای اروپایی در آینده) میتواند محدودیتهای جدی مالی، سیاسی و حتی نظامی برای این نیرو بهدنبال داشته باشد. بهبیان سادهتر، این یک ضربه مستقیم به ستون فقرات حاکمیت رژیم ایران است.
واکنش عصبی مجلس رژیم؛ دفاع از اقتدار پوشالی
مجلس حکومتی در پاسخ به این بیانیه، بیانیهای تهدیدآمیز صادر کرد و انگلستان را به «واکنش متقابل» تهدید کرد. اما این پاسخ بیشتر از آنکه از منطق حقوقی یا دیپلماتیک پیروی کند، نشاندهندهی درماندگی و ترس عمیق حاکمیت است. وقتی رژیمی در برابر یک موضعگیری خارجی اینگونه عصبی واکنش نشان میدهد، نشان میدهد که ضربه به نقطهی حساسی وارد شده که ادامهاش میتواند کل ساختار را به لرزه بیندازد.
از مشروعیت مقاومت تا بحران هویت حاکمیت
نکته دیگر بیانیه ۵۶۰نماینده بریتانیایی، مشروع دانستن فعالیت کانونهای شورشی در ایران است. این موضعگیری بهویژه برای نظام ایران خطرناک است، چون از نظر بینالمللی به مبارزهی مردم ایران مشروعیت میدهد. حاکمیت ایران سالهاست تلاش میکند مخالفان خود را بهعنوان «اغتشاشگر»، «منافق» یا «عامل خارجی» معرفی کند. حالا وقتی بدنهی قانونگذاری یک کشور مهم مانند بریتانیا، اقدامات این گروهها را بهعنوان «مقاومت مشروع» بهرسمیت میشناسد، این نقشهی تبلیغاتی رژیم برملا میشود. در واقع، جهان دارد به این نتیجه میرسد که مقابله با سرکوب، حق مردم ایران است.
در همین زمینه
حمایت ۵۶۰تن از قانونگذاران دو مجلس انگلستان از مقاومت ایران
نگرانی از گسترش این نگاه در سطح بینالمللی
واکنش رسانههای نزدیک به سپاه، مانند خبرگزاری تسنیم، نیز قابلتوجه است. در گزارشی از این رسانه، ضمن اذعان به حمایت نمایندگان انگلیس از مجاهدین خلق و کانونهای شورشی، تلاش شده این حمایتها را نقض حقوق بینالملل جلوه دهند. در عینحال با عباراتی مانند «آتشافروزی» و «حمله به اماکن عمومی»، سعی دارند چهرهای خرابکارانه از مقاومت ارائه دهند. اما همین تلاشها بیشتر از آنکه افشاگری باشد، نشاندهندهی ترس از تأثیر روزافزون این گروهها و مشروعیتیافتن آنها در سطح جهانی است.
مسئله فقط امنیت نیست، مسئله هویت است
رژیم ایران خود را نمایندهی اسلام و فرهنگ ایرانی معرفی میکند. اما سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، با جدا کردن خط اسلام واقعی و فرهنگ ایران از چیزی که آن را «مذهب و فرهنگ آخوندی» مینامد، سعی دارد مشروعیت فکری و تاریخی رژیم را هم زیر سؤال ببرد. این نگاه، خطرناکتر از عملیات نظامی است، چون دارد افکار عمومی را تغییر میدهد. وقتی مردم ایران و جهان به این نتیجه برسند که دین و میهندوستی واقعی هیچ ربطی به نظام حاکم ندارد، پایههای فکری آن رژیم هم فرومیریزد.
نتیجهگیری: ترس از آیندهای بدون سپاه
ترس واقعی رژیم ایران از بیانیه ۵۶۰نماینده بریتانیا، نه بهخاطر یک تصمیم سیاسی، بلکه بهخاطر آیندهای است که این بیانیه نوید میدهد؛ آیندهای که در آن سپاه پاسداران دیگر ابزار سرکوب نیست، مقاومت مردم ایران مشروع و جهانی شده، و جایگاه بینالمللی رژیم ایران بهعنوان یک تهدید، به رسمیت شناخته میشود. این بیانیه اولین گام از سلسله اقدامات جهانی برای منزویسازی رژیمی است که دیگر برای مردم خود و منطقه غیرقابل تحمل شده است.







