در روز شانزدهم اردیبهشت، رسانه نورنیوز نزدیک به شورای عالی امنیت ملی رژیم ایران اعلام کرد که دور چهارم مذاکرات بین رژیم و آمریکا در پایتخت عمان، مسقط، برگزار خواهد شد. عباس عراقچی نیز پس از دیدار با اعضای مجلس خبرگان، از روند این مذاکرات ابراز رضایت کرد. این در حالی بود که دونالد ترامپ شب قبل هشدار داده بود رژیم ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. این اختلاف اساسی درباره غنیسازی اورانیوم پرسشی مهم را مطرح میکند: آیا اصلاً رسیدن به توافق ممکن است؟
عراقچی در سخنانش نسبت به ادامه مذاکرات ابراز خوشبینی کرد. با این حال، رسانههای غربی علت تأخیر در برگزاری مذاکرات را نه مسائل لجستیکی، بلکه تحریمهای جدید آمریکا علیه نهادهای کشتیرانی و برخی چهرههای نزدیک به رژیم ایران دانستهاند. همچنین گزارشهایی از روزنامههای آلمانی وجود دارد که نشان میدهد دولت آمریکا در ابتدا با برگزاری این دور از مذاکرات موافقت نکرده بود. این امر نشاندهندهی شرایط پرتنش و عدم هماهنگی کامل میان طرفین است.
اهداف طرفین از مذاکرات
هدف آمریکا از این مذاکرات مشخص است: توقف کامل برنامهی هستهای رژیم ایران. در سوی مقابل، رژیم ایران تلاش میکند از این مذاکرات برای وقتکشی و فرار از فشارهای بینالمللی استفاده کند. به ویژه با نزدیک شدن به اجرای مکانیزم ماشه، رژیم در تلاش است تا از شوک ناشی از پیامدهای قطعنامهها فرار کند.
در واقع، برای رژیم ایران، سلاح هستهای یک ابزار بقای سیاسی محسوب میشود، زیرا این رژیم فاقد مشروعیت داخلی و بینالمللی است و بقای خود را در سرکوب داخلی، تروریسم منطقهای و تهدید هستهای میبیند. آمریکا اما اصرار دارد که حتی غنیسازی ۳.۶۷ درصدی نیز باید متوقف شود.
در همین زمینه
اعلام تحریمهای ثانویه؛ ترامپ: هیچکس حق خرید نفت از رژیم ایران را ندارد!
مواضع سختگیرانه آمریکا
مارکو روبیو وزیرخارجه آمریکا تصریح کرد که هیچ کشوری که صرفاً به دنبال مصارف پزشکی و انرژی صلحآمیز باشد، خود اقدام به غنیسازی نمیکند. بلکه اورانیوم غنیشده را از کشورهای دیگر دریافت میکند. بنابراین، اصرار رژیم ایران بر ادامه غنیسازی، به وضوح نشانهای از اهداف تسلیحاتی است.
مواضع آمریکا در این خصوص صریح است: نه مذاکره دربارهی سطح غنیسازی، بلکه نابودی کامل برنامه هستهای رژیم ایران. بنابراین، اظهاراتی مانند “مذاکره با عزت” که از سوی مقاماتی مانند عراقچی مطرح میشود، بیشتر مصرف داخلی دارد و در میدان واقعی سیاست، جایگاهی ندارد.
مفهوم واقعی عقبنشینی برای رژیم
عقبنشینی واقعی برای رژیم ایران، نه تاکتیکهای وقتکشی و فریبکاری، بلکه پذیرش کامل توقف برنامه هستهای است. این عقبنشینی معادل نوشیدن “زهر اتمی” است؛ امری که به گفته خود خامنهای میتواند مسیر سقوط رژیم را تسریع کند. به همین دلیل است که رژیم، علیرغم فشارهای شدید، همچنان مقاومت میکند و عقبنشینی نمیکند.
آینده فشارهای آمریکا
در شرایط فعلی، ترامپ برای حفظ اعتبار خود نیاز دارد توافقی سختتر از برجام ۲۰۱۵ را بر رژیم تحمیل کند. چرا که منتقدان او را به خاطر خروج از برجام و باز کردن دست رژیم برای غنیسازی ۶۰ درصدی مورد سرزنش قرار میدهند. بنابراین، برای ترامپ حیاتی است که توافقی حاصل شود که به طور کامل فعالیت هستهای رژیم را متوقف کند.
در مواضع رسمی دولت آمریکا نیز آمده است که پنجره دیپلماسی همیشگی نیست و در صورت لزوم، گزینه نظامی همچنان روی میز خواهد بود.
تحلیل نهایی و گزینه نظامی
اگر رژیم ایران مسیر فعلی را ادامه دهد و همچنان به مقاومت در برابر فشارها ادامه دهد، آمریکا ممکن است ناگزیر شود از ابزار نظامی استفاده کند. البته اولویت اول واشنگتن همچنان راهحل دیپلماتیک است، اما اگر این مسیر ناکارآمد تلقی شود، اقدامات نظامی میتواند در دستور کار قرار گیرد. این اقدام میتواند منجر به تشدید بحران داخلی رژیم، تضعیف سریعتر آن و در نهایت فراهم شدن بستر قیام مردمی شود.
بحرانسازیهای هدفمند برای منحرف کردن افکار عمومی
در کنار مسائل هستهای، رژیم ایران تلاش دارد از طریق بحرانسازیهای هدفمند مانند تغییر نام “خلیج فارس”، تنشهای قومی و مذهبی را در جامعه دامن بزند. هدف از این اقدامات، منحرف کردن افکار عمومی از تضاد اصلی مردم با رژیم بر سر حق حاکمیت، آزادی و عدالت است.
مثلاً اظهارات اخیر یک روحانی برجسته در خصوص آوردن «امت اسلامی» از خارج به ایران در صورت نافرمانی مردم، به وضوح نشان میدهد که رژیم، ایران را نه به عنوان یک وطن، بلکه بهمثابهی ابزاری برای سرکوب تلقی میکند. این سیاست، مشابه الگوی جنگ ایران-عراق است که با شعار «راه قدس از کربلا میگذرد» دنبال شد و امروز هم میکوشد با ساختن تضادهای کاذب مانند «بیحجابی و باحجابی» مسیر قیام مردم را منحرف کند.
بر اساس شواهد موجود، رژیم ایران در بنبستی راهبردی گرفتار آمده است. از یکسو در تلاش برای حفظ ابزار هستهای جهت بقای سیاسیاش است و از سوی دیگر، تحت شدیدترین فشارهای بینالمللی قرار دارد. در حالی که آمریکا گزینه نظامی را روی میز نگه داشته، رژیم نیز با حیلهگری سعی در وقتکشی دارد. اما آنچه مسلم است، جامعه جهانی نسبت به فریبکاریهای رژیم آگاه شده و با گذر زمان، انتخابهای رژیم محدودتر و پرهزینهتر خواهند شد.







