دری نجفآبادی مهره وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۷و یکی از عاملین قتلهای زنجیرهای حکومت ولایت فقیه است که بهخاطر کشتارهای زیادی که کرده مورد اعتماد کامل خامنهای است و نماینده وی در اراک میباشد. او هم مثل سایر مهرههای خامنهای هشدار به نیروهای وارفته حکومت میدهد که دچار یأس و ناامیدی نشوید. سوال این است که چرا همه مهرههای حکومتی از ریز و درشت در این شرایط به همدیگر دلداری یا از اینکه دچار ترس و هراس و ناامیدی و یأس نشوند هشدار میدهند.
مگر خبری هست؟ حتما، بهقول معروف بعضی شامههای سگی سریع بو را میگیرند و قبل از همه خامنهای گرفت، اما نعل وارونه زد که بوی کباب شنیدند که اتفاقا بوی کباب حکومت ولایت فقیه را خودش شنید ولی با فرافکنی بهدیگران نسبت داد.
گرگهای خامنهای دنبال بهروز کردن ضریب هوش باشند! مگر میشود؟
دری نجفآبادی که مراحل گرگ صفتی را در دوره وزارت اطلاعات طی کرده و بیشتر به یک هیولای آدمکش میماند اوضاع را که آشفته میبیند دنبال پرکردن سلولهای نیروهای سرکوب افتاده او میگوید: «شرایط امروزی جامعه ما ایجاب میکند … که تمام سلولهای وجودی جامعه ما … تمام عناصر ما زنده بهروز مخصوصا نیروهای مسلح ضریب هوشیاریشان ۱۰برابر ضریب آگاهیشان، ۱۰برابر ضریب معرفتشون، ۱۰برابر ضریب فداکاریشان،۱۰برابر روحانیت عزیز ما هم باید همینطور باشند. خانمها آقایان بازاری کسبه غیره شرایط ما شرایط خاصی است…». وی سپس دشمنان را گرگ صفت میخواند و هشدار میدهد که مواظب باشید که کوچکترین رخنه و نفوذی نکنند.
دری نجفآبادی سپس به سست شدن نیروهای حکومتی اشاره میکند. او میگوید: «ما در هدف خودمون گاهی سست میشیم، گاهی تنبل میشیم، گاهی تبلیغات سوء ما را یک مقدار دچار سستی میکنه، دچار یاس میکنه دچار تردید…».
تکیه دری نجفآبادی به دیوار کج و فرسوده برای نجات از بنبست
دری نجفآبادی بعد از اینکه به سستی و تنبلی و البته تن پروری اعتراف میکند روی اصل قضیه میرود که البته مجبور است و صحبت از تحولاتی که در منطقه
در همین زمینه
امام جمعه های خامنه ای به کابوس سرنگونی دچار شدند!
بهخصوص سوریه اتفاق افتاده است میکند و اینگونه رهنمود میدهد:
«ما واقعا باید در جبههای که قرار داریم با همه تحولاتی در منطقه غرب آسیا و مخصوصاً سوریه اتفاق افتاده و لبنان و غزه و غیره و غیره، راه مستقیم خودمون رو، راهی رو که امام و رهبری ترسیم کرده با قدرت ادامه بدیم تهدیدها، توطئهها، دسیسههای شیطانی، تبلیغات دروغین موجب یاس ما نشه، موجب ناامیدی ما نشه … هیچ خدای نکرده نگرانیها و اینها نه، سکاندار کشتی ما رهبر عزیز و بزرگوار است و ما هم همه پشت سر رهبری هستیم».
البته تکیه به خامنهای انتخاب بین بد و بدتر است. به این دلیل که قبل از همه شخص خامنهای خودش را باخته و اولین کسی که از ترس و نگرانی صحبت کرد خامنهای بود. حالا ولایت مداران بخواهند به خامنهای تکیه کنند همان تکیه بهدیوار کج و فرسوده است که کمک میکند که این دیواری که از پای بست ویران است زودتر سقوط کند.
این دلداریها دردی از حکومت ولایت فقیه درمان نخواهد کرد. مردم ایران دریافتهاند که برای رهایی از این ستم روز افزون یک راه بیشتر نیست. راه قیام برای سرنگونی دیکتاتوری فاشیستی که وجودش جز مرگ و نیستی و فروپاشی زندگی مردم، حاصلی نداشته است و باید ریشه این بنیاد ناپاک را بسوزانند.







