دری نجف آبادی در زمان تصدی وزارت اطلاعات دهها انسان بیگناه را به سبعانهترین شکل در قتلهای زنجیرهای مثله کرد و به قتل رساند. او فکر میکند که داغ سیاه جنایت از پیشانیاش پاک میشود. اما هیچ کس نمیتواند تاریخ را تحریف کند یا خود را ناصح و عابد و زاهد به مردم قالب کند. خبرگزاری حکومتی آفتاب در تاریخ اول مهر ۱۴۰۳به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید صحبتهای او را درج کرده است. صحبتهای دری نجف آبادی اگرچه فاقد محتوای منطقی است اما بهعنوان کسی که نماینده خامنهای در اراک است این حقیقت را عیان میکند که سرنوشت مردم دست چه کسانی است؟
یک گزافهگویی بلاهت بار دری نجف آبادی
دری نجف آبادی در صحبتهایش در آئین بازگشایی مدارس در اراک میگوید: «بچههای امروز ما مردان و زنان بزرگ آینده و فردای ما هستند و این نتیجه زحمات خانوادهها و زحمات معلمان و مربیان آموزش و پرورش دبیرستان و آخوندها و مساجد و مراکز دینی و صداوسیما و همه و همه». واقعا آخوندها تربیت کننده نسلهای آینده هستند؟ تا جایی که به ماهیت آخوندها بر میگردد و هر آنچه تاکنون عرضه کردند محصول تربیتشان رمال و شیاد و جلاد هست. همان تربیتی که خمینی پاسدارانش را کرد که امروز با گلوله سینه معترضین را میشکافند. درزندانها زیر شکنجههای وحشیانه زندانیان را قطعه قطعه میکنند و بعد هم در گورهای بینام و نشان دفن میکنند.
مبادا یک کسی خیال کند غرب خبری هست!
دری نجف آبادی که در حرف زدن هم ژیروسکوپ مغزش نقطه استقرار ندارد مستمرا از این شاخه به آن شاخه میپرد. او در رابطه با رفتن به غرب میگوید: «مبادا یک کسی خیال کند غرب خبری هست والله بالله تالله به پیر به پیغمبر اگر دنیا میخواهید همین جمهوری اسلامی اگر آخرت میخواهید همین جمهوری اسلامی. بعضیها خب میخواهند بعضی هوسهای عرض کنم انباشته شده تامین نشده را بروند تو کانادا یا امریکا یا غیره».
تا اینجا که اخبارش علنی شده تنها فرماندهان سپاه و سرداران بریده سپاه هوس رفتن به غرب را دارند. چون مردم ستمدیده که زیر بار فقر کمرشان خم شده است. مردم ایران تنها طعم تلخ فقر را میچشند نه طعم این که بروند غرب و مثل سردار خاوری بعد از دزدی و فساد طعم شیرین غرب را بچشند.
یا مثل آقازادهها که مثل زالو خون و رنج مردم را مکیده و در غرب عیاشی میکنند. همین چند مدت قبل هم پسر آقازاده شمخانی هوس رفتن به غرب کرده بود که دولت کانادا نپذیرفت. ضمنا دولت کانادا هم اعلام کرد که همه ماموران و مزدوران حکومتی که با سرمایههای هنگفت به این کشور روی آورده و از ایران فرار کردهاند را به کشور مبدأ باز خواهد گرداند.
با این حرفها دری نجف آبادی نشان میدهد که سرش زیر برف هست. چون به اندازهای در رفاه و آسایش هست که از زندگی مردم خبری ندارد که با چه مشقتهایی زندگی میکنند؟ چقدر از جوانان حتی پزشکان و پرستاران و کارگران به دلیل عدم توانایی تامین معیشت خودکشی میکنند. دری نجف آبادی ظاهرا خودش را به نفهمی زده است که این همه گرانی و تورم را نمیبیند. دری نجف آبادی نشان میدهد که مصداق کران وکوران هستند که نمیفهمند تا حقیقت را دریابند.
در همین زمینه
نظر خامنهای و انتصاب وزیران از توی خمره رنگرزی
یک توصیه دری نجف آبادی برای خنداندن مرغ پخته
دری نجف آبادی در صحبتهایش میگوید: «من از تهران از خانه یک برادری بیرون میآمدم دیدم یک آقایی با دو تا سگ دارد حرکت میکند. چشمش به من افتاد شاید مرا هم شناخت گفت آقا نمیشه اینها را هم حلال شون کنید؟. گفتم حالا تو میتوانی بجای اینها گوسفند داشته باشی لازم نیست سگ داشته باشی که افتخار کنی که حالا تو سگ گرفتی این فرهنگ غربیها را بیاوری دامن بزنی. به من هم بگی نمیشه حلالش کنی. حالا جوک گفت به من مثلا خیال کرد یک جوکی به من گفته و منهم از میدان، گفتم نمیشه دو تا گوسفند بگیری تربیت کنی بهرهاش را همه ببرند».
توصیه خوبی است به شرط اینکه علما و فضلای حوزه و آخوندهای حکومتی برای ترویج توصیه خردمندانه! دری نجف آبادی وقتی به حوزه میروند یا مجلس خامنهای یا شرکت در جلسات دولت یا شرکت در محافلی که خامنهای ترتیب میدهد دو گوسفند دستشان بگیرند که به مردم و جوانان فرهنگ آخوندی را آموزش دهند شاید تاثیر گذار باشد.
نتیجه اینکه مردم ایران با چه موجوداتی مواجه هستند. موجوداتی که واقعا نبش قبر شدهاند. موجوداتی که با اندیشه ولایت فقیه، همان شجره خبیثه را در کشور پرورش دادهاند تا مردم ایران طعم زهرآلود و تلخ آن را نصیب ببرند. اما باید گفت چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما [مردم] نرفت، دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور. روزگار این مکاران و شیادان هم خواهد گذشت و یا به قول فرخی یزدی این عوعو سگان شما هم بگذرد.







