تنها آلترناتیو اگر به رسمیت شناخته شود؛ میزگرد دو نفره وزارت اطلاعات
تنها آلترناتیو اگر از طرف جامعه جهانی به رسمیت شناخته شود آنگاه اتفاقی که برای خلافت اسلامی! نباید بیافتد خواهد افتاد. همه کوشش جامعه اطلاعاتی نظام بر این است که آلترناتیو مجاهدین و شورای ملی مقاومت دارای شناسایی بینالمللی نشود. بحثی که، در نهایت یک میزگرد دو نفره، در وزارت اطلاعات رونمایی میشود.
اگر مجاهدین بهعنوان آلترناتیو، نظام ولایت فقیه توسط جامعه جهانی به رسمیت شناخته شوند، آنگاه اتفاقی که برای خلافت اسلامی! نباید بیافتد خواهد افتاد.
این فحوای بحثیست که بین دو کارشناس وزارت اطلاعات صورت گرفته است. گفتوگوی آنها با هدف «آگاهی دادن» به نسلهاییست که مجاهدین را از نزدیک ندیدهاند. آن دو ضمن گفتوگوی خود میکوشند تا نسل جوان را تا حد ممکن از مجاهدین بترسانند اما پنهان نمیکنند که خودشان تا چه میزان از مجاهدین و امکان سرنگونی نظامشان میترسند.
چهرههای هر دو مامور هر دو طیف بیشتر علنی شده وزارت اطلاعات و نهادهای مرتبط را نمایندگی میکند. چهره یک نفر از آنها شبیه به امثال لاجوردی و اعضای دار و دسته موتلفه است؛ با ریشی انبوه و چهرهای متعصب و پیشانی کبره بسته که نفرت از نوع بشر از چشمهایش موج میزند. و چهره فرد دوم شبیه آن بخش از وزارتیهاست که از جمله از اطلاعات نخست وزیری سال ۶۰ به وزارت اطلاعات پیوستند با ریشی که خیلی بلند نیست و کوششی برای آنکه نمایی از روشن فکری نیز پیدا کنند؛ شبیه به امثال حجاریان و همکاران.
به هر رو، هر دو نفر طی چند ساعت تلاش میکنند تا مخاطبان را قانع کنند که به سمت مجاهدین نروند، آنهم در آغاز هفتمین ماه قیام ایران. با این حال در اواخر بحث از موضوع اصلی رونمایی میشود. یکی از ماموران که در این بحث بیشتر نقش میزبان را بر عهده دارد تصریح میکند که سازمان مجاهدین پس از انتقال به آلبانی «در این مقطع روی پیوندش با کشورهایی که با ایران تعارض عمده دارند همچنان سرمایهگذاری میکند عمده این کشورها یک آمریکاست، دو اسرائیل، سه عربستان؛ و انگلیس و کشورهای اروپایی که توی این جبهه خیلی وقتها قرار میگیرند. من برداشتم این است که در این قضیه» مجاهدین «خیلی پیش رفتند. به خصوص با انتخاب ترامپ و تحولاتی که در آمریکا رخ داد جبههای که با» مجاهدین «کاملا همسو بوده و حمایت میکرده» «اونها در واقع الان به قدرت رسیدند توی آمریکا و از این نظر پیوندشان خیلی مستحکمتر شده» است.
او در ادامه میافزاید: «همهی اینها را که کنار هم میگذاریم به نظر میرسد که سازمان مجاهدین خلق همچنان امیدوار است که کشورهای غربی بهمثابه آلترناتیو تنها آلترناتیو به قول خودشون دموکراتیک برای جمهوری اسلامی این تشکیلات را به رسمیت بشناسند و ازش حمایت بکنند». [دیدارنیوز ۹ مرداد ۹۷]
تا آنجایی که به نظام ولایت فقیه و جامعه اطلاعاتی آن باز میگردد، بقا و فنای نظام ولایت فقیه، با بقا و فنای سازمان مجاهدین خلق ایران کاملا در ارتباط است به این معنی که تنها امکان بقای نظام، وارد کردن ضربه کیفی به سازمان مجاهدین خلق است. در غیر این صورت در روند تحولات مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران بهمثابه تنها آلترناتیو بالفعل نظام ولایت فقیه،[خامنهای چگونه به مجاهدین خلق مینگرد؟؛ تنها آلترناتیو بالفعل و سرانجام نظام] شناسایی جهانی را به دست خواهند آورد.
در متن چنین تحلیلیست که نظام حاضر میشود یک دیپلمات خود را به طور مستقیم درگیر اجرایی کردن عملیات ترویستی علیه گردهمایی ایران آزاد در پاریس بکند؛ طرحی که پیش از اجرا شکست خورد و سلولهای عملیاتی سپاه و از جمله دیپلمات مزبور دستگیر شدند. [بهعنوان نمونه: شکست عملیات تروریستی سپاه علیه مجاهدین در اروپا و پیامدهای آن]
در متن چنین تحلیلیست که نظام به صنعت آلترناتیو سازی روی آورده است تا با برجسته کردن مدعیان جعلی، نیروی اصلی را کم رنگ کند. [بهعنوان نمونه: تجدید بیعت پسر عموهای قدیمی؛ رضا پهلوی در خدمت خامنهای]
در متن چنین شرایطیست که حتی شرکت کنندگان حرفهای نمازهای جمعه را در صف قیام کنندگان جای میدهند تا با سر دادن شعار علیه آزادی، مردم را از هرگونه انقلاب دلسرد کنند. [پشت صحنهی شعار «رضا شاه روحت شاد»؛ نقش بسیج و سپاه]







