ما در قرن بیست ویکم زندگی میکنیم. قرنی که ارتباطات معجزه میکند. اما بعضیها هستند که ترجیح میدهند که سیستم چاپاری بهتر بود. علت و دلیلی دارد. هم اکنون مردم ایران پدیده شوم فساد را که بر زندگیشان سایه افکنده بخوبی حس میکنند. داستانهایی از خیانت و دزدی در بالاترین سطوح قدرت، بارها و بارها گوش مردم ایران را آزار میدهد. بهخصوص مردمانی که از خالی شدن سبد معیشت خود رنج میکشند.روایت داستانی از فساد هولناکی که در شهرداری بهشت زاکانی جریان دارد. داستانی از یک شهردار فاسد که در تاریکی و دور از چشم میخواهد دامنه فساد و دزدی را گسترش دهد. اما عصر ارتباطات همه پردهها را کنار میزند.
زاکانی و دزدیها و فساد ما فوق تصور
زاکانی نه یک دزد معمولی بلکه شهردار شهر است. کسی که با سوءاستفاده از قدرت و موقعیت خود، بهجای خدمات رسانی به شهر، ثروت و منافع شخصی خود را دنبال میکند. سایت دیدبان حکومتی در تاریخ ۲۱خرداد۱۴۰۳مینویسد: «آقای زاکانی و مدیران شهرداری پاسخ دهند، ۱۰۸۰اتوبوسی که خریدید کجاست؟ فروش زمین ۵۰۰۰میلیارد تومانی شهرداری تهران آن هم در آستانه انتخابات در راستای کدام مولدسازی بود؟!».
توضیحات گنگ مشکوک و نامفهوم فروزنده
لطفالله فروزنده معاون مالی و اقتصاد شهری تهران است. او بعداز این که زاکانی برای کاندیدای انتخابات نمایشی ریاست جمهوری تایید صلاحیت شد با حفظ سمت رئیس ستاد انتخاباتی زاکانی شد.
رسانه حکومتی دیدبان ایران چند فقره دزدی در شهرداری زاکانی را مورد بررسی قرار داده است. این رسانه حکومتی مینویسد: «فروش یک زمین ۵هزار میلیارد تومانی واقع در سعادتآباد تهران آنهم با یک فوریت به شورای شهر تهران تقدیم شد. اما فروش این زمین درست در زمان انتخابات برای برخی از اعضای شورای شهر تهران ابهام به وجود آورده بود. اعضای شورای شهر پایتخت هم ضرورت یک فوریت آن را مبهم دانستند و در نهایت فوریت آن رای نیاورد».
سپس رسانه حکومتی دیدبان ایران مینویسد: «لطفالله فروزنده، معاون مالی و اقتصاد شهری تهران برای قانع کردن اعضای شورای شهر تهران درباره زمین ۵هزار میلیارد تومانی توضیحاتی داده که بیشتر از چیز گنگ، مشکوک و نامفهوم است». البته طبیعی است که توضیحات اینگونه باشد، چون دزدها که سناریوهای دزدی را برای کسی نمیخوانند.
توجیه فروزنده معاون مالی و اقتصادی زاکانی برای دزدی میلیاردی
فروزنده که صحنه دزدی و فساد را بیریخت میبیند برای توجیه این کار میگوید: «ملک ۵۰۰۰میلیارد تومانی را به کسی نمیتوان فروخت، فقط بانک میتواند آن را بخرد. ضمن آن که، این اتفاق ـ فروش ملک سعادت آباد ـ در راستای مولدسازی انجام میشود. بانکها قبول کردند تسهیلات جدید به شهرداری بدهند. ما در سال گذشته ۲۰۰۰اتوبوس خریدم و ۵۰درصد آن را باید تسهیلات میدادیم. همه بانکها شهرداری را در لیست سیاه گذاشته بودند و تسهیلات به ما نمیدادند».
رونمایی از دزدی و فساد خرید اتوبوس
آمار شهرداری زاکانی برای خرید اتوبوسها گنگ و نامفهوم است. این نامفهوم بودن آمار، چالشهای زیادی را ایجاد کرده است. رسانه حکومتی دیدبان ایران در این رابطه مینویسد: «زمانی که قرار است زمینی فروخته شود، آنهم به گفته اعضای شورای شهر تهران با قیمتی قابل تامل، چرا اعلام میشود که در یک سال ۲۰۰۰دستگاه اتوبوس خریداری شده است. در حالی که در ۳سال تنها ۹۲۰دستگاه به ناوگان حمل و نقل اضافه شده است.
زمانی که ادعای خرید ۲۰۰۰دستگاه اتوبوس را معاون مالی و اقتصاد شهری مطرح میکند تا بتواند زمینی را فروخته و پول آن را به شهرداری تزریق کند، شائبه ایجاد نمیشود؟.شائبه این که بودجه ۱۰۸۰دستگاه دیگر که ادعای خرید آن مطرح میشود کجا هزینه شده است؟ شائبه این که چرا شهرداری برای تصویب موارد بودجهای چنین آمار بیشتری از خرید اتوبوس ارائه میکند. در حالی که دلیل عقد قرارداد ۵/۲میلیارد یورویی را با چین، از نبود اتوبوس و مشکلات مردم در صفهای عریض و طویل میگوید؟».
شهرداری بهشت دزدها واقعیتی تلخ در مقابل چشمان مردم
در سالهای اخیر، عنوان شهرداری بهشت دزدها به طور فزایندهای در فضای مجازی و رسانهها به کار برده شده است. این عنوان، که به طور خاص به شهرداری تهران اشاره دارد. شهرداری که الان سکان آن در دست زاکانی است. او قصد دارد که از سکوی شهرداری به سکوی پاستور قدم بگذارد.
شهرداری تهران به فساد اداری، سوء استفاده از قدرت، و تبانی با پیمانکاران متهم است. آنها نمونههایی از پروژههای عمرانی غیراقتصادی، اتلاف منابع عمومی، و همچنین دریافت رشوه توسط برخی از مسئولان شهرداری را بهعنوان شاهد مدعای خود عنوان میکنند. نمونههای بارز خرید ۲۰۰۰اتوبوس شهری و فروش ۵۰۰۰میلیاردی زمین سعادت آباد است. این در حالی است که هیچگونه شفافیتی دراین رابطه وجود ندارد.
هم اکنون شهرداری تهران به جای تمرکز بر حل مشکلات اساسی شهر مانند ترافیک، آلودگی هوا، و کمبود فضای سبز، به دنبال پروژههای نمایشی و بزرگ است که منافع آن بیشتر به جیب عدهای خاص سرازیر میشود.
تا کنون پروندههای فساد زیادی از کسانی که در بهشت شهرداری تهران سورچرانی میکردند افشا شده است. از پروندههای فساد قالیباف و سایر شهرداران که هرکدام در دورهای که تصدی شهرداری را برعهده داشتند افشا شده است. بنابراین هیچ انتظاری جز دزدی و غارت بیشتر از اینها نمیتوان داشت و تنها راه حل هم جارو کردن تمامیت این حاکمیت است.







