«دردهایم را با صدای خودم میخواهم فریاد بزنم» حکایت رنجهای کارگریست که سلامتیاش در حین کار آسیب دیده است اما کسی از او حمایت نمیکند.
فریبرز شادان
وضعیت دردناک کارگران ایران و سختیهای زندگی پر مشقت آنها پایانی ندارد. سرگذشت زندگی هرکدام حاکی از درد عمیقی است که وجود این قشر محروم را فرا گرفته است و فریادشان هم شنیده نمیشود و هر از گاهی بصورت گزارشی رقیق شده در رسانه ها از وضعیت کارگران اطلاع رسانی میشود.
زندگی علی بسطامیان نمونهای است از زندگی هزاران کارگری که در حکومت ضد کارگری فریادش گوش شنوایی ندارد و باید بسوزد و تحمل کند. وی این چنین دردهایش را فریاد می زند؛ آیا کسی هست که فریادرس او باشد؟ که البته در این نظام هرگز!
«درد میکشم؛ شبها که سر بر بالین میگذارم و چشمها را میبندم، درد هجوم میآورد؛ یک باره همه وجودم درد میشود، درد مثل یک بختک روی سینهام میافتد؛ روزگارم سیاهست…..»
این کارگر محروم با سابقه ۲۵ سال کار جوشکاری به همراه همکارش بدون به کار بردن وسایل مکانیکی در حال جابجا کردن بازوهای بلدوزر، برای حمل با بیل مکانیکی بودند که فشار وارده به پلاتینی که قبلاً در پایش کار گذاشته شده بود، او را دچار آسیبهای دیگری میکند؛ پایش از درون زخم میشود، استخوان نازک نی ساق چپ میشکند، به بافت استخوان لگن چپ و بافت نرم مهرههای کمر آسیب میرسد. صدماتی که هر کدام میتواند جبران ناپذیر باشد و باعث از کار افتادگی جدی برای هر کارگری بشود. نتیجه آن هم بی کاری و فقر و تهیدستی بیشتر و سرانجام فروپاشی یک خانواده است.
وی برای اینکه خانوادهاش را درمعرض گرسنگی قرار ندهد تلاشهای زیادی میکند اگر چه پیشاپیش نتیجه مشخص بوده ولی با مراجعه به دادگستری! رژیم، پس از اخذ وجه یک میلیون و نیم تومانی از علی بسطامیان کارگر حادثهدیده، از جانب دادگاه به محل حادثه مراجعه میکنند و نظر کارشناسی خود را ارائه میدهند. نتیجه قطعیست، کارفرما به علت عدم رعایت آییننامههای حفاظتی، هفتاد درصد مقصر است و کارگر به این دلیل که بیش از حد به خودش فشار آورده، سی درصد تقصیر کار است. آخر کسی نیست که به این کارشناسان به اصطلاح دادگستری! بگوید چه کسی حاضر است به خودش بیش از حد فشار بیاورد و زندگی خودش را در معرض خطر قرار بدهد.
ماده ۵ قانون کار، مندرج در آیین نامه حفاظت حمل باردستی صادره توسط وزارت کار و اموراجتماعی خود این رژیم تصریح میکند:
کارفرما مکلف است، تدابیر لازم جهت ارزیابی چگونگی وضعیت حمل دستی بار در کارگاه و شناسایی خطرات مربوطه را اتخاذ نموده و با استفاده از راه کارهای فنی، مهندسی و علمی به اصلاح وضعیت حمل دستی بار از نظر آرگونومی [ارگونومی علمی است که به تناسب بین کارکنان و محیط کار میپردازد] و ایمنی بپردازد. [وزارت کار]
این کارگر آسیب دیده میگوید: «یک فرم رضایتنامه ترتیب دادند و در همان دادگاه از من رضایت گرفتند. نفهمیدم چی را امضا میکنم. انگار گیج و خسته بودم. فقط میخواستم زودتر به یک لقمه نان برای خانوادهام برسم. گفتند بیا برویم شرکت، هم خسارت میدهیم و هم بازنشستهات میکنیم، هیچ مبلغی پرداخت نکردند، این هیچ، نه تنها بازنشسته نشدم که از کار بیکارم کردند….» [ایلنا ۲۹ تیر ۹۷]
دراین نظام کارگران حق و حقوق شان به رسمیت شناخته نمیشود، و در محیط های کارگری با کارطاقت فرسا، روزگار میگذرانند و هر وقت که شرکت به کار آنها نیاز نداشت آنها را اخراج میکند.
وقتی یک کارگر زندگیاش را در یک شغل صرف میکند باید که حقوق او مطابق اصولی که سازمان بین المللی کار وضع نموده نهادینه شود:
«کارگر یک کالا نیست»
«همه افراد بشر حق دارند از رفاه مادی و رشد معنوی در فضایی آزاد و مطمئن، از امنیت اقتصادی و فرصتهای برابر برخوردار شوند.»
«فقر در همه جا باعث ایجاد خطر برای خوشبختی میباشد» [مهر البرز]
حال با توجه به این چند اصل آیا حقوق کارگران ایران منطبق با قوانین بینالمللی است یا با کارگران ایرانی مانند برده در این نظام برخورد میشود.
در همین زمینه:
خامنهای در نمایشگاه کتاب نگاهش به کارگران حمل بار نیفتاد
کارفرماهای واقعی در ایران چه کسانی هستند؟؛ طبقهی کارگر در چنگال…
قاچاق حکومتی کالا علیه منافع طبقه کارگر
تصاحب منابع درمانی کارگران به اسم شفافیت؛ مروری بر بند «ز» تبصره ۷ قانون بودجه سال ۹۷







