محمد خاتمی معروف به حاجی خاتمی سردمدار بهاصطلاح اصلاحات در انتخابات مجلس دوازدهم و مجلس خبرگان شرکت نکرد. خاتمی یار غاری برای رژیم است که همیشه و همه جا دست به هر کاری برای حفظ آن زده است. وی در این انتخابات با فهم تحریم گسترده از سوی جامعه جهت باد را تشخیص داد و ترجیح داد خود را از انتخابات کنار بکشد.
خاتمی به خوبی تشخیص داد که خامنهای و رژیمی که در حال انقباض روزافزون است رو به سرنوشتی سخت پیش میرود. او در دکترین خود به دنبال اصلاحاتی نیم بند برای نجات نظام در حال غرق شدن است. اما خاتمی هرگز از رژیم حاکم دست نکشیده بلکه به این نتیجه رسیده است که راه نجات این رژیم راه و روش خامنهای نیست. بلکه می گوید باید مسیری را رفت که وضعیت جنگی بین مردم و حکومت کمی تعدیل شود. معتقد است باید راه باریکه نفسی برای مردم باز کرد تا از این طریق بتوان حکومت را حفظ کرد.
او همچنان حفظ حکومت را اوجب واجبات میداند . در آن شکی ندارد اما حس میکند و میفهمد که مسیری که خامنهای میرود سرنوشت شومی را برای رژیمشان رقم خواهد زد. او حالا با شرکت نکردن در انتخابات شیادانه از یک طرف خود را همسوی خواست جامعه نشان میدهد. از طرف دیگر تلنگری به خامنهای زده تا مسیری برای پیش بردن خط خود پیدا کند.
جذب اصولگرایان مردد و بینابینی و جناحهای حذف شده و اصلاحطلبان منفعل و شاخ کردن آنها در مقابل خامنهای یکی از راه حلهای خاتمی برای پیشبرد این خط است. اما واقعیت جامعه ایران سرسختر از محاسبات حاجی خاتمی برای حفظ نظامشان عمل میکند.
در همین زمینه
تاکسیدرمی انتخابات و ضربه کمرشکن تحریم توسط مردم
خاتمی؛ واقع بین یا حزب باد؟!
جامعه ایران در سال ۹۶ با شعار «اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» تمامیت این نظام را نفی کرد. در حال حاضر در نقطه بحران و فشار و انفجار است. گرانی افسارگسیخته، فقر روزافزون، خم شدن کمر مردم زیر آوار گذران زندگی، فساد نهادینه که تمام تار و پود رژیم را در برگرفته، اقتصاد ورشکسته، سرکوب و تقابل وحشیانه رژیم با مردم و جامعه همه و همه نشان از شرایطی بحرانی و انفجاری در جامعه دارد. در قیام ۱۴۰۱ کل نظام آخوندی از جمله خاتمی تکانهای شدید یک انقلاب را با تمام وجود حس کردند.
بعد از قیام۴۰۱، هم خامنهای و هم خاتمی و جناحش تمام تلاش خود را کردند تا پتانسیل انفجاری جامعه به شکل یک قیام دیگر که بیشک سختر از قیام قبلی خواهد بود فوران نکند. خاتمی بادهای ناشی از این طوفان را حس میکند. اما شرکت نکردنش درانتخابات نه همسو شدن با خواسته مردم بلکه زنده نگهداشتن خود برای پیدا کردن مسیری برای حفظ نظامی است که خمینی پایهگذاری کرد. با همان ساختار با همان ایدئولوژی اما با کمی رنگ و بوی اصلاحات تا شاید رژیمشان حفظ شود. حاجی خاتمی باد تغییر را حس کرد و برای پیدا کردن راه نجات نظام مقدس! از انتخابات پا پس کشید و نه بهخاطر و برای مردم ایران.
البته خود این شرکت نکردن خاتمی یک سرشکستگی بزرگ برای خامنهای است که پیشاپیش شرکت نکردن در انتخابات را ضدیت با حکومتش اعلام کرده بود. این یک شکست خفت بار برای خامنهای است که رییس جمهور دو دوره حکومتش اکنون رودروی او از شرکت در یک انتخابات فرمایشی سر باز میزند.







