به گزارش خبرگزاری فارس از تهران، محمدحسین حمیدی رئیس پلیس راهور تهران بزرگ در جلسه «بررسی کاهش تصادفات رانندگی استان تهران» با بیان اینکه استان تهران شرایط متفاوتی با کشور دارد و نیازمند اقدامات جدی تری است گفت: «در شهر تهران روزانه ۲۱۰۰ تصادف اتفاق میافتد، شهر تهران شرایط به خصوصی دارد و در شرایط عادی هم دچار چالشهایی میباشد و با کوچکترین مانعی مانند قطعی برق و غیره موقعیت آن بحرانی میشود که باید به این مساله توجه ویژه شود».
آمار کشته ها در تصادفات سال گذشته تهران
حمیدی در رابطه با آمار تصادفات سال گذشته تهران میگوید: «در رابطه با تصادفات در سال گذشته ۱۵۶نفر فوت در محل و ۳۸۲نفر فوت در بیمارستان داشته ایم». طبعا این آمار نمیتواند واقعی باشد، چون وقتی در یک روز، ۲۱۰۰ تصادف صورت میگیرد، درمجموع در یک سال ۷۶۶۵۰۰ تصادف واقع میشود. اگر از هر صد تصادف یک نفر هم جانش را از دست بدهد، در مجموع در سال ۷۶۶۵نفر کشته میشوند. نتیجه اینکه آمار این پاسدار راهور مینیمیزه شده است و قصد دارد که با پایین کشیدن آمار تاثیرات منفی درجامعه ایجاد نشود که منجر به برانگیختی مردم گردد. شیوهای که همه کارگزاران حکومتی آن را بکار میگیرند و در ارائه آمار حداقلها را در نظر میگیرند.
مسول تصادفات پایتخت کیست؟
کارگزاران حکومتی برای هر جنایتی که عامل اصلی آن حکومت است، یک توجیهی در چنته دارند. او برای تشریح وخامت شرایط، آسمان و ریسمان را به هم میبافد تا اصل قضیه یعنی مشکل اصلی را پنهان کند. یک بار میگوید «در سال گذشته جریانی که در مدارس دخترانه ایجاد شد باعث شد کار اورژانس مختل شود و رسیدگی به امورات جدی مانند تصادفات با مشکل مواجه شود؛ لذا باید اقدامات راهبردی از جمله آموزشهای مربوطه در مدارس ایجاد شود».
این جریان که در مدارس دخترانه ایجاد شده یک حرف کلی است. حتی جسارت بیان واقعیت را هم ندارند که البته طبیعی است. جریان واقع شده در مدارس، منظور مسموم کردن دختران با مواد شیمیایی توسط جنایتکاران حکومتی بود، که قصد انتقام گیری از دختران شجاع را داشتند که در قیامها نقش لیدر را داشتند و همچنین ایجاد فضای رعب و وحشت که در این شرایط که ایران روی بستری از آتشفشان اجتماعی قرارگرفته است مهار اوضاع را کنترل کنند.
از طرف دیگر آمار دیگری ارائه میدهد گویا اینکه حکومت ولایت فقیه هیچ نقشی در تصادفات ندارد و این مردم هستند که مقصر اصلی هستند و در این رابطه میگوید: «در ۳ماه ابتدای امسال ۱۲درصد از متوفیان اتباع، ۶۰درصد تصادفات فوتی عابران پیاده در بزرگراهها، افراد کارتن خواب یا معتاد متجاهر و آمار تصادفات ناشی از استفاده از مشروبات الکلی رو به افزایش بوده است. ».
در همین زمینه
چرا مردم دارند از تهران فرار میکنند؟
در قسمت دیگری از تناقض گوییهای خود میگوید: «۵۳درصد تصادفات فوتی در شب اتفاق میافتد که روشنایی معابر عامل موثری در کنترل آن میباشد؛ همچنین با تشخیص هویت مالک موتور سیکلت میشود آمار تخلفات آنها را کنترل کرد. اما اکنون هویت مالک بسیاری از این نوع وسایل نقلیه مشخص نیست»
بالاخره مشخص نشد که مقصر اصلی کیست؟ جریان مدارس دخترانه، کارتن خوابها، معتادان، نبودن روشنایی معابر یا مشخص نبودن هویت مالک موتورسیکلتها؟
بیان واقعیت البته که سخت هست، اما هیچ کس تردیدی ندارد که بافت فرسوده جادهها و خیابانها، وضعیت نابسامان و داغان خودروهای ساخت داخلی و اقتصاد ورشکسته دولت و در اساس ماهیت حکومت ضد بشری ولایت فقیه که هیچ اهمیتی برای جان انسان ها قائل نیست و تنها به دوام حکومت رو به زوال خود میاندیشد، عامل اصلی تمامی کشتهها و بحرانهای اجتماعی است.







