چرا همه فلشها به سمت آمریکا ست؟
خامنهای و اعوان و انصارش برای رهایی از بحران سرنگونی تمام راهها را رفتند مگر فرجی برایشان باشد از نگاه به شرق و آویزان شدن به چین، متحد روسیه شدن در جنگ اوکراین و … ولی سرشان به سنگ خورد و هیچ کورسویی در مقابلشان پدیدار نشد. از طرف دیگر هر روز که میگذرد چشمانداز قیام لشکر گرسنگان نزدیک و نزدیکتر میشود. از وحشت قیام و سرنگونی تمام بریدگان و ریزشیهای رژیم راه نجات خودشان و رژیم را در رو آوردن به آمریکا میدانند. آیا خامنهای میتوان پای ایجاد رابطه و هزینههای آن بیاید؟
صالحی وزیرخارجه اصولگرای احمدینژاد گفته تنها راه باقیمانده برای نظام، گفتگوی سیاسی همه جانبه با آمریکاست.
روزنامه جوان هم که مال سپاه است نوشته: ما فرق کردیم یا آمریکا؟ و نتیجه گرفته که خود صالحی عوض شده است.
در همین زمینه
توافق فنی یا جام زهر اتمی؟ + ویدئو
منظورش این است که صالحی بریده. که این هم البته درست است. فقط هم صالحی نیست، خیلیهایشان بریدهاند. خود نویسنده هم بریده ولی صدایش را در نمیآورد. حالا سوال این است: چرا اینها بریدهاند؟
واقعیت این است که خامنهای چندسال اینها را با استراتژی کشکی نگاه به شرق سرکارگذاشته بود. حالا بعد از اوکراین تق این استراتژی در آمده، بخصوص که چین هم بقول خود صالحی، تعامل با رژیم را مشروط به رابطه با آمریکا میکند.
بنابراین تنها راه باقیمانده برای نظام، رابطه با آمریکاست که خامنهای ظرفیتش را ندارد چون اگر بخواهد این کار را بکند یعنی جام زهر را سرکشیده. کسی هم نیست مثل جام زهر آتش بس که خمینی سر کشید به دادشان برسد.
به این میگویند نشستن روی اره.







