صادق زیبا کلام یکی از مهرههای جریان از دور خارج شده اصلاحاتچی طی مصاحبهای با «جماران» نگرانی خودش را از شکل نگرفتن دمکراسی در ایران در صورت سقوط جمهوری اسلامی اعلام کرد.
صادق زیبا کلام که مدت ۴۵ سال است زیر دمکراسی ولایی! فربه شده و از خوان نعمت ولی امرش برخوردار است، در این مصاحبه تاکید کرد که هیچ یک از نیروهای اپوزیسیون را دمکرات نمی بیند!
تصورم این است که این جناب صادق زیبا کلام چون درس حقوق بشر و حقوق بینالملل و دمکراسی را در دانشکدههای اوین و گوهردشت و قزلحصار طی کرده درک دقیقتری از مفهوم دمکراسی نسبت به بنیانگذاران دمکراسی در جهان دارد که این چنین به ضرس قاطع حکم صادر میکند.
صادق زیبا کلام و تیغ آرایشگری
ابتدا به قسمتهایی از مصاحبه طولانی صادق زیبا کلام با جماران توجه کنید:
«یک مقاله دیگر هم اخیرا نوشتم که البته خیلی فحش نخوردم. عنوان این مقاله «ـجای خالی نلسون ماندلا در اپوزیسیون ایران» است. شما به سخنان اپوزیسیون که گوش میدهید. فقط فحش بسیار بد نمیدهند وگرنه مرتب از «جانیان» و «قاتلان» و ….استفاده میکنند. این افراد هنوز به قدرت نرسیدهاند اینجور صحبت میکنند وای به حال روزی که به قدرت برسند!»
صادق زیبا کلام برای اینکه مزه در کلامش بریزد مثال آرایشگریهای قدیم را زد و نوشت:
«در گذشته که ماشین برقی در آرایشگاه مردانه وجود نداشت یک چرمی را آویزان کرده بودند که مرتب تیغ را با آن تیز میکردند. بچه که بودیم و ما را برای اصلاح موی سرمان میبردند و وقتی که می دیدیم سلمانی به آن چرم تیغ میکشد، ما متوجه میشدیم که کار اصلاح سرمان تمام است.
او سپس به رندی نتیجه میگیردکه: «این افراد هنوز نه قدرتی دارند و نه توانستند نزدیک ایران بشوند، اما در حال تیز کردن تیغ هستند! مرتب اعلام میکنند که باید با چه افرادی برخورد شود. یادتان باشد که رهبران جمهوری اسلامی مرتب وعده بهشت میدادند و به اینجا رسیدیم. وای به حال این جماعتی که هنوز هیچی نشده است، در حال تیزکردن تیغ خود هستند.»
سپس خبرنگار جماران که لابد از زادگان و یا خماران دربار جماران است از صادق زیبا کلام می پرسد: برخی معتقدند این ادبیات تحت تاثیر ادبیات منافقین (مجاهدین خلق) است. اصلا آیا چنین ادبیاتی طبیعی است؟
زیبا کلام در پاسخ چنین حکم صادر می کند: «به نظر من طبیعی است. من در اپوزیسیون خارج از کشور و مخالفان داخل کشور هیچ فردی را ندیدم که اندیشه دموکراتیک و آزادیخواهانه داشته باشد. اگر فرض کنیم این نظام روزی سقوط کند، به هیچوجه احتمال نمیدهم که در فردای چنین روزی، دموکراسی در ایران برقرار شده باشد. آنقدر بغض و کینه و نفرت وجود دارد که مجالی برای دموکراسی باقی نمیگذارد و به هیچ وجه به دموکراسی منجر نمیشود. به همین دلیل مطلب جای خالی نلسون ماندلا در اپوزیسیون را نوشتم.»
در همین زمینه
زیبا کلام؛ براندازی گفتمان غالب جامعه شده است
چند نکته:
یک: اگر منظور از اپوزیسیون در کلام صادق زیبا کلام ساواکیها و خاندان سلطنتی رانده از وطن و نیز طیفی از بریدگان و کلاشان اصلاحاتچی باشد که اکنون ردای اپوزیسیون به تن کردند، مناقشهای نیست. اما اگر منظور مقاومت خونبار مردم ایران است که طی ۴۴ سال نبرد بی امان با دیکتاتوری همزمان مورد تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی بورژوای همدست جلادان بوده باید به این کریه کلام گفت؛ خود گویی و خود خندی!
دو: همان زمان که این استاد سفسطه و توجیه گر جنایت و اعدام مشغول خدمت به دستگاه ولایت بوده ما به مثابه مقاومت ایران درحال شکنجه شدن و اعدام شدن در اوین و گوهردشت و دیگر سیاهچالها بودیم. ما معنای دمکراسی را در مفهوم آزادی یافتیم و ۱۰۰ سال است که نسل ما برای برقرار کردن آن در این سرزمین می جنگد.
سه: کسی میتواند از دمکراسی حرف بزند و دمکراسی را فهم کند که خادم استبداد نباشد و قدمی برای آزادی بردارد. اما بعید است خادمان و مداحان ولایت فقیه درکی از آزادی و دمکراسی داشته باشند.
چهار: بنابر این به آقا صادق می گوییم زیاد نگران نباش. همان تیغ و چرم آرایشگری سرجایش هست. اما این تیغ نه برای بریدن گلوی کسی که برای اصلاح سر و صورت خامنهای و رییسی و دیگر جنایتکاران تدارک دیده شده تا آنان را برای دادگاه عدالت و دادخواهی آماده سازد. تو هم آمادهای؟!







