خمینی زیر درخت سیب در پاریس!
شاید نسل جوان ایران به خوبی با واژه «زیر درخت سیب» درسال ۵۷ آشنا نباشد. اما آنان که سالهای دور دهه ۵۰ و ۶۰ را به یاد دارند، حتما بخاطر دارند که خمینی بعد از اخراج از عراق به پاریس پرواز کرد. در آنجا در زیر درخت سیبی! درحضور خبرنگاران و رسانههای بین المللی قسم و آیه یاد میکرد که هیچ داعیه قدرت طلبی ندارد . او تلاش میکرد خود را به طور کلی عاری از شائبه قدرت طلبی جلوه بدهد.
خمینی چگونه به ولیعهدی شاه رسید؟ قسمت اول
خمینی که یک باره با بروز شرایط انقلابی در ایران خود را از یک انزوای خبری و رسانهای در عراق خلاص کرده بود، در پاریس وعده داده بود که در ایران فردا مجلس موسسان تشکیل خواهد شد. او وعده داد قانون اساسی جدید با رای و نظر همه مردم تدوین خواهد شد.
خمینی همچنین در پاریس متعهد شده بود که فردا خبری از دیکتاتوری و زندان و شکنجه و اعدام نخواهد بود.
این چهره بظاهر روحانی که دم از حاکمیت مردم میزد و خود را از شائبه قدرت دور نشان میداد به یک باره به سوژه درجه یک مطبوعات استعماری تبدیل شد. برخی از این رسانههای وابسته به دولتهای غربی تقریبا به سخنگوی خمینی تبدیل شده بودند.
غولی که قرار است ایران را ببلعد باید به حد کافی باد شود و همه پسند جلوه کند. با کمک همین رسانهها و البته با شبکه گسترده آخوندها در ایران که به لطف شاه آزادی عمل کامل داشتند، شعار بی معنای«همه با هم» خمینی را بصورت گسترده در داخل ایران تبلیغ کنند.
شعار همه با هم یک شعار شیادانه!
البته هرکسی که با دانش انقلاب و جنبشهای تاریخی آشنا باشد میفهمد که رهبری یک حرکت ترقیخواه و انقلابی که رهبری یک جنبش واقعا رهایی بخش را بر عهده داشته باشد، هرگز شعار توخالی همه باهم را نمیدهد. وحدتی این چنینی امری موهوم و ذهنی است. همه با هم حول چی؟ کدام آرمان؟
واقعیت این است که تنها در عرصه عمل اجتماعی مشخص است که وحدت معنای خود را باز مییابد. تنها در رویارویی با یک دشمن مشترک است که وحدت محقق میشود.
حال اگر در وضعیتی باشیم که وحدت در میدان عمل و حول یک مشی مشخص امکانپذیر نباشد، در آن صورت یک همبستگی و همگرایی سیاسی حول مجموعه ای از اصول عام مورد توافق طبقات و اقشار و نیروهای موجود در جبهه خلق موضوعیت مییابد. این همبستگی و همگرایی سیاسی برای آن است تا در مقابل دشمن اصلی، تضادهای فرعی عمده نشود. اگر این تلاش صورت نگیرد و جنبش در یک رویارویی مستقیم با دشمن اصلی هم نباشد در آنصورت اپورتونیسم تمام پیکره آن جنبش را می پوکاند.
اما خمینی نشسته بر اریکه رسانهای و حمایت استعمار با شعار«همه با هم» سر برآورده بود که منظور او «همه با من» بود.
خمینی بدون هیچ پرسشی به ایران پا گذاشت!
همان طور که نوشتیم خمینی حالا زیر درخت سیب در پاریس هر روز مصاحبه مطبوعاتی میکرد و حرفهایی مورد پسند رسانههای غربی میزد. همه آنان که امروز در مقابل مقاومت خونفشان مردم ایران هزاران مانع و سوال و ابهام میگذارند، آن روز هرگز از خمینی سوالی نکردند و ایرادی نگرفتند و و تنها کار سترگی که کردند دست بوسی خمینی بود و چنین بود که بزرگترین هیولای تاریخ ایران آماده پا گذاشتن به خاک تشنه آزادی شد…
ادامه دارد







