ورود دانش آموزان به قیام موجی از وحشت در میان سران حکومت انداخت
از هفته دوم قیام سراسری مردم ایران یک چیز بصورت کیفی درتعادل قوای بین دیکتاتوری و مردمی که در کوچه و خیابان با آن می جنگیدند، تغییر ایجاد کرد. این تغییر ناشی از ورود دانش آموزان یا بقولی دهه هشتادیها به قیام بود. دختران و پسران بی پروایی که به دنبال دانشگاهها و دانشجویان، پا در میدان مبارزه گذاشتند و شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای را به صورت فراگیرتری به میان مردم بردند.
رویترز روز ۵ اکتبر ۲۰۲۲ نوشت: دانشآموزان دختر با سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» عکسهای روحالله خمینی ولی فقیه سابق را از کتابهای درسی خود پاره میکنند.
هاجر چنارانی نمایند مجلس از نیشابور گفت: اکثر دستگیر شدگان از گروه سنی ۱۴تا ۱۸ سال هستند.
العین امارات گزارش داد؛ نیروهای امنیتی ایران جسد «نیکا شاکرمی»، دختر ۱۷ ساله اهل خرم آباد را بدون اطلاع خانواده در زادگاهش به خاک سپردند… مردم در قبرستان خرمآباد دست به تظاهرات زدند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند.
ویژگیهای دهه هشتادیها
راستی ویژگیهای این نسل چیست؟ چه چیزی باعث شد که کارشناسان حکومتی و غیر حکومتی ورود دانش آموزان به قیام را یک نقطه کیفی بدانند؟ و چرا از این پدیده نتیجهگیری می شود که شرایط غیر قابل بازگشت به عقب است و انقلاب مردم ایران از یک نقطه کیفی عبور کرده است؟
برای پاسخ به این سوالات بهتر دیدیم که ابتدا پاسخ را از قول مقامات حکومتی و رسانههای حکومتی بگیریم؛
فدوی جانشین فرمانده سپاه به میانگین سنی ۱۵ ساله بسیاری از دستگیرشدگان اغتشاشات اخیر اشاره کرد و گفت: غفلت از حوزه های تربیتی، معرفتی، تبیینی و تبلیغی! باعث شد تا این عده در قربانگاه فضای مجازی و رسانهای، به عنوان لقمه های چربی برای دشمن تبدیل شوند!
این فرمانده سپاه طوری از غفلت حرف میزند که انگار این کودکان ونوجوانان ایران نیستند که از بدو تولد تا لحظه مرگ زیر تبلیغات سهمگین ایدئولوژیک و فرهنگی حاکمیت قرار دارند و اصلا به همین دلیل است که علیه آن شورش کردند.
فدوی سپس به نقش آگاهی بخش شبکههای مجازی و دنیای ارتباطات اشاره کرد و مدعی شد:
« برخی از این نوجوان ها و جوان های دستگیر شده در اعترافات خود از کلید واژههای مشترکی چون شبیه سازی اغتشاشات خیابانی به بازی های رایانهای و همچنین اعتیاد و وابستگی شدید به فضای مجازی سخن میگویند؛ زمینه و بستری که شبکه ها و رسانه های مجازی و ماهوارهای دشمن به خوبی از آن برای اغفال و گمراه سازی، بهره گرفت».
دهه هشتادی ها از قول یک کارشناس حکومتی
یک کارشناس دیگر حکومتی بنام شهيندخت خوارزمي که بقول خودش از اساتید طرف مشورت وزارت اطلاعات رژیم هم هست در توصیف دهه هشتادیها درکی مشابه فدوی دارد و میگوید:
« اين نسل با ابزارهاي نوين ارتباطي، جهان ارتباطي و ويديو گيم بزرگ شده است. همين امروز شما به اعتراضات اخير كه نگاه ميكنيد، نشانههاي اين ابزارها را ميبينيد. ببينيد! جوانان چقدر با راهبردهاي جالب عمل ميكنند. امروز يك ساعت خاص در خيابان حاضر ميشوند، فردا در يك ساعت ديگر تا متوليان نتوانند رفتار آنها را پيشبيني كنند. اين استراتژي را از ويديو گيمها آموخته است و آنقدر بازي ميكند تا به پيروزي برسد. براي او شكست وجود ندارد.»
البته این استاد همکار وزارت اطلاعات بخش دیگری از واقعیت این نسل را فراموش کرده و یا به عمد کم رنگ کرده است که این نسل زیر مهمیز سرکوب و فقر و بیکاری و نومیدی رشد کرده است. این نسل تاکنون در حاکمیت ولایت فقیه فرصت زندگی پیدا نکرده است. از علایق خویش به دلیل ایدئولوژی تحمیلی محروم بوده است. این نسل با مفاهیمی مثل اعدام و زندان و شکنجه و فقر و اعتیاد و خودکشی بیشتر آشناست تا با شادی و نشاط و امیدواری. به همین دلیل است که در همین نسل دهه هشتادیها خودکشی و اعتیاد به سن ۱۰ سال و ۱۲ سال رسیده است.
در همین رابطه
عکسهای خمینی و خامنهای زیر پای دانش آموزان؛ نوید سرنگونی
این کارشناس حکومتی که به شدت از سرعت پیشروی قیام و انقلاب مردم وحشت زده است، در باره نگاه حکومت به دهه هشتادیها میگوید:
«اما آيا نظام حكمراني كشور نيز يك چنين دركي دارد؟ ميداند كه اين نسل به مبارزه، مرگ، پيروزي و… چگونه نگاه ميكند؟ تصميمسازان كشور مبتني بر دادههاي اطلاعاتي قبلي و قديمي تصور ميكنند ميتوانند با اين نسل نيز روبهرو شوند.
اين نسل كه مطالبات خود را رها نميكنند، مانند بازي گيم، يك بار گيم ُاور ميشود، دو بار گيم اُور ميشود، اما اينقدر امتحان ميكنند تا از اين مرحله عبور كنند. من خودم وقتي به جوانان اين نسل نگاه ميكنم، حيرت زده ميشوم؛ دختران جوان امروز را كه ميبينم با خودم ميگويم كاش شهامت دختران امروز را نسل من داشتند!»
این کارشناس ضمن اعتراف به شکست قطعی رژیم در برآورده کردن انتظارات دهه هشتادیها که او آنها را نسل دیجیتال می نامد یادآور می شود:
« شعارهايي نيز با موضوع مطالبات زنان طرح ميشود، اما به نظر ميرسد موضوع اصلي به رسميت شناخته شدن زندگي براي همه مردم ايران است كه از حنجره جوانان بيان ميشود. آنها زندگي خوب را نه فقط براي خود، بلكه براي پدران و مادرانشان و همه نسلهاي ايراني ميخواهند. آنها محروميت را در نگاه مادرانشان ديدهاند و رنج تلاشهاي بيفرجام پدرانشان را براي داشتن يك زندگي حداقلي حس كردهاند. معتقدم اين رخدادها، برونداد همه مطالباتي است كه جامعه ايراني در تاريخ معاصر دنبال كردهاند».
به این ترتیب برغم این که این کارشناس حکومتی از نسل دیجیتال و گیمنت و دهه هشتادیها صحبتش را آغاز کرد و بخشی از واقعیت این نسل را که تسلیم ناپذیری و شکست ناپذیری است بیان کرد، به یک واقعیت دیگر هم اعتراف کرد؛
دهه هشتادی ها یا همان نسل شورشی کف خیابان که این روزها جشن خمینی و خامنهای سوزان راه انداخته اند، از آسمان نیامدهاند. آنان میراثداران نسل گذشته خویشاند. نسلی که در تمام ۴ دهه گذشته دست از مبارزه با ارتجاع و دیکتاتوری بر نداشته است و آن قدر بر آرمان خویش استوار مانده است که این آگاهی نهادینه شده درجامعه در قالب جنبش و قیام و اکنون انقلاب سر آورده است.
این نسل دهه هشتادیها همان طور که درشعارهای خود میگوید به خانه بر نخواهد گشت. او آن قدر بازی با دیکتاتور را ادامه میدهد که بر زمینش بزند. به همین دلیل دهه هشتادیها در کنار دانشجویان و پدران و مادران خود در دیگر اقشار جامعه مرگ دیکتاتور را حتمی خواهد ساخت. این ماموریت نسل انقلاب است.







