گروگانگیری اهرم باجخواهی دولت رییسی
حکومت آخوندها هرسال در ۱۳ آبان، حمله به سفارت آمریکا و به گروگانگیری کارمندان آنجا را برای بیش از ۴ دهه است که جشن میگیرد. در این روز همه ساله تعدادی از بسیجیان و پاسداران و مزدوران رژیم شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند و تلاش میکنند که این نمایش را در سراسر ایران و جهان پخش کنند.
سیاست گروگانگیری خامنه ای و گسترش آن در ۴ دهه گذشته، نه تنها از بین نرفته، بلکه به بخشی از سیاست خارجی حکومت تبدیل شده است. آخوندهایی که قدرت را در دست دارند همچنان اصرار میورزند که علیرغم همه شواهد، گروگانگیری در سال ۱۳۵۸ یک پیروزی باشکوه بود و از آن دفاع میکنند.
در این روز، آخوندهای امام جمعه و مسئولین کشور همچنان از رویداد بزرگ این روز تاریخی با سخنرانیهای پر طمطراق حمایت میکند. با راهپیماییها، سخنرانیها، گردهماییها و انبوهی از شعارهای ضد آمریکایی، تلاش میشود که به این روز شکوه خاصی داده شود و اخیرا هم تصمیم به تبدیل محل سفارت به حسینه گرفته اند. با نگاهی به گذشته، میتوان دریافت که بسیاری از رهبران کنونی ایران از این رویدادها سود بردند و از آن برای سرکوب سایر نیروها، تحکیم قدرت وتقویت دیکتاتوری خود استفاده کردند.

در همین رابطه بیشتر بخوانید
تکامل سیاست گروگانگیری
روش های گروگانگیری این رژیم در طول زمان تکامل یافته و از سیاست گروگانگیری افراد که البته هنوز هم به ویژه در رابطه با اتباع آمریکایی و اروپایی ادامه دارد به سیاست گروگانگیری کشورها در مذاکرات تبدیل شده است. بازی موش و گربهای که اکنون رییسی برای با احیای برجام ۲۰۱۵ انجام میدهد در همین راستا قابل تفسیر است.
بنا بر گزارشها، آخوندها در سال ۱۹۹۰ مبادله ای بین دولت فرانسه و گروه شبه نظامی حزب الله لبنان را ترتیب دادند. دولت فرانسه با آزادی انیس النقاش، تروریست شناخته شده لبنانی که در دادگاه فرانسه به دلیل تلاش نافرجامش برای ترور شاهپور بختیار، به حبس ابد محکوم شده بود، به ازای آزادی ۸ شهروند فرانسوی گروگان گرفته شده توسط حزب الله موافقت کرد.
در سال ۲۰۱۶، حسن روحانی چهار شهروند آمریکایی را که در تهران به زندان انداخته شده بودند پس از امضای توافق هسته ای برجام آزاد کرد.
در مارس ۲۰۲۲، دو شهروند بریتانیایی – نازنین زاغری رتکلیف و انوشه عاشوری – پس از تسویه بدهی ۴۹۹ میلیون دلاری انگلیس به ایران بعد از شش سال حبس در زندانهای رژیم آزاد شدند و به آنها اجازه داده شد که به انگلیس بروند.
داستان گروگانگیری احمدرضا جلالی
در آوریل ۲۰۱۶، احمد رضا جلالی، یک پزشک ایرانی-سوئدی، به دعوت دانشگاه تهران برای یک کار آموزشی به مدت دو هفته به ایران سفر کرد. ولی چند روز پس از ورودش، او به اتهام جاسوسی برای اسرائیل و کمک به ترور دو دانشمند هستهای ایران دستگیر و به زندان انداخته شد. یک سال بعد، پس از محاکمهای که مورد انتقاد سازمانهای حقوق بشری قرار گرفت، دادگاه رژیم جلالی را به اعدام محکوم کرد. اما زمان اعلام حکم اعدام او قابل توجه است. این زمان مصادف بود با پایان محاکمه یکی از جنایتکاران رژیم به نام حمید نوری در سوئد که در سال ۶۷ در زندانهای ایران خدمت میکرده و در قتل عام هزاران زندانی سیاسی بطور مستقیم مشارکت داشته.
حمید نوری به خاطر جنایات خود در سوئد محاکمه و به حبس ابد محکوم شد و در حال حاضر دوران محکومیت خود را در این کشور میگذراند. دیانا التاهاوی، معاون مدیر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا عفو بینالملل گفت که مقامات ایرانی با استفاده از سیاست گروگانگیری از جلالی به عنوان یک مهره در یک بازی سیاسی ظالمانه استفاده میکنند. او گفت که آنها تهدیدهای خود را برای اعدام جلالی بعنوان تلافی محاکمه نوری و همچنین تلاش برای “انحراف در مسیر عدالت” تشدید کرده اند.
جدیدترین مورد گروگانگیری برای فشار به کشور سوئد
در ۷ مرداد امسال در بیانیهای که از طرف وزارت اطلاعات رژیم منتشر و رسانههای دولتی ایران آن را به طور گسترده باز نشر کردند، خبر از دستگیری یک تبعه دیگر سوئد مطرح شد. در این اطلاعیه آمده است: «متهم سابقه سفر به سرزمینهای اشغالی تحت رژیم صهیونیستی را دارد. وزارت اطلاعات پیش از این بارها اعلام کرده بود که به کوچکترین تجاوز به مرزهای امنیتی کشور قاطعانه پاسخ میدهد، به ویژه به رژیم منحوس سوئد که از چندین جاسوس نیابتی رژیم اشغالگر قدس (مانند احمدرضا) حمایت کرده است. جلالی، جاسوس مشخص رژیم صهیونیستی که مسئولیت شناسایی و ترور برخی از دانشمندان هستهای کشور و همچنین ایجاد پناهگاه امن برای تروریستهای جنایتکار مانند منافقین است. “
وزارت اطلاعات ایران نامی از فرد دستگیر شده نبرده و گفته است که این شهروند سوئدی «چند ماه پیش و پس از دستگیری یک جاسوس اروپایی دیگر با مأموریت کسب اطلاعات درباره نحوه افشای هویت آن جاسوس و نوع و میزان اطلاعاتی که به شبکه اطلاعاتی این وزارتخانه درز کرده است مجددا وارد کشور شد و در نهایت پس از تکمیل مدارک، قبل از خروج از کشور توسط مقام قضایی دستگیر شد».
علت پیشروی رژیم ایران در سیاست گروگانگیری
به عنوان یک سیاست، رژیم آخوندها، اتباع خارجی و دوتابعیتی را به طور سیستماتیک در ایران بازداشت میکند. وزارت اطلاعات آخوندها در تلاشی هماهنگ، همان سناریوی قدیمی را تکرار میکند. آنها اهداف خود را انتخاب و سپس دستگیر میکنند، آنها را با اتهامات جعلی امنیت ملی محاکمه میکنند، و در زندان نگه میدارند تا روزی که بتوانند از آنها برای چانه زنی با کشورهای مبدأ یا سایر موارد مرتبط استفاده کنند. این دوتابعیتیها متهم به جرایم و اتهامات بسیاری هستند که به دلیل شفاف نبودن روند قضایی در ایران، بررسی آنها دشوار است. قوه قضائیه در پرونده سازی نیروهای امنیتی شریک است. در نتیجه و قاعدتاً حکم دادگاه متکی بر تحقیقات بیطرفانه و عدالت قضایی نیست.
جامعه بینالمللی اکنون در دامی گرفتار شده است که خود ساخته است. کشورهایی که برای مماشات با آخوندها سرمایه گذاری کردهاند، خود را در معرض شکست این سیاست قرار دادهاند. علیرغم شکست چنین سیاستی، هر از چند گاهی همان داستان کاملا اشتباه را تکرار میکنند. دست کشیدن کشورهای غربی از یک سیاست تماما مخرب، آنها را مجبور میکند تلویحاً بپذیرند که در این سالها اشتباه کردهاند و خسارات غیرقابل محاسبهای به ایران و مردمش وارد کردهاند. اما آنها به جای چنین اعترافی، اشتباه را با تکرار آن مضاعف میکنند و با این سیاست آخوندها را در نیات کینه توزانه خود چه در داخل و چه درخارج از ایران جسورتر میکنند.
ح. بیضایی







