چگوارا راهی را پیموده که هنوز در جریان است
52 سال پیش در چنین روزی «ارنستو چه گوارا» به گونه ای ناجوانمردانه کشته شد.
سرجوخه بولیویایی «ماریو تران» ابتدا به دست ها و پاهای «چه» شلیک کرد،
۹ بار سینه او را مورد هدف قرار داد و سرانجام آخرین گلوله را به سمت گلویش نشانه رفت.
سرانجام «اسطوره شورش » در نیم روز ۹ اکتبر ۱۹۶۷ کشته شد.
ديكتاتور بوليوی جنازه اش را به شكلی مخفيانه در محلی نامعلوم مدفون كرد .
30 سال بعد ، يكي از افسران اسبق ارتش بوليوي كه در دفن چگوارا نقش داشت در بستر مرگ، محل دفن چگورا و يارانش را فاش می سازد.
هنگامی که کشتی «گرانما» با 82 پارتیزان از بندری در مکزیک بسوی کوبا حرکت کرد، پزشک آرژانتینی (ارنستو رافائل گوارا) هم در کشتی بود.
در کوههای سییرا مائسترا بود که نام «چه» به او داده شد. دلیلش هم این بود که در پایان هر جمله ای که به مخاطبین می گفت یک «چه» هم به آن می افزود (بمعنی «گوش کن!») خود او این لقب را مایه مباهات می دانست، زیرا در جنوب آرژانتین و شیلی بومیان را به این نام می خوانند که «انسان زمینی» معنی می دهد.
در کوههای «سییرا مائسترا» «چه گورا» با کودکان گرسنه و نیمه گرسنه ای روبروشد که بسیاری از آنها نمی دانستند شیر چه مزه ای دارد.
روز 29 دسامبر 1958 چه گوارا با واحد ۳۰۰ نفری اش لشگر ۵هزار نفری باتیستا را که از حمایت امریکا نیز برخوردار بود شکست داد و شهر سانتا کلارا را بتصرف خود درآورد.
دو سال بطول انجامید، شورشیان توانستند بر حکومتِ وحشتِ دیکتاتور باتیستا و باند فاسد او چیره شوند. پس از آن بود که مشی جنگ چریکی چگوارا و آرمان هایی که او دنبال می کرد، سرلوحه حرکات اعتراض آمیز مردم بسیاری از کشورها قرار گرفت. صداقت و از خود گذشتگی وی چنان خالصانه بود که این فرمانده آرژانتینی مرزهای آمریکای لاتین را درنوردید و تصویری از اسطوره شورشی به جهان ارائه کرد.
چگورا اعتقاد داشت كه زندگي را بايد وقف مبارزه انقلابي بكنه، مبارزه اي براي مردم ستمديده و محروم، مبارزه اي براي رهايي و آزادي، مبارزه اي كه هيچوقت، نه در كوبا و نه در هيچ جاي ديگر پايان نخواهد يافت.
هر کجا که فریاد آزادی در گلو خفه شده و بی عدالتی بیداد می کند، فرمانده «چه گوارا» با لبخند می گوید:
هميشه لازم نيست به انتظار پيش آمدن موقعيت انقلابي نشست، چنين موقعيتي رابه ياري كانون انقلابي باید
ايجاد كرد .
چگوارا راهی را پیموده که هنوز در جریان است.