بازنشستگان برای مدت مدیدی است که بهدنبال حقوق به یغما رفتهشان در خیابانهای شهرهای کشور اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی میکنند. چه بر سرزندگی آنها آمده که فریادشان خاموش نمیشود و پژواک آن در گوش شهرها همچنان در نوسان است. روزنامه حکومتی اعتماد در تاریخ ۱۳آذرماه۱۴۰۳این چالش دردناک زندگی این قشر ستمدیده را در گزارشی بررسی کرده است.
حقوق بازنشستگان و وعدهای توخالی
همسانسازی حقوق بازنشستگان در شرایطی توسط حکومت ولایت فقیه اعلام و اجرا گردید که نه بر اساس نرخ تورم بود ونه بر اساس ماده ۹۶قانون تامین اجتماعی و ماده ۲۸قانون برنامه بهاصطلاح پنجم توسعه که صرفا برای سیاه کردن کاغذ و قلم فرسایی شده بود.
رسانه حکومتی اعتماد در این رابطه مینویسد: «مطالبات بازنشستگان از سال ۱۳۸۳تاکنون هر سال با وعدههای توخالی به سال بعد موکول شده است. در طول این سالها آنها، همواره پیگیر مطالبات خود از دولتها بودهاند. این پیگیریها، چه از راههای قانونی و چه از راههای اعتراضی صورت گرفته است. اما در تمام این سالها بهجای توجه و رسیدگی، همواره برخوردهای قهرآمیز با آنها شده است».
آیا دولت پزشکیان همسانسازی را اجرا میکند؟
در حکومت ولایت فقیه هر کاری با وعده درمانی پیش میرود. حقه بازی امری رایج در ساختار حکومتی است. برای روشن شدن واقعیت کافی است که به آنچه رسانه حکومتی اعتماد نوشته توجه شود:
«آبانماه سال جاری۱۴۰۳دولت چهاردهم خبر از اجرایی شدن همسانسازی حقوق بازنشستگان را داد. اما با فرمولی بسیار پیچیده و بدون در نظر گرفتن افزایش قیمت کالاهای اساسی، همسانسازی، اجرا و پرداخت شد. این همسانسازی بر پایه کارشناسی اثر بخش صورت نگرفته است. مطالباتی که ۲۰سال برای اجرایی شدن آن، این قشر محروم هر هفته در کف خیابانها فریاد میزدند، حال باید سه سال برای اجرایی شدن کامل آن صبر پیشه کنند.
با توجه به تجربه ۲۰ساله، احتمال عدم پرداخت در دو سال دیگر با توجیهاتی نظیر، نبود بودجه و… بسیار وجود دارد». به بیان ساده یعنی همسانسازی حقوق وعده سرخرمن است که از جانب حکومت داده شده است.
روزگار سختی که بازنشستگان را به ستوه آورده است
دولت پزشکیان و سازمان تامین اجتماعی اقدام به هیاهوی خبر همسانسازی کردند اما هیچ اشارهای مبنی بر اینکه این همسانسازی حقوق از چه زمانی اجرایی میشود نکردند. دراین رابطه روزنامه حکومتی اعتماد مینویسد: «افزایش اجرا شده در حقوق آبانماه بازنشستگان، رقمی بین ۳۴۰هزار تا یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان بوده است! بهطور مثال، بازنشستهای که ماهانه ۱۴میلیون تومان حقوق دریافت میکرده، در آبانماه مبلغ ۹۶۰هزارتومان افزایش حقوق داشته است!».
بنا بهنوشته رسانه حکومتی اعتماد: «این میزان حقوق با توجه به گرانی وتورم تنها ۱۰روز زندگی آنها را کفاف میدهد». آنها خرج ۲۰روز دیگر را چگونه تامین کنند؟ این درحالی است که خط فقر در شرایط فعلی نزدیک به ۴۰میلیون تومان است و بنا به نوشته رسانه حکومتی جام جم در ۳آذرماه ۱۴۰۳، «نرخ نقطه به نقطه تورم نزدیک به ۳۰درصد به بالاترین رقم در ۹ماه گذشته رسیده است».
در همین زمینه
تجمعات اعتراضی بازنشستگان مخابرات؛ فریاد حقخواهی در برابر چپاول
غارت صندوق بازنشستگان تامین اجتماعی
رسانه حکومتی اعتماد بالاجبار پوشالها را کنار میزند و واقعیت موجود را برملا میکند که چه بلایی سر صندوق تامین اجتماعی آمده است؟ این رسانه حکومتی مینویسد: «در طول سالیان گذشته، انتصابات و انتخابات در سازمان تامین اجتماعی باعث شد سرمایه بازنشستگان، که در طول سالها بهعنوان حق بیمه هر ماه از حقوقشان کسر و به صندوق بازنشستگی واریز میشد، بهدلیل سوءبرداشت، به یغما برود.
چطور امکان دارد سازمان تامین اجتماعی با داشتن شرکت شستا (شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی) «شرکتها و کارخانجاتی که از طریق سازمان تامین اجتماعی با حق بیمه پرداختی بابت بازنشستگی با نام شستا خریداری شده بود» تبدیل به شرکتی ورشکسته شود و تنها نام آن بر صفحه کاغذ باقی بماند؟».
فقیرتر شدن بازنشستههای تامین اجتماعی
از صندوق بازنشستهها امروز بهعنوان صندوق ورشکسته نام برده میشود. دلیل این ورشکستگی را روزنامه حکومتی اعتماد مینویسد: «در طول سالیان دراز به همت اختلاسهای کلان و بدون هیچ پیگرد قانونی به ورشکستگی رسیدند و بازنشستگان هر روز فقیر و فقیرتر شدند. در۲۰سال گذشته مستمری آنها نهتنها بر اساس ماده ۹۶قانون سازمان تامین اجتماعی و ماده ۲۸قانون برنامه توسعه پنجم افزایش نیافته است، بلکه فقیرتر هم شدهاند».
کافی است به یک نمونه از غارت و چپاول این صندوق نگاهی بیاندازیم، معما کاملا حل و دیگر نیاز به هیچ تحقیق و پژوهشی نخواهد بود. رسانه حکومتی اعتماد در تاریخ ۲۷تیرماه ۱۳۹۵درگزارشی از فروش کارخانههایی که با پول بازنشستگان خریده شده بود، از پولهای میلیاردی که به بابک زنجانی و برخی افراد به عناوین مختلف داده بود، نوشته بود که این یک نمونه از دلایل ورشکستگی شستا میباشد که ضرر و زیان آن را امروز بازنشستگان در زندگی و معیشت خود میبینند.
سوالاتی که هرگز پاسخ داده نشد
کافی است که به چند سوال توجه شود تا به عمق فاجعه بیشتر پی برده شود. این سوالات حکومت خامنهای را هدف قرار میدهد که چه بلایی سر بازنشستگان آوردهاند. برخی از این سوالات عبارتند از:
«آیا همسانسازی که۲۰سال زمان برد تا اجرایی شود، نباید بر اساس نرخ تورم محاسبه میشد؟
آیا واریز سه میلیون تومان بهحساب بازنشستگان درسال با عنوان همسانسازی، به مفهوم پرداخت مابهالتفاوت 7ماهه نخست سال بوده است؟
چرا دولت، مجلس و سازمان تامین اجتماعی در رابطه با شستا که دارایی بازنشستگان بوده و هست، اطلاعرسانی نمیکنند؟».
جواب خیلی ساده و روشن است. مردم با حکومتی مواجه هستند که جز دزدی و غارت و چپاول هیچ نفعی نداشته است و برای استمرار این شیوه ضد مردمی هم به سرکوب متوسل میشود. این حکومت هرگز لایق بقاء و ماندگاری نیست و بازنشستگان به همراه ۶۰میلیون ارتش بیکاران و گرسنگان باید برای سرنگونی این حکومت دزد سالار، رژه قیام را در کف خیابانها به نمایش بگذارند.







