نوروز و هفت سین آن یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از ایران باستان است. آئینهای جشن نوروز چنان همسو با طبیعت و همزاد با روح و روان انسان است که کمتر آئینی به پای آن میرسد. یکی از این آئینها سفره هفت سین است. ایرانیان چندساعت باقی مانده به تحویل سال، سفره هفت سین را می گسترانند. این سفره آراسته به مواد و اشیائی است که نام شان با سین شروع میشود.
هرکدام از اجزای هفت سین، مفاهیمی چون رویش، زایش و باروری، فراوانی و برکت و بهروزی و سعادت را نمایندگی میکنند.
هفت سین نماد چیست؟
هنوز هم در برخی از روستاهای ایران سنت هفت سینی برپاست. آنان درون هفت سینی، خوراکیهای مختلف می ریزند و به پذیرایی از خانواده و میهمانان میپردازند. هفت سینی گویی در گذر زمان با حذف «ی» به هفت سین رسیده است. چکیده وخلاصه شده یک رسم دیرین.
در زبان باستانی ایران عدد هفت به نام «امرداد» است که معنای زندگی و جاودانگی میدهد. بنابراین ایرانیان باستان هفت واژه یا هفت سینی را به نشانه آن گزینه کرده و برخوان نوروزی مینهند.
اما در سدههای اخیر بر سر سفره نوروزی هر ایرانی هفت گونه خوردنی وسبزه که حرف نخست آن «سین» است،چیده میشود؛ سیر، سرکه، سماق، سمنو، سنجد، سبزه وسیب.
سبزه؛ نماد رنگ و طراوت و شادابی و رویش که سر هر سفره هفت سینی هست.
سیب؛ نمادی از تندرستی و زیبایی
سمنو؛ نماد رویش و بار آوری و فراوانی
سنجد؛ نماد و محرک عشق ومهر و زایندگی ودلباختگی
سیر؛ نماد پاکیزگی و سلامت و زدودن چشم زخم. زرتشتیان می گفتند سیر دیوان را میگریزاند.
سرکه؛ نماد پاکی محیط،زدودن آلودگی و غلبه بر سحر وجادو
سماق؛ نماد مهر وعاطفه و پیوندها و رابطهها.
بیشتر بخوانید
سال نو ۱۴۰۰ فرخنده و مبارک
پیام نوروز پیروزی ملت ایران نابودی کرونای منحوس ولایت
دشمنی حکومت با آئینهای سنتی ایرانی
بگذریم که بر هفت سین نمادهای دیگری همچون قران کریم و ماهی و آئینه و تخم مرغ و… هم میگذارند که هرکدام شان تبلور و نشانه و یک جهتگیری برای سال پیشرو برای صاحب سفره است.
اما…
در سایه ۴۲ سال حاکمیت یک دیکتاتوری خونریز، نه تنها این سنتها و آئینهای زیبای دیرین ضربه خورد، بلکه مردم دیگر توانایی آراستن سفره هفت سین را هم برای خود ندارند. مرتجعان حاکم بر میهن تلاش کردند به صورت همه جانبه این سنتها را از مردم بگیرند. آنان به گزندهترین صورت به این آئینها تاختند و به بدیهیترین حالت امکان شادمانی و سرور را از مردم گرفتند.
تنها نگاهی به آن چه که در سال ۱۳۹۹ گذشت، تصویری واضحتر از جامعه ترسیم میکند. در سال گذشته، خامنهای و همدستانش در سه پارامتر بر جامعه تاثیرگذار بودند:
کرونا و مرگ: حکومت در یک همدستی اعلام نشده با کرونا، مرگ و نیستی مردم را در خدمت بقای خود قرار داد. تلاش کرد و میکند که تا حد ممکن کرونا بیشتر تلفات بگیرد و بیشتر ماندگار باشد.این حقیقت قابل کتمان نیست.
اعدام و زندان: طی یک سال گذشته شمسی نزدیک به ۳۰۰زندانی اعدام شدند که در میان آنان چند ده زندانی سیاسی بودند. دهها جوان مبارز و شورشی به بند کشیده شدند. خانوادههای بسیاری از این زندانیان در غم فراق عزیزانشان مفهوم شادمانی را فراموش کردند.
فقر و فلاکت: در پرتو سیاستهای غارتگرانه و تباه کننده حکومت، کارگران، زحمتکشان و تهیدستان جامعه به خاک سیاه نشانده شدند. فقر چنان فراگیر شدهاست که مردم به نان شب محتاج شدند. فروش قلب و خرید نان قسطی نمادی از جامعه بحران زده ماست.
سال ۱۴۰۰ را چگونه شروع کنیم؟
در چنین شرایطی به آستانه سال ۱۴۰۰ رسیدیم. اما این همه داستان نبودهاست. در آن سوی جبهه نبرد، مردمی بودند و هستند که در دل این تاریکی سخت جنگیدند. خیابانهای ایران محل این رویارویی بود. کمتر روزی خیابانها و میدانهای ایران خالی از اعتراض بود. کمتر روزی در فضای مجازی، خامنهای و سپاه و اطلاعات هدف و سیبل حملات مردم نبودند. همه این اعتراضات و همه این فریادها در یک نیروی پیشتاز و سازمان یافته و سراسری به نام مقاومت ایران نمایندگی میشود. مقاومتی که به خوبی حاکمیت مذهبی را در دو جبهه داخلی و بینالمللی آچمز کرده است. راه تنفس و بقا را از آن گرفته است.
این مقاومت و آن اعتراض مداوم و آن سنتها و آئينهای ماندگار در فرهنگ ایران که در هفت سین سمبلیزه می شود، این واقعیت را به ما یادآور میشود که نوروز و هفت سین ۱۴۰۰ میتواند و باید آغاز بامداد ایران باشد. بامداد روشنایی و آزادی. بامداد دمکراسی و عدالت اجتماعی. با این امید و با این یقین سر سفره هفتسین مینشینیم که در سال ۱۴۰۰ تلاشمان و تعهدمان برای سرنگونی را هفت برابر کنیم. بامدادی آزادی بسا نزدیکتر از آن است که تصور میکنیم.
ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید
ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید







