پشت این بحران «حلقه مرموزی» است که هیچکس دقیقاً نمیداند کجاست
گرانی میوه در ایران از یک افزایش قیمت ساده فراتر رفته و به نشانهای از کوچکشدن سفره خانوار، افزایش هزینه تولید و ضعف نظارت بر شبکه توزیع تبدیل شده است.
برای سنجش وضعیت اقتصادی یک جامعه همیشه نیازی به آمارهای پیچیده نیست؛ گاهی کافی است وارد یک میوهفروشی شویم. قیمتها و حجم خرید مردم، تصویری مستقیم از قدرت خرید خانوار ارائه میکند. گرانی میوه امروز برای بسیاری از خانوادههای ایرانی فقط مسئله افزایش قیمت یک قلم خوراکی نیست؛ نشانهای از کوچکشدن تدریجی سفره و حذف مواد غذایی از سبد مصرف است.
بر اساس نرخنامه میادین تهران در ۳۰ شهریور ۱۴۰۵، قیمت موز ۲۵۹ هزار تومان، خیار گلخانهای ۷۹ هزار تومان و هندوانه ۳۹ هزار تومان اعلام شده است. این ارقام مربوط به میادین است و قیمت در فروشگاهها میتواند متفاوت باشد؛ اما مسئله اصلی، فشار همین روند بر مصرفکننده است.
گرانی میوه فقط تقصیر باغدار نیست
هزینه تولید، دستمزد، آب، کود، سم، بستهبندی، حملونقل، نگهداری و ضایعات همگی در قیمت نهایی مؤثرند. نایبرئیس اتحادیه باغداران تهران نیز در شهریور امسال از افزایش چندبرابری هزینههای تولید، بستهبندی و جمعآوری نسبت به سال گذشته سخن گفته است. بنابراین نمیتوان باغدار را مقصر اصلی گرانی میوه معرفی کرد. تولیدکننده نیز قربانی اقتصادی است که هزینههای آن افزایش یافته و افزایش قیمت فروش الزاماً به معنای افزایش درآمد او نیست. اما نقطه مهمتر، فاصله میان باغ تا سفره است.
بیشتر بخوانید
معلمان و پرستاران، حکومت چگونه متخصصان را از شغلهایشان فراری میدهد؟
محصول از باغدار به عمدهفروش، میدان، حملونقل و سرانجام خردهفروشی میرسد. در هر مرحله هزینه و سودی به قیمت اضافه میشود. مسئله این است که مصرفکننده حق دارد بداند این قیمت چگونه شکل گرفته و گرانی میوه آبشخور آن کجا است. رئیس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی نیز بر ضعف نظارت در شبکه توزیع، اختلاف قیمت میان مراحل عرضه و ضرورت صدور فاکتور رسمی و رصد قیمتها تأکید کرده است.
شفافیت در این زنجیره هم از مصرفکننده حمایت میکند و هم از تولیدکننده؛ زیرا در نبود شفافیت، هم باغدار متهم میشود و هم فروشنده، در حالی که منشأ واقعی اختلاف قیمت مشخص نیست.
فقر غذایی؛ حذف میوه از سفره یک هشدار جدی است
وقتی مسکن، درمان، آموزش و حملونقل بخش بزرگی از درآمد خانوار را میبلعند، نخستین واکنش خانواده کاهش خرید کالاهای قابل حذف است. ابتدا حجم خرید کم میشود، سپس تنوع غذایی کاهش پیدا میکند و سرانجام برخی اقلام از سفره حذف میشوند. جمله یک شهروند که در رابطه با گرانی میوه گفته بود «امسال برای بچههایم از میوههای تابستانی فقط توانستم هندوانه بخرم»، شاید از دهها جدول اقتصادی گویاتر باشد. گرانی میوه زمانی به بحران اجتماعی تبدیل میشود که والدین برای خرید سیب، گلابی یا موز مجبور به محاسبه توان مالی خود باشند.
این وضعیت را نمیتوان فقط با عملکرد یک میوهفروش یا هزینه تولید توضیح داد. اقتصاد ایران تحت تأثیر مجموعهای از سیاستهای ضدمردمی بهخصوص هزینههای گزاف جنگ ضدمیهنی که مردم خواهان آن نبوده و نیستند، محدودیتهای تجاری و مالی، تحریمها، تورم مزمن، تخصیص منابع عمومی و اولویتهای بودجهای قرار دارد.
این استدلال واقعی به نظر میرسد که اختصاص منابع به فعالیتهای نظامی و شبکههای نیابتی در منطقه، در شرایطی که خدمات عمومی و قدرت خرید خانوار تحت فشار است، هزینه فرصت قابلتوجهی ایجاد میکند و این پرسش را ایجاد میکند که «منابع کشور باید تا چه اندازه صرف رفاه عمومی، تولید، سلامت، آموزش و امنیت غذایی شود؟»
منابع
- رسانه حکومتی هم میهن ۴ مهرماه ۱۴۰۵ «میوه در ویترین کالاهای لوکس»
- پایگاه خبری اطلاع با ما ۴ مهرماه ۱۴۰۵ «میوه از سفره خانوار تا ویترین کالاهای لوکس…»
- خبرگزاری حکومتی روز نو ۵ مهرماه ۱۴۰۵ «میوه نخورید مگه چه میشه»







