نزدیک به ۴۸ ساعت از فاجعه معدن طبس گذشته است. پیگیریخبرها و تحولات نشان میدهد که رژیم و دستگاه حاکم نه تنها در برابر این فاجعه پاسخگو نیست، حتی از کمترین کار که ابراز همدردی با فاجعه دیدگان و خانوادههای آنان است، سرباز زده است. پیگیری خبرها و تحولات بعد از وقوع این بحران به خوبی بیانگر این واقعیت است.
مسعود پزشکیان به عنوان مقام اول کشور بعد از خامنه ای به رغم انتشار خبر مرگ دهها کارگر در معدن طبس، صبح روز یکشنبه سوار هواپیمای خود شد و به نیویورک رفت تا بگوید که به من مربوط نیست!
واقعیتها در پس اخبار
استاندار خراسان جنوبی: ۶۹ کارگر در بلوک سی و بیمعدن زغالسنگ طبس مشغول کار بودند؛ ۲۲ کارگر همچنان در بلوک C گرفتارند. کار بلوک بیتمام شده و از ۴۷ نفرکارگر این بلوک ۳۰ نفر فوت کردند و ۱۷ نفر نیز مصدوم و به بیمارستان انتقال پیدا کردند.
رمان خالقی، رئیس خانه صنعت و معدن و تجارت: نزدیک ۷۰ کارگر در این معدن در حال کار بودند. واحد حفاظت و ایمنی معدن در این بین محل سؤال است که آیا درست عمل کرده یا خیر؟ آیا سیستم هشداردهنده وجود داشته که کارگران از وسائل ایمنی احتمال استفاده کنند؟
سایت حکومتی تابناک: در حالی که قاعدتاً پس از انفجار معدن زغال سنگ طبس، میبایست تعیین تقصیر و قصور توسط هیأت کارشناسی پس از بررسی دقیق کارشناسی درون معدن انجام شود، احمد میدری وزیر کار پیشاپیش تأکید کرد تخلفی صورت نگرفته و این رویداد واقعاً یک حادثه بوده است.
علیزاده رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس: ظاهراً این معدن حداقلهای استاندارد ایمنی را رعایت نکرده است، شاید نیم ساعت یک ساعتی طول کشیده تا این منو اکسید کربن بیاید به منطقه بلوک B ، ولی حتی سادهترین اطلاع رسانی نشده و این افراد اگر اطلاع رسانی میشد شاید آن منطقه را ترک میکردند.
چرا معدن طبس؟
سایت حکومتی تابناک: رضا بسطامی، رئیس سازمان نظام مهندسی معدنی در خصوص چرایی انفجار معدن طبس توضیحی ارائه نکرد!
روزنامه حکومتی اعتماد: با گذشت نزدیک به ۳۰ ساعت از حادثه انفجار معدن طبس همچنان تعدادی از کارگران زیرآوار هستند و خانواده آنها بیهیچ جوابی منتظر ایستادهاند.
این روزنامه ادامه داد یک عضو خانواده ۲ کارگر مفقود طبس گفت: خبر را از تلویزیون شنیدیم، کسی به ما چیزی نمیگوید. وی افزود: آمدیم معدن گفتند بروید بیمارستان. رفتیم بیمارستان گفتند اینجا نیستند بروید پزشکی قانونی. رفتیم پزشکی قانونی گفتند اینجا هم نیستند حتماً در تونلی هستند که هنوز باز نشده است.
رسانه حکومتی خبرفوری؛ در معدن طبس سنسور گاز متان وجود نداشت! کارگران معدن طبس تنها ۱۲ میلیون حقوق میگرفتند!
مقدسزاده، رئیس کانون شورای اسلامی کار خراسان جنوبی: اگر یک سنسور گاز متان مانند معدن مرکزی داشتیم این اتفاق نمیافتاد.
رییس سازمان مدیریت بحران: تا ۱۰ صبح امروز همچنان ۱۳ نفر همچنان در تونل محبوس هستند! رسیدن به انتهای تونل احتمالا تا پایان شب طول خواهد کشید!
چند واقعیت ساده در مورد فاجعه معدن طبس
از همین چند خبر و گزارشی که در مورد فاجعه عظیم طبس مرور کردیم به چند واقعیت ساده می رسیم:
یک: سیاست رژیم این است که اصلا به این خبر دامن زده نشود چون می فهمد هرکدام از این فجایع قابلیت تبدیل شدن به« قتل مهسا امینی» را دارد.
دو: رژیم تاکنون هیچ کاری برای امداد رسانی و کمک به آسیب دیدگان و رسیدگی به خانواده معدنچیان انجام نداده است. حتی از در آوردن آمار دقیق کشته شدگان و کارگران گیرافتاده در معدن سرباز زده است.
سه. رژیم مثل همه فجایع دیگر از پذیرش مسئولیت آن شانه خالی کرده است و تلاش کرده که موضوع را صرفا یک حادثه بدون مقصر جلوه بدهد.
چهار: رسانه های حکومتی موظف شدند که کمترین انعکاس از وضعیت و علل وقوع حادثه بدهند.همه تلاش این است که موضوع زودتر فیصله یافته تلقی شود.
در همین زمینه
پشت پرده فاجعه معدن طبس
هنگام خارج کردن اجساد کارگران کشته شده از اعماق معدن، عکس چکمه کارگر کشته شدهای توجه رسانهها را جلب کرد. این کارگر که در اعماق چند صد متری زمین کار می کرد چکمه ای بپا داشت که پاره است و همین عکس بیانگر وضعیت ایمنی این مراکز غارت و چپاول پابرهنگان است.
راستی مسئول اصلی این فاجعه و فجایعی که هر روزه جان شماری از کارگران میهنمان را میگیرد، کیست؟ چه کسانی این کارگران را صرفاً بهعنوان وسیلهیی برای بهرهکشی مینگرند.
بهگزارش سازمان پزشکی قانونی ، در حوادث ناشی از کار در سال گذشته ۲۱۱۵نفر جان خود را از دست دادند.
براساس این تحقیقات کارگران معادن در وضعیت پرخطرتری هستند. «از سال۱۳۷۲ بهبعد بهطور متوسط سالانه ۱۰۵کارگر بر اثر حوادث در معادن زغالسنگ کشور جانباختهاند»
وضعیت نازل ایمنی در این معادن فاصلهٔ بسیار زیادی با استانداردهای بینالمللی دارد. بهگفته کارگران این معادن، آنها حتی گاهی با کلاههای ایمنی شکسته و خاموش بودن دستگاههای تهویه که برای کاهش هزینههای برق، خاموش میشود در اعماق زمین کار میکنند؛ این در حالی است که معادن زغالسنگ بهدلیل تولید گاز متان، همانند انبار باروت با جرقهیی منفجر میشوند. این ماجرایی است که هر سال چند بار تکرار میشود.
معادن ایران دست کیست؟
حادثه معدن طبس بسیار مشابه حادثه معدن زغالسنگ «زمستان یورت» در استان گلستان در اردیبهشت ۱۳۹۶ است. در آن واقعه، ۴۳کارگر معدن جان باختند و ۷۰نفر مجروح و مصدوم شدند.
با وجود نقضهای مشخص و آشکار در رعایت استانداردهای ایمنی، مسئولان و مقصران آن واقعه، هیچگاه مورد کمترین بازخواست قرار نگرفتند. حتی مطالبات قربانیان که ماهها حقوق و دستمزد دریافت نکرده بودند، همراه با پیکرهای درهم کوبیدهشان دفن شد و بازماندگان آنها بهامان خدا رها شدند.
واقعیت این است که کنترل اغلب معادن کشور، مستقیم یا غیرمستقیم در دست پاسداران و نیروهای مسلح حکومت است. قرارگاه «خاتمالانبیا» سپاه پاسداران بزرگترین پیمانکار ساخت و ساز و بهرهبرداری از معادن در تمام کشور است.
مجلس حکومت در تاریخ ۲۳آبان ۴۰۲، طرحی را تصویب کرد که بر اساس آن وزارت صمت مکلف بهصدور مجوز بهرهبرداری از معادن واقع در پادگانها برای نیروهای مسلّح شد.
«معادن واقع در پادگانها» یک شوخی مسخره و صرفاً برای ظاهرسازی است. سالهاست که سپاه پاسداران در بخش صنایع و معادن سرمایهگذاری کرده است. در یک نمونه، مدیرکل صنعت، معدن تجارت (صمت) خراسان رضوی گفت، اکتشاف محدوده معدنی بهوسعت ۳هزار کیلومتر مربع در منطقه مرزی این استان با کشور افغانستان بهارتش واگذار شد.
متهم اول
طی سالهای اخیر بهموازات تنزل سطح رعایتهای ایمنی در معادن واگذار شده بهسپاه پاسداران و بخش خصولتی، امنیت شغلی کارگران معدن هم بهناپایدارترین حد رسیده است.
«زمستان یورت» وقتی منفجر شد، هیچکدام از کارگرانش بیمه مشاغل سخت و زیانآور نداشتند و ماهها بود که حقوق نگرفته بودند.
بهنوشته روزنامه اعتماد از ابتدای سال۱۴۰۱ تا خرداد۴۰۳، هزاران کارگر معادن زغالسنگ، مس، سنگآهن و کروم در استانهای کرمان، مازندران، یزد، خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سمنان، در تجمعاتی که از چند ساعت تا چند روز و چند هفته ادامه داشت، خواستار دریافت حق قانونیشان شدند. از مجموع ۱۲تجمع اعتراضی کارگران معادن در این ۲۷ماه، محور مشترک ۱۰تجمع اعتراضی، افزایش مزد و تعویق چندماههٔ پرداخت دستمزد بوده است.
به این ترتیب می توان فهم کرد که متهم اصلی و نخست فجایعی مثل معدن طبس شخص خامنه ای است که یک دستگاه سیاسی و نظامی را بر کشور حاکم کرده است که در مقابل هیچ کس پاسخگو نیست و از مصونیت کامل در فساد و سرکوب برخوردار است.







