شبرنگ به تاریخ ؛ چگونه از انقلاب مشروطه درس بگیریم؟
در سال ١٣٢٤( ١٢٨٥ خورشيدي) كه در تهران جنبش مشروطه خواهي باوج خود رسيده تكان بزرگي در ميان بود، در شهرهاي ديگر كمترين انعكاسي هم نداشت . عين الدوله نگزارده بود در شهرهاي ديگر انعكاسي پيدا شود، و چون روز چهاردهم جمادي الثاني (١٣ مرداد) مظفرالدينشاه «فرمان» را امضا كرده و در تهران جشن گرفتند و به تهيه زمينه انتخابات پرداختند، باز در شهرهاي ديگر كمترين انعكاسي نبود .
دولتيان ميخواستند جنبش را در تهران محصور نگه داشته كودك نوزاد را در گهوارهاش خفه سازند. يكماه و نيم بدينسان گذشت تا در تبريز جنبشي پديد آمد و نتيجه آن جنبش اين بود كه مشروطه از محصوريت بيرون آمد و در همه جا آشكار گرديد. در شهرها تكان و جنبش عمومي شد. در تبريز شور مردم عمق داشت.
اين بود چون مقصود بدست آمد مشروطه خواهان پراكنده نشده چند تن از پيشروان آزادي با چند تن از مجتهدان شهر را برگزيدند كه خانهاي بگيرند و شبان و روزان در آنجا نشست برپا گردانند و شورش را اداره كنند، و چون خانهاي گرفته شد نام آنجا را «انجمن ملي» گزاردند، و روزنامهها هم به همان نام بچاپ كردن پرداختند.
سپس كه از تهران دستور انتخابات رسيد و انجمن نظارت برپا گرديد، آن نيز در اينجا بود. اصناف نمايندگاني برگزيده بودند، آنها نيز در اينجا مينشستند. ولي محمد علي ميرزا كه آنزمان در تبريز وليعهد بود، از بودن چنين كانوني براي آزاديخواهان خوشش نميآمد، و اين بود چون انتخابات پايان پذيرفت آنرا بهانه گرفته دستور داد كه انجمن برچيده شود . اعضاي انجمن نيز پذيرفتند و پراكنده شدند.
کانون شورش تبریز باعث بقای مشروطه شد!
ولي مجاهدان بشورش سختي برخاسته شبانه اعضا را به انجمن آوردند و دوباره در جاي خودشان نشاندند. بدينسان انجمن استوار گرديد و همين انجمن بود كه كانون شورش ايران گرديد و كارهاي بزرگي را كه در تاريخ مشروطه ياد شده انجام داد و به پيروي از اين انجمن بود كه در شهرهاي ديگر نيز انجمنهاي ملي برپا گرديد. در آنزمان در تهران قانون اساسي نوشته ميشد . شايد خوانندگان ميدانند كه قانون اساسي ايران دوتاست: يكي خود آن، ديگري متممش، و اين متمم مهمتر از خود قانون ميباشد.
در همین زمینه
شبرنگ به تاریخ؛ دروازه های تهران چگونه ساخته شدند؟!
تاريخچه اين هم آن است كه اصل قانون اساسي را در تهران نوشتند ولي چون از مجلس گذشت و انتشار يافت، آزاديخواهان تبريز آنرا ناقص ديدند، و اين بود سر برافراشته متمم آنرا خواستند و خودشان چند چيز را پيشنهاد كردند؛ كه يكي از آنها منظور شدن انجمنهاي ايالتي و ولايتي براي شهرستانها بود . چون اين متمم نيز نوشته شد و با كشاكش بسياري كه داستانش دراز است بتصويب رسيد، بدينسان انجمنهاي شهرستانها صورت قانوني بخود گرفت، و چون دارالشوري قانون خاصي هم براي آنها تصويب كرد در تبريز و ديگر جاها انتخابات رسمي آغاز شد و اين بار نامهاي آنها نيز تغيير يافته بجاي «انجمن ملي»، «انجمنهاي ايالتي يا ولايتي» ناميده گرديدند.
تا سال ١٣٢٩ كه داستان التیماتوم روس پيش آمد و بساط مشروطه بهم خورد، اين انجمنها برپا ميشد . در آن پيشآمد اينها نيز بسته شدند، و پس از آن ديگر اين بخش از قانون اساسي از ميان رفت و انجمنهاي استاني و شهرستاني فراموش گرديد.







