روح هاشمی رفسنجانی دو سال پس از مرگش کماکان بهعنوان حربهای علیه خامنهای به کار گرفته میشود. این موضوع روز پنجشنبه ۲۰ دی در برنامهای که به مناسبت دومین سالگرد مرگ هاشمی رفسنجانی برگزار شد خود را بیش از همیشه نشان داد. حسن خمینی، موسوی بجنوردی، اعضایی از دولت روحانی و… و خود روحانی در کنار خانواده هاشمی رفسنجانی در این مراسم حضور داشتند.
کانونی بنام روح هاشمی رفسنجانی
هاشمی رفسنجانی بهخصوص از سال ۸۸ به کانون تجمع آن بخش از نیروهای نظام تبدیل شده بود که خلافت خامنهای را بر نمیتابیدند. در آخرین دور از انتخابات مجلس خبرگان، او کوشیده بود تا حسن خمینی را راهی این مجلس کند اما شورای نگهبان صلاحیت نوه خمینی را رد کرد. در همان زمان گمانهزنیها حکایت از آن داشت که هاشمی رفسنجانی آنچنان که خود خامنهای را بر منصب خلافت نشانده بود، میخواهد زمینه را برای خلیفه بعدی فراهم کند.
مرگ هاشمی رفسنجانی در ۱۹ دی ۹۵، در حالی صورت گرفت که او از مدتها پیش از آن به بحث جانشینی خامنهای دامن زده بود.
آنچنان که از تاریخچه نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه بر میآید در چنین مقاطعی حذف مقام ارشدی که در تعارض با خلیفه وقت حرکت میکند در دستور کار قرار میگیرد. هرچند مرگ هاشمی رفسنجانی ایست قلبی بههنگام شنا در استخر فرح عنوان شد اما سخنگویانی از سپاه به کنایه و به اشاره، مسئولیت از دور خارج کردن هاشمی رفسنجانی را پذیرفتند. [میتینگ سپاه در فیضیه قم؛ ترساندن مراجع حکومتی یا مقدمه چینی برای تصفیه؟]
پرچمی منقش
سخنرانی حسن روحانی در دومین سالگرد مرگ هاشمی رفسنجانی حاوی انبوهی از اشارات است که حکایت از گردآمدن بخشی از نظام در زیر پرچمی میکند که منقش به تصویر هاشمی رفسنجانی است. هدف حفظ انسجام نیروهایی در درون سلطنت ولایت مطلقه فقیه است که با ولایت خامنهای زاویه دارند.
به میزانی که تمامیت سلطنت ولایت مطلقه فقیه خود را در برابر بحران سرنگونی میبیند؛ از درون آن راهحلهایی نیز تلاش میکنند تا خود را عرضه کنند؛ تا در صورتی که خامنهای و سپاه به نقطه بنبست و فروپاشی برسند؛ آنها بتوانند در نقش بدیل ظاهر درونی سیستم ظاهر شوند؛ بدیلی که هدف آن حفظ نظام است.
در درون خلافت اسلامی!رویکردی که در زیر پرچم هاشمی رفسنجانی گرد آمده است، خود را با گرایش به غرب و حفظ برجام اروپایی آشکار میکند. با این حال همیشه آنچه در عمل رخ داده است حرکت این بخش از خلافت اسلامی! بهمثابه تیغه دوم قیچیست؛ تا آنجایی که به سرکوب، تروریسم، توسعه اتمی و موشکی باز میگردد میان هیچکدام از بازیگران درونی نظام مقدس! تفاوتی نیست.
با این حال، جنگ هژمونی در درون نظام کماکان ادامه مییابد، بهخصوص زمانی که با اوجگیری قیام، و تنگتر شدن حلقه محاصره جهانی، فکر برون رفت و نجات نظام به اولویت نخست عمده بازیگران اصلی در درون نظام تبدیل میشود.
بازسازی تاریخ برای امروز
سخنرانی حسن روحانی در ۲۰ دی ۹۷، هاشمی رفسنجانی را فردی «معتدل»، «مظلوم»، «طرفدار ایرانی مدرن» که قربانی انواع تهمتها در درون نظام قرار گرفت نشان میدهد. البته ترجیعبند همه این توصیفات در قسمتهای مختلف سخنرانی حسن روحانی، پایبندی هاشمی رفسنجانی به مرز سرخ حفظ نظام بود.
تصاویر تاریخی براساس منافع امروز بازسازی میشوند؛ همچنان که تصویر ارائه شده از هاشمی رفسنجانی توسط روحانی، متناسب با منافع امروز این بخش از خلافت اسلامی! است. در روزگاری که چهرهای چون خمینی در روایت دارودستهی روحانی و محمد خاتمی به فردی «مهربان»، «روشناندیش» و «مردم گرا» استحاله میشود؛ و محمد بهشتی بعد خمینی بهمثابه اصلیترین پایهگذار قدرت انحصاری در ابتدای برپایی خلافت اسلامی!، به فردی «روشنفکر»، «دموکرات»، «قانونگرا»، «اهل مدارا» قلب میشود؛ پس چرا نتوان هاشمی رفسنجانی را نیز «طرفدار ایرانی مدرن» به صحنه سیاست غالب کرد! (توفان خندهها)
روح هاشمی رفسنجانی علیه خامنهای
حسن روحانی در این سخنرانی، دارودسته خامنهای را بارها مورد تهاجم قرار داد. رئیس جمهور نظام با مقایسه «شکنجه و شلاقهای ساواک و زندانهای رژیم طاغوت» با « شلاقهایی» که توسط جناح خامنهای «به آبرو و روح هاشمی وارد آمد»، تصریح کرد که هیچکدام «نتوانست» هاشمی رفسنجانی «را به زانو درآورد.»
در قدم بعدی حسن روحانی انتخاب خامنهای به «رهبری» نظام را محصول کار هاشمی رفسنجانی توصیف میکند؛ واقعیتی که البته بر کسی پوشیده نبوده است؛ با این همه یادآوری آن توسط رئیس جمهوری که توسط خامنهای تنفیذ شده است معنیدار است.
حسن روحانی، هاشمی رفسنجانی را پس از مرگ خمینی، شخصیت اول نظام توصیف میکند؛ کسی که پس از مرگ خمینی «مجلس خبرگان را جمع کرد و موضوع رهبری را به سامان رساند» و اگر او در آن جلسه خبرگان نبود، «بحث رهبری» «به نتیجه نمیرسید.»
حسن روحانی در ادامه موضوع را به شرایط امروز خلافت اسلامی! پیوند زده و میگوید: «اگر امروز هاشمی در میان ما بود، فضا را به گونهای دیگر میساخت».
هرچند مفهوم اجرایی این گزاره معلوم نیست اما پیام سیاسی آن، بخش مسلط نظام یعنی سپاه و خامنهای را نشانه میگیرد.
مفهوم اجرایی این گزاره از آن جهت مشخص نیست که مثلا روحانی توضیح نمیدهد که اگر هاشمی بود قیام اتفاق نمیافتاد، یا نمیگوید که اگر هاشمی بود تحریمها علیه خلافت اسلامی! بازنمیگشت؛ زیرا خود او هم میداند که همهی اینها باز هم اتفاق میافتاد.
اما پیام سیاسیاش از آن جهت آشکار است که به حریف میگوید؛ برای بقای خلافت اسلامی! پیروان هاشمی هستند که میتوانند کمککار باشند. آنچنان که روحانی به صراحت گفت: «امروز اینجا جمع شدهایم که بگوییم هاشمی زنده است و زنده میماند». او تاکید کرد: «ما بلندترین آرزوی هاشمی، یعنی نظام سربلند جمهوری اسلامی و ایران باشکوه را دنبال خواهیم کرد». در جای دیگر نیز رئیس جمهور نظام برای مشخص کردن تمایز دارودستهاش با نیروهای خامنهای افزود: «امروز باید هاشمی زمان خود باشیم و راه را ادامه دهیم».
در نزاع درونی نظام مقدس! حسن روحانی برای آنکه هر بیشتر میخ روح هاشمی رفسنجانی را بکوبد، کارنامهی او در اساسیترین مسائل نظام را برجسته میکند؛ به گفته رئیس جمهور نظام «هاشمی از ابتدای جنگ» نماینده خمینی «در شورای عالی دفاع بود، اما از سال ۶۲ به بعد به دستور» خمینی، «فرمانده جنگ شد» که تا پایان جنگ نیز در این سمت باقی ماند.
همچین به گفته روحانی، «هاشمی بنیانگذار فناوری هستهای در این کشور بود»، و «قدرت دفاعی» امروز نظام «از یادگاران هاشمی رفسنجانی است». [پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری ۲۰ دی ۹۷]
نقشه مسیرها
به میزانی که قیام به پیش میرود؛ به میزانی که بر اساس قیام حلقه محاصره جهانی علیه نظام تنگتر میشد؛ به میزانی که صفبندی نظام و ضد نظام بارزتر میشود؛ بههمان میزان دارودستههای درونی خلافت اسلامی! نیز خروج خود را علیه شخص خلیفه مستقر آغاز میکنند؛ آنها براساس این تصور حرکت میکنند که با ارائه یک بدیل درون سیستمی میتوانند بقای تمامیت دستگاه را حفظ کنند؛ با این وجود خود به بخشی از پروژه فروپاشی و سرنگونی تمامیت نظام تبدیل میشوند.
آیا اگر همهی این دستهجات یکسره در برابر هژمونی خامنهای و سپاه تمکین کرده و سر فرود آورند نظام از این تنگنا عبور خواهد کرد؟
اگر آنها تصور میکردند که با نقشه مسیر خامنهای و سپاه، نظام نجات خواهد یافت؛ چنین میکردند؛ اما موضوع مهم این است که با هر نقشه مسیر درون سیستمی؛ تنها یک مقصد وجود دارد؛ نقشه مسیر خامنهای نظام را به همانجایی خواهد برد که نقشه مسیرهای دارودستههای رقیب در درون نظام.







