دهه هشتادیها و قیام رو به گسترش، هر روز که میگذرد شعلههای قیام اوج بیشتری میگیرد. خامنهای در رأس حکومت ولایت فقیه سوزندگی این آتش را بیش از هرکس دیگر حس کرده است. چند روز دیگر قیام وارد دومین ماه میشود. حکومت ولایت فقیه در تمامیت خود روی اره شرایط قرار گرفته و نه راه پیش دارد و نه راهی برای عقب رفتن. عوامل حکومتی هرکدام به نحوی وارد صحنه میشوند و از سر استیصال صحبت از غفلت و جهالت خود میکنند. درحالیکه باید از جنایات خود صحبت کنند و بیشتر از همه هم از نسل دهه هشتادیها به وحشت افتادهاند. چرا؟
سوز و گداز از حضور دهه هشتادیها در قیام
رسانه حکومتی مردم سالاری در مطلبی تحت عنوان «دهه هشتادیها را دریابیم» اینگونه از این نسل پرخروش میگوید؛ «نسلی که در طوفان مشکلات و هیاهوی سیاسی و اقتصادی آنها را به فضای مجازی و دنیای دیجیتال سپردیم و خود گرفتار مشکلات شدیم. غافل شدیم از اینکه بدانیم این نسل چه شد؟ به کجا رفتند؟ نیازهایشان چه هستند؟ و حرفشان چیست؟».
این رسانه حکومتی سعی دارد با شیادی رسانهای غفلت خود را ناشی از حضور نسل دهه هشتادیها در فضای مجازی قلمداد کند، اما این استدلال ادامه همان غفلتی است که هنوز دچار آن هستند. دهه هشتادیها در اصل واقعیتهای جامعه را میبینند ومانند همه متولدین دهههای گذشته، با تمام وجود به حقایق پی بردهاند وفشارها و سختیهای زیادی را هم تحمل میکنند.
آنها در این حکومت سرکوب شدند. تحقیر شدند. نسلی که در اوج آگاهی انتخاب کرده که با تمام ظرفیت و انرژی و توان برای برچیدن حکومت جهل و جنایت پا به میدان بگذارد. نسلی که هم اکنون در صحنههای رزم و نبرد از جان خود برای رهایی و آزادی مایه میگذارد، در حقیقت نسلی نیست که نسبت به واقعیات جامعه نا آشنا باشد. درحالیکه این رسانه پلاسیده در تفکرات ولایت فقیه، تصویر معکوسی از دهه هشتادیها داده و مینویسد: «غالبا آنها را ندیدیم و یا اگر دیدیم در حد یک نگاهی گذرا و البته از سر شماتت که شاید جهان واقعیتها را هم نمیشناسند… نسلی که بدون دلیل راضی نمیشود، ناآرام و پرانرژی است، مهارنشدنی و سرشار از ناشناختههاست».
برخلاف ادعای این رسانه حکومتی دهه هشتادیها خیلی بیشتر از حکومت ضد بشری و سرکوبگر، جهان واقعیت ها را میشناسند وسرشار از آگاهی هستند. هیچ نیرویی بدون آگاهی، بدون غنای اندیشه و فهم و تحلیل درست از شرایطی که درآن قرار دارد، حاضرنیست که این همه فداکاری و از خود گذشتگی کند، حال هرچه با عوام فریبی، دینامیزیم انقلابی آنها را به هیجانات نسبت دهند.
بیشتر بخوانید
دهه هشتادیها سونامی بنیانکن یا موج گذرا؟!
برای فهمیدن دهه هشتادیها دیر است
حکومت ولایت فقیه و مزدوران ریز و درشت که سالها توجیه گر جنایات حکومت ستمگر خامنهای بودند، وقتی صحنه نبردشان برای آزادی را دیدند، از غار عقب ماندگی بیرون آمدند و اعتراف به نفهمی کردند. اما هنوز در همان غفلت و بلاهت اندیشه گرفتار هستند و تازه به این فکر افتادهاند که این نسل را باید فهمید. وانگهی قیام امروز مردم ایران نه تنها با دهه هشتادیها بلکه با اراده همه نسلها که در چهل سال حکومت جز مرگ و نیستی ندیدند، از سرنگونی حکومت استبدادی و برقراری جمهوری دموکراتیک کوتاه نمیآیند.
وقتی خواست و اراده انقلابی شان تغییر و سرنگونی حکومت فاسد و جنایتکار ولایت فقیه است، دیگر همین را باید درک کرد و علت عدم درک مردم ایران در چهل سال گذشته توسط ستمگران حاکم، زمینه اصلی برای انقلاب و سرنگونی را فراهم نموده است.
اراده، همت و عشق دهه هشتادیها برای آزادی
مردم سالاری که گویی همچنان در خواب خرگوشی است یا فاجعه بارتر که خود را به خواب زده است مینویسد: «در عمق وجود این نسل عزیز میتوان اراده، همت و عشق به خوبیها و کشور را دید. نباید دهه هشتادیها را رها کرد بلکه باید آنها را روی سر گذاشت و به آنها بالید، نسلی که میتواند پتانسیل خوب و قوی برای کشور باشند».
واقعیت همین است. دهه هشتادیها سرشار از عشق به میهن هستند. اما نه میهنی که حاکم آن یک مسبتد و شیاد و جنایتکار باشد. عاشق میهنی که ستم و سرکوب نباشد. ارادهشان را هم برای رهایی ایران از ستم حاکمان مستبد قرار دادهاند ولاغیر. نسلی که البته پتانسیل خوب و قوی دارد و به دلیل همین پتانسیل قوی هست که هر روز در کف خیابانها جانشان را فدای آزادی خلق میکنند.
به دلیل همین عشق و همت است که صدای رعد آسای آنها به گوش میرسد که فریاد میزنند مرگ بر خامنهای، مرگ بر دیکتاتور و همچنانکه این رسانه حکومتی مینویسد، نسلی در تکاپوی بهترینها هستند. آنچیزی که در حاکمیت جنایتکارانه ولایت فقیه پیدا نمیشود و تنها در ایران آزاد و آباد به بهترینها دست خواهند یافت.







