کارگر زندانی!
به مدت ده سال کارگر کارخانه فتیلهسازی ساوه بود. سپس به عنوان کارگر جوشکار پروژهای در شرکتهای مختلف پیمانکاری و مدت ده سال در شرکت پیمانکاری گیلان سیال، در کارخانههای گوناگون از جمله کارخانه فیلتر صافی در شهر صنعتی ساوه کار کرد. او بنیانگذار اتحادیه آزاد کارگران بود. به دلیل فعالیتهای کارگریاش بارها زندان رفت و تبعید شد و اعتصاب غذا کرد و تهدید شد. اما کنار نکشید و کنار کارگران ایستاد. جعفر عظیم زاده حالا تنها چند روز است که از زندان مخوف گوهردشت آزاد شده است. او آخرین بار در سال ۹۷ بازداشت و به ۶ سال زندان محکوم شد. اکنون او معتقد است که باید حکومت گران منتظر طوفان باشند.
منتظر طوفان
چند وقت بعد از آزادی او به خانه یک معلم رفت. معلمی که با هم در اوین همبند و دوست بودند. معلمی که در معرض یک پروندهسازی ناجوانمردانه دیگر از سوی حکومت قرار دارد. او به خانه اسماعیل عبدی رفته است تا از مظلومیت او دفاع کند. آن چه که در این فایل تصویری میبینیم و میشنویم، سخنان شجاعانه او در خانه اسماعیل عبدی است: من به عنوان یک کارگر شرم میکنم که زیر چکمه حکومتی زندگی میکنم که معلمی مثل اسماعیل عبدی را زندان کرده.
این پیغام را به حکومتگران میدهم که اسماعیل عبدی فقط مال معلمان نیست، اسماعیل عبدی مال ما کارگران است، مال همه مردم ایران است. ننگآور است که معلمی وقتی صدایش در میآید او را زندان میکنند.
در جامعهای که معلمی مثل اسماعیل عبدی و بسیاری دیگر از معلمان را ۱۵سال زندان کنند، باید منتظر طوفان بزرگی باشند.
بیشتر بخوانید
فروپاشی جمهوری اسلامی با مرگ خامنهای؟
بازنشستگان و مستمری بگیران با شعار تحریم انتخابات به خیابان آمدند
نان شب معلم…
نمیشود در یک جامعه هم معیشت را از مردم بگیری، هم نان شب مردم را بگیری، هم معلم را از معلمی ساقط بکنی، از زندگی ساقط بکنی. آموزش و پرورشی که معلم تمام دلبستگیاش به آن آموزشش است. عشقش به آن دانشآموزش است به پرورش دادن جوانانش است، هم اون آموزش پرورش رو به فلاکت بکشانی و ویران بکنی، هم جلوی اعتراضش را بگیری.
اینکه یک فعال کارگری بعد از سالها حبس و زندان به این نتیجه میرسد که حکومت گران منتظر طوفان باشند، علامت مرحله تحول و انفجار در جامعه است.






