پاسدار رادان، فرمانده نیروی انتظامی حکومت و یکی از بدنامترین سرکوبگران دستگاه خامنهای، در گفتوگویی با خبرگزاری حکومتی دانشجو در تاریخ ۲۵تیرماه ۱۴۰۴، بار دیگر نقاب از چهره هراسآلود حکومت ولایت فقیه برداشت. سخنان او، که با تهدید، فرافکنی و توهین به ملت ایران آمیخته بود، نهتنها ناتوانی حاکمیت در مهار خشم فروخفته جامعه را عیان کرد، بلکه گواهی بر نزدیک بودن لحظه سرنگونی این رژیم پوسیده است.
فرافکنی ناشیانه پاسدار رادان، جاسوسان یا فساد درونی حکومت؟
پاسدار رادان در این گفتوگو با ادعای نخنما شدهای مدعی شد: «جاسوسان و وطنفروشها زیر ذرهبین هستند و باقیمانده آنها نیز بهزودی جمع خواهد شد» این سخنان، تلاشی مذبوحانه برای منحرف کردن اذهان عمومی از فساد و ناکارآمدی درونی حکومت است. شواهد غیرقابلانکار نشان میدهد که اطلاعات حساس مقامات و فرماندهان حکومت، از جمله در سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، نه از سوی مردم، بلکه از درون حلقههای فاسد خود حکومت به بیرون درز کرده است.
این موضوع تا جایی پیش رفته است که حتی علی شمخانی، از مهرههای کلیدی رژیم، و فرزندش به دلیل رفتارهای مشکوک و اظهارات بیاساس، در مظان اتهام قرار گرفتهاند. خروج مشکوک فرزند شمخانی از منزل دقایقی پیش از اصابت پرتابه، به سوژهای برای طنز و استهزای مردم تبدیل شده است و عمق بیاعتمادی جامعه به کارگزاران حکومت را نشان میدهد.
توهین به ملت و وحشت از خیزش انقلابی
پاسدار رادان در ادامه، با اشاره به جنگ ۱۲روزه اخیر، گفت: «خوشبختانه در ایام جنگ، به واسطه اقداماتی که صورت گرفته بود و همکاری مردم، هیچ شرارتی از سوی اشرار و اراذل رخ نداد». این سخنان، پرده از دو واقعیت تلخ برمیدارد، نخست، وحشت عمیق حکومت خامنهای از خیزش مردمی، که رادان بهصورت ناشیانه آن را شرارت مینامد و دوم، توهین آشکار به ۸۰میلیون ایرانی با برچسب اشرار و اراذل به مردمی که تنها خواستار آزادی، عدالت و حقوق انسانی خود هستند.
در نگاه ملت ایران، اشرار واقعی کسانیاند که تحت فرمان پاسدار رادان، با درندهخویی تمام، زنان، جوانان و آزادیخواهان را سرکوب میکنند. پاسدار رادان، که در میان مردم به پاسداری سنگدل شهرت یافته، خود نمادی از جنایت و بیرحمی در خدمت بقای حکومت است.
در همین زمینه
وقتی وزیر آموزش و پرورش پزشکیان، سرباز رادان میشود!
تهدیدهای پاسدار رادان
پاسدار رادان در تلاش برای پنهان کردن هراس خود، بار دیگر تهدید کرد: «قطعاً در آینده نیز جاسوسها و وطنفروشها زیر ذرهبین نیروهای انتظامی، امنیتی و مردم هستند و باقیمانده آنها جمع خواهد شد». اما این تهدیدهای پوچ دیگر کسی را نمیفریبد. ملت ایران بهخوبی میداند که حکومت ولایت فقیه در واپسین نفسهای خود به سر میبرد و به قول مردم، زهوارهایش از هم باز شده است. آنچه رادان همکاری مردم میخواند، در حقیقت آرامش قبل از طوفان جامعهای است که در انتظار لحظهای تاریخی برای قیام نهایی به سر میبرد.
صحبتهای رادان، فریاد استیصال حکومت خامنهای در برابر اراده پولادین ملتی است که مصمم به سرنگونی این رژیم جنایتکار است. هر روز تأخیر در این سرنگونی، به قیمت خون بیشتری از مردم بیگناه تمام میشود، اما تاریخ گواه است که هیچ سرکوبی نمیتواند اراده ملتی متحد را در هم بشکند. حکومت خامنهای، که مردم آن را تاریخ دررفته مینامند، در برابر طوفان خشم انقلابی ایرانیان، محکوم به نابودی است.







