بحران فقر مسکن زندگی مردم ایران را در معرض تهدیدهای جدی قرار داده است. در ایران، تأمین مسکن به یکی از بحرانیترین مسائل اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده و برای بخش بزرگی از خانوارها خانهدار شدن به رویایی دستنیافتنی بدل شده است. بر اساس دادههای جدید مرکز آمار حکومت ایران، «سهم هزینه مسکن در سبد هزینههای خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ به ۴۲.۴درصد رسیده؛ این در حالی است که شاخصهای جهانی اعلام میکنند که چنانچه سهم هزینه مسکن از ۳۰درصد بیشتر باشد، خانوارها دچار فقر مسکن هستند.
چنین وضعیتی بدین معناست که هزینههای مسکن بهقدری زیاد شده که خانوادهها ناگزیرند سهم بودجهی خوراک، سلامت، آموزش و تفریح را کاهش دهند و همین مسئله سطح رفاه اجتماعی را پایین آورده است». در این رابطه رسانه حکومتی ابتکار بحران فقر مسکن را در تاریخ ۱۳آبانماه۱۴۰۳تحت عنوان رکورد شکنی فقر مسکن منتشر کرده است.
افزایش نگرانکننده سهم مسکن در هزینههای خانوار
در سالهای اخیر، بهویژه در کلانشهرهایی چون تهران، هزینه مسکن بهشدت افزایش یافته و حتی اجارهنشینی نیز فشار مالی سنگینی را به خانوارها تحمیل میکند. به طوری که براساس آمار، در سال ۱۴۰۲، خانوارهای شهری ایران ۴۲.۴درصد از کل درآمد خود را صرف هزینههای مسکن میکنند که این رقم ۱۲.۴واحد درصد بیشتر از حد استاندارد جهانی است.
فشار اقتصادی شدید و افزایش پیوسته هزینههای مسکن باعث شده است که بسیاری از خانوادهها از بخشهای حیاتی دیگر مانند خوراک، سلامت، آموزش و تفریحات صرف نظر کنند، در نتیجه سطح رفاه کاهش مییابد. در این رابطه خانوادههایی که دچار فقر مسکن هستند توان تامین نیازهای حیاتی را هم ندارند.
روند رشد بیسابقه هزینه مسکن از سال ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲
درگزارش رسانه حکومتی ابتکار آمده است: «نگاهی به آمارهای سالهای گذشته نشان میدهد که سهم مسکن در هزینههای خانوار شهری در دو دهه اخیر، از ۲۹.۲درصد در سال ۱۳۸۰ به ۴۲.۴درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. در سال ۱۳۸۰، خانوارهای شهری بهطور متوسط ۸۹۲هزار تومان برای مسکن هزینه میکردند.
اما طی یک افزایش بیسابقه، این رقم با رشد ۹۷۱۵درصدی به بیش از ۸۷میلیون تومان در سال ۱۴۰۲ رسیده است. این رشد عظیم، نشانهای از تورم بیسابقه و بحران عمیق مسکن در کشور است که بیشترین فشار اقتصادی را بر دوش خانوادههای ایرانی گذاشته است». با افزایش قیمتها فقر مسکن از یک سو و از سوی دیگر فقر درجامعه را تشدید میکند. هم اکنون جمعیت فقیر کشور در سایه حکومت ضد مردمی ولایت فقیه بالای شصت درصد است و روند صعودی را طی می کند
در همین زمینه
هزینه کمرشکن مسکن و رویاهای یخزده فقرا
کاهش رفاه ناشی از فقر مسکن
تورم و افزایش سرسامآور هزینه مسکن، نهتنها تحقق رؤیای خانهدار شدن را برای بخش عظیمی از جمعیت غیرممکن کرده، بلکه حتی تأمین نیازهای ضروری و اولیه خانوادهها را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از خانوادهها ناگزیرند برای تأمین مسکن، هزینههای مربوط به خوراک، سلامت و آموزش را کاهش دهند، امری که مستقیماً بر رفاه اجتماعی تأثیر منفی میگذارد و بحران مسکن را به یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل کرده است.
بنا به گزارش رسانه حکومتی ابتکار: «رفع این بحران نیازمند توجه جدی سیاستگذاران به تأمین مسکن و کنترل هزینههای آن است، تا شاید از شدت فشارهای اقتصادی بر دوش خانوادههای ایرانی کاسته شود و فقر مسکن بهعنوان تهدیدی جدی برای رفاه خانوارها کمتر شود».
سیاه چالهای بهنام بقاء و ماندگاری حکومت همه هزینههای مردم را میبلعد
اما واقعیتهای اقتصادی حکومت ولایت فقیه که بیشترین سرمایههای کشور را در تنور جنگ افروزیهای سیاست خائنانه صدور تروریسم و بنیادگرایی هدر میدهد، توان حل این معضل را نخواهد داشت. حکومتی که درد بقا و ماندگاری دارد طبعا هزینههای اصلی را جایی صرف میکند که در خدمت ماندگاری حکومت باشد. این بحران بقا همچون سیاهچاله همه سرمایههای مردم را به کام خود میکشد.
خامنهای هم اکنون ایران ویران شدهای را از خود به جای گذاشته است تا سیاستهای او در منطقه پیش برود. اگرچه این سیاستها نیت ناپاکی دارد چون خامنهای از آن بهعنوان سپر برای مهار شرایط داخلی استفاده میکند. صرف سرمایههای مردم در جنگهای بیهوده خامنهای و تامین نیروهای نیابتی حتی اگر به بهای مرگومیر، گرسنگی و بیسرپناهی مردم باشد هم پایانی ندارد.
لذا این حکومت شایستگی حاکمیت بر مردم شریف ایران را ندارد و مردم ایران تنها یک گزینه دارند سرنگونی حکومت ولایت فقیه که ایران را به ویرانه تبدیل کرده است. در این شرایط است که مردم از چنگال فقر مسکن و همه مشکلات اقتصادی رهایی خواهند یافت







