حجاب دستاویزی برای پیشبرد خط سرکوب
حکایت سرکوب در حاکمیت ولایت فقیه مثل حکایت بقای اوست. هنوز مردم در سال ۵۸ طعم آزادی از ستم شاه و ساواک را نچشیده بودند که سر و کله چماقداران با شعار یا روسری یا توسری پیدا شد. از همان آغاز معلوم بود که روسری و حجاب سطح رویی و ظاهری سرکوب است و اصل قضیه کشتن آزادیها با همین چماقداران است. بعد در حملات سازمان یافته همین دستههای فالانژ به میتینگها و تجمعات گروههایی سیاسی این را دیدیم.
در دهه ۶۰ این چماقداران سوار ماشین پاترول شدند و مردم به آنان لقب «چهار ولگرد د…» دادند. چون فیالواقع لمپنترین اقشار جامعه در قالب گشتهای چهار نفره کمیته و سپاه سازماندهی شدند تا به شغل سرکوب بپردازند.
این رویه در سالهای بعد ادامه یافت. کمیته منحل شد و جایش را به گشتهای امر به معروف و نهی از منکر داد و سرانجام لباس «گشت ارشاد!» پوشید.
اما گشت ارشاد بعد از جنایات فجیع زیاد در حق زنان و دختران و نیز اعمال وحشت و سرکوب در جامعه در جریان قیام مردمی ۱۴۰۱ و شهات مظلومانه ژینا امینی بدست همین گشت منفور، برای مدتی بظاهر جمع شد. هدف آن بود که خشم مردم نسبت به این گشتهای سرکوبگر مهار شود.
پس از چک جامعه با بازگشت مجدد گشت ارشاد و واکنش تند مردم نسبت به آن، حکومت اکنون به ابزار جدیدی به نام حجاب بان! رسیده است. خود این لفظ بر آمده از یک تفکر منحط و عقب افتادهای است که گویا دیگر انسانها حق تعیین پوشش خود را ندارند و آن ولی امر است که از طریق این حجاب بانها تعیین میکندکه چی بپوشند و چی نپوشند.
گشت دگرگون شده ارشاد!
پر واضح است که حجاب بان شکل دگرگون شده و شرمنده! همان گشت ارشاد است. اگر از قول منابع حکومت به وظایف حجاب بانها دقت کنیم میبینیم کارکردشان همان کارکرد گشت ارشاد است:
اعتماد آنلاین مینویسد:۴۰۰نیروی یگان حفاظت شهرداری با عنوان «حجاب بان» با حقوق ماهانه ۱۲میلیون تومان استخدام و در متروی تهران مستقر میشوند.
وظیفه این نیروی سرکوبگر بهگفته سرکردههای حکومت «تذکر لسانی و ممانعت از ورود بیحجابها و بدحجابها به مترو و در صورت مقاومت، معرفی آنها به پلیس است». این دقیقا همان کاری است که گشت ارشاد میکرد و نفرات را در صورت مقاومت تحویل پلیس میداد.
وجه دیگر قضیه آن است که این حجاب بانها با حقوق ۱۲ میلیونی به خدمت گرفته می شوند، این درحالی است که حداقل حقوق کارگران طبق مصوبه شورای عالی کار حکومت درحد ۵میلیون تومان است.
در همین زمینه
لایحه حجاب و عفاف؛ سنگی که روی پای خامنهای خواهد افتاد
بنابر این خامنهای با این طرح مضحک چند هدف را دنبال میکند؛
۱. پیشبرد خط ارعاب و سرکوب تحت پوش مقابله با بی حجابی
۲. به خدمت گرفتن اراذل و اوباشی مانند بازنشستگان سپاه و بسیج و انتظامی و دیگر نهادهای سرکوب تحت عنوان حجاب بان و خاصه خرجی برای آنها تا بتواند کمبود نیروی خود در خیابان را جبران سازد.
۳. اعمال جریمه سنگین بر مردم و کسب درآمد هنگفت که از همین الان دعوا بر سر عواید این طرحهای سرکوب آغاز شده است.
اما نباید تردید کرد که این طرح سرکوبگرانه هم به زودی به بنبست دیگری برای خامنهای تبدیل خواهد شد. دیگر نه جامعه تمکین چنین پدیده عقب ماندهای را میکند و نه شرایط انقلابی جامعه به خامنهای این فرصت را میدهد که بخواهد با خیال راحت طرح سرکوبگرانه پیش ببرد.
دختران و زنان ایران در قیام ۱۴۰۱ با شعارهای «چه با حجاب چه بیحجاب پیش به سوی انقلاب» به درستی نشان دادند که دستیابی به برابری و حداقل حقوق زنان مانند دیگر مسائل در گرو سرنگونی فاشیسم دینی است و شعار ملی «نه به دین اجباری، نه به حجاب اجباری و نه به حکومت اجباری» به زودی بساط سرکوب و ستم خامنهای را از پایه ویران خواهد کرد.







