بزرگترین ناقض حقوق بشر در نقش ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر!
پارادوکس یا تناقضنما در ادبیات یک آرایه ادبی برای افزودن بر زیبایی بیان است اما همین پارادوکس وقتی به عرصه سیاسی و اجتماعی کشیده میشود، یک پدیده ضد تکاملی و گاه به شدت ناعادلانه است.
آخرین پارادوکسی که همین امروز با آن مواجه هستیم، گماشتن بزرگترین ناقض حقوق بشر به ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر است. تصور کنید ابراهیم رییسی یا نمایندهاش یا یکی از گماشتگان وزارت خارجه در نقش ریاست یکی از نهادهای معتبر حقوق بشر ظاهر شوند.
در اردیبهشت ۱۴۰۲ رئیس شورای حقوق بشر اعلام کرد دولت ایران بهعنوان رئیس نوزدهمین اجلاس مجمع اجتماعی شورای حقوقبشر در سال ۲۰۲۳ انتخاب شده است! این مجمع در روزهای ۱۱ و ۱۲آبان ۱۴۰۲در ژنو برگزار میشود و در قالب جلسات کارشناسی مختلف، کارشناسان، مقامات بینالمللی، نمایندگان دولتها و سازمانهای غیردولتی موضوع «نقش علم، فنآوری و نوآوری در ارتقا حقوق بشر بهویژه در دوره بازیابی از همهگیری کرونا» را مورد بررسی قرار میدهند!
ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر و شگفتی کیهان
گماشته شدن یک حاکمیت خونریز به ریاست چنین نهادی آنچنان برای خود حکومت هم غیرمنتظره بود که کیهان با ناباوری نوشت: «این برگی دیگر از نتایج دیپلماسی فعال در دولت رئیسی است. انتخاب ریاست مجمع حاکی از یک دستاورد بزرگ دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی است» (کیهان ۲۳اردیبهشت ۱۴۰۲).
یعنی کیهان هم از این انتخاب متعجب گردیده و از اینکه دولت رئیسی هیچ رقیبی از کشورهای آسیایی و عربی منطقه نداشته، شگفتزده شده است! چرا که تنها دو روز پیش از این واقعه، شورای حقوقبشر در اطلاعیهیی نسبت به موج اعدامها در ایران ابراز نگرانی عمیق کرده بود.
در اطلاعیه شورای حقوق بشر آمده بود؛ که حکومت ایران در سال جاری بهطور متوسط هر هفته ده نفر را اعدام کرده و این رقم را «هولناک» خوانده بود.
پیشتر از این هم از سوی دیگر اعضای شورای حقوق بشر به تعیین هیأت حقیقتیاب برای رسیدگی به سرکوب خشونتبار جنبش انقلابی مردم ایران در ۱۴۰۱ رأی داده بودند. همچنین اعضای کمیسیون مقام زن سازمان ملل نیز حکومت خامنهای را بهخاطر نادیده گرفتن حقوق زنان، شایسته عضویت در این کمیسیون ندانسته و از عضویت آن اخراج کرده بودند.
در همین زمینه
گزارش جاوید رحمان در مورد نقض شدید حقوق بشر در ایران
چرا دیکتاتوری ایران در راس مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر قرار گرفت؟
سوال اصلی از همان زمان این بود که چرا دیکتاتوری ایران در این موقعیت قرار گرفت؟ آیا این اقدامی برای بالانس کردن با رژیم بود؟ آیا جبری در این انتخاب وجود داشت؟ آیا سیاست مماشات پشت این خط بود؟
روند انتخاب ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر هم غیرمعمول بوده است. هیچ کشور عربی منطقه نامزد نشده بود! اما در مرحله دوم «هیچ الزامی وجود نداشت که (رژیم) ایران انتخاب شود و رئیس پیشین میتوانست از گروههای منطقهیی دیگر، این انتخاب را انجام دهد. به عبارتی دیگر، ایران تنها گزینه موجود نبود که بگویند انتخابش به ناچار بوده است؛ بلکه سایر مناطق نیز میتوانستند بهعنوان رئیس این مجمع، انتخاب شوند» (فارس پلاس۲۴اردیبهشت۱۴۰۲).
در همان زمان جوزپ بورل نماینده اتحادیه اروپا از انتصاب رژیم آخوندی دفاع کرده و مدعی شده بود که این انتخاب دورهای بر اساس رویههای سازمان ملل انجام شده است!
با اینحال بلافاصله شخصیتها، نهادهای حقوقبشری و سازمانهای بینالمللی مدافع حقوقبشر از این اتفاق ناخرسند گردیده و اعتراض و انتقاد خویش را بیان کردند.
از جمله معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت این تصمیم عمیقاً نگرانکننده است و شایسته نیست که ایران نقش رهبری را در شورایی داشته باشد که هدف آن ترویج و محافظت از حقوق بشر است.
پس از آن هم موجی از مخالفت جهانی با گماشته شدن این دیکتاتوری بر نهاد معتبر شورای حقوق بشر برخاست اما در عمل به جایی نرسید و رژیم ایران امروز ۱۱آبان در یک پارادوکس هولناک قرار است این جلسه را اداره کند.







