چهارشنبهسوری برای نظام ایران یک حادثه نگران کننده است. مردم در این شب به خیابانها میآیند، آتش میافروزند و در کنار آن دست به پایکوبی میزنند؛ اگر نیروی انتظامی، بسیج یا سایر ارگانهای سرکوب بخواهند موجب آزار شهروندان بشوند؛ مردم با آنها مقابله میکنند.
در شب چهارشنبهسوری در هر نقطهای که مردم گرد میآیند، حاکمیت حکومت پایان مییابد. در این شب برای چند ساعت کنترل بسیاری از خیابانها دست جوانان است و تنها در ساعات پایانی شب، بسیج و نیروی انتظامی به تدریج بر خیابانها مسلط میشوند.
اما اگر وضعیت طوری ادامه پیدا کند که حتی در ساعات پایانی شب نیز دشمن نتواند بر خیابانها مسلط شود آنگاه چهارشنبهسوری بهواقع برای حاکمان خطرناک میشود. دشمن میخواهد این صحنه ایجاد نشود؛ پس نیاز دارد تا روایتی مجعول از آنچه در چهارشنبهسوری میگذرد ارائه دهد؛ روایتی که خطر را متوجه مردم و نه حکومت نشان میدهد؛ روایتی که سرکوب را توجیه میکند.
با نزدیک شدن به چهارشنبهسوری، اجزای حکومت به صحنه وارد میشوند؛ از امامان جمعه تا فرماندهان انتظامی و مقامات آتشنشانی، تا سایر بازیگرانی که در جلد هنرمند، روشنفکر، روزنامهنگار و… ایفای نقش میکنند؛ هدف از این ورود قانع کردن افکار عمومیست درباره اینکه چهارشنبهسوری برایشان خطرناک است.
یک روایت رسمی در این کمپین فیک نیوز، شکل میگیرد؛ در این گفتمان سازی شاهد اجزایی هستیم که صحنه تفکر را تشکیل میدهند:
خانوادههایی که باید مراقب فرزندانشان باشند؛
جوانانی که هیجان و شور جوانی دارند و باید آنرا مهار بکنند؛
مواد محترقهایی که به همه صدمات روانی و جانی میزنند؛
فهرستی از مجروحین و جانباختگان به خاطر مراسم چهارشنبه سوری؛
نیروی انتظامی که با خاطیان و مزاحمین به مردم برخورد میکند؛
تمامی این گزارهها برای شکل دادن به یک گفتمان رسمی درباره چهارشنبهسوری است. در این گفتمانسازی، نیروی انتظامی در نقش منجی جامعه ظاهر میشود. وظیفه آن سرکوب و دستگیری جوانان در این شب است. هدف اما مورد اشاره قرار نمیگیرد؛ خیابانها نباید در کنترل جوانان باقی بمانند.
در آنسوی این گفتمانسازی، روایت چیز دیگری است؛ چهارشنبهسوری شبی از شبهای اعتراض است. این شب، فرصتیست که میتوان به دشمن ضربه زد. نیروهای بسیج و نیروی انتظامی، قدرت جوانان متحد را در این شب تجربه میکنند. آنها جرأت نمیکنند به هر نقطهای که جوانان در آن تجمع کردهاند نزدیک شوند. نخستین تهاجم نیروی انتظامی وقتی با پاسخ متقابل جوانان مواجه شود، نیروی سرکوب را فراری میدهد.
در این شب، جوانان از اجتماعات مردمی حفاظت میکنند؛ بسیجیها نمیتوانند مزاحم مردم شوند. پایکوبی و جشن در این شب آزاد است.
این شب اما میتواند تداوم داشته باشد؛ بهخصوص با عروج کانونهای شورشی. تنها کافیست که در چند نقطه حضور خیابانی جوانان از نیمههای شب نیز فراتر رود. تنها کافیست که چند خیابان برای ساعتهای بیشتری در اختیار جوانان باقی بماند.
تنها برای اینکه این صحنه پیش نیاید، نظام تمامی دستگاهش را بسیج کرده است؛ بخشی از این بسیج در گفتمان سازی برای سرکوب خودش را نشان میدهد؛ بسیجی که از جانب مردم به چالش کشیده میشود.







