شاهد گفت که به عنوان مسئول بند حمید نوری را خوب می شناخته است
روز سه شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱ جلسه دیگری از محاکمه حمید نوری در استکهلم سوئد برگزار شد. این هفتاد و نهمین جلسه محاکمه حمید نوری به اتهام جنایت علیه بشریت و شرکت در قتل عام سال ۶۷ بوده است.
محمود خلیلی یکی از زندانیان باقیمانده از قتل عام ۶۷ شاهد دادگاه حمید نوری بود. محمود خلیلی که در میان زندانیان قزلحصار به «عمو» معروف بود، در ۴ آبان ۱۳۶۰ به اتهام فرستادن شعر و مقاله به نشریه «کار» و هواداری از سازمان چریکهای فدایی خلق، در تهران دستگیر و بعدا به دوازده سال زندان محکوم شد.
او گفت که پس از دستگیری، مجبور به نوشتن وصیتنامه و آنچه «اعدام مصنوعی» شناخته میشود، شد.
محمود خلیلی به دادگاه سوئد گفت که در سال ۶۵ از زندان قزلحصار به زندان گوهردشت منتقل و در سالنهای متعدد و انفرادی نگهداری میشد. با تقسیم بندی زندانیان بر اساس باورهای مذهبی در سال ۶۶ او به سالن ۶ زندان گوهردشت همراه با ۶۰ تن از زندانیان سیاسی چپ و ۳۸ زندانی بهایی منتقل شد.
شروع اعدام ها در زندان گوهردشت
محمود خلیلی با اشاره دقیق به چهارشنبه پنجم مرداد به عنوان روزی که تلویزیون را از بند شش بردند و هواخوری قطع شد، گفت: این اقدام باعث تحریم غذا و ملاقاتها از سوی زندانیان شد، اما برخلاف دفعات قبل، این عمل زندانیان با واکنشی از سوی مأموران و حمله و تنبيه از سوی آنها همراه نبود.
محمود خلیلی به دادگاه توضیح داد که تقریبا تمامی پاسداران بند ۶ در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ عوض شده بودند. او گفت که اواسط مرداد شاهد ورود ۵۰، ۶۰ زندانی از در اصلی زندان به داخل حیاط بود. همگی این زندانیان لباسهای تمیزی به تن و دمپایی به پا داشتند. شاهد عنوان کرد که «روز بعد شخصا تلی از دمپایی را در پشت در آهنی بسته حیاط زندان» دید.
محمود خلیلی در ۵ شهریور ۶۷ به راهروی مرگ برده شد و با زندانیانی از جمله جهانبخش سرخوش، مجید ولی، محمد علی بهکیش، محسن رجب زاده و کیوان مصطفوی برخورد داشت. او به دادگاه توضیح داد که در نخستین حضورش در راهروی مرگ صدای کامیونها و خبر رسیدن آنها به محوطه زندان را از یک پاسدار شنید.
آماده کردن ساک زندانیان اعدام شده
محمود خلیلی در دادگاه حمید نوری شهادت داد که چگونه افراد را گروه گروه از راهروی مرگ برای اعدام بردند. او در تعریف ماجرای اعدام کیوان مصطفوی گفت که کیوان با پریدن به انتهای صفی که به سمت آمفی تئاتر میرفت، ندانسته و به اشتباه به گروه اعدامیها پیوست و اعدام شد. شاهد به دادگاه گفت که بعدا وسایل باقیمانده کیوان را خود شخصا جمع آوری کرد و در ساک کیوان گذاشت و روی آن [اطلاعات کیوان را] نوشت.
محمود خلیلی در تأیید اعدام یک زندانی دیگر به نام جهانبخش سرخوش گفت که با بهرنگ سرخوش پسر این زندانی در ارتباط است. وی گفت که بهرنگ برای شاهد تعریف کرده که «پس از تماسی از سوی زندان و در مراجعه به زندان به آنها اعلام شد که جهانبخش سرخوش در پنجم شهریور اعدام شده، اما جنازهای به خانواده داده نخواهد شد و خانواده نیز حق برگزاری مراسمی برای اعدامی ندارند».
خلیلی در ادامه شهادت خود به دادگاه گفت که؛ وسایل باقیمانده زندانیان سیاسی را خود او جمع کرده و در ساکهایشان گذاشت. او با ارائه عکسهای ۷۰ تن از خانوادههای اعدام شدگان به دادگاه گفت که «هفتاد قطعه از همین عکسها را با خود به جلسه امروز دادگاه آوردهام».
حمید نوری چگونه ۳۷نفر را اشتباهی برای اعدام برد!
محمود خلیلی همچنین در دادگاه حمید نوری شهادت داد که دو بار در برابر هیأت مرگ در زندان گوهردشت قرار گرفته است. بار نخست آن، همان ۵ شهریور۱۳۶۷، پس از انتقال او از بند شش به راهروی مرگ بود. شاهد گفت در اطاق مرگ در برابر هیأت مرگ از جمله نیری و اشراقی قرار گرفت و با تأکید بر خدا ناباور بودن و نماز نخواندن خود و پدرش، در برابر فشارها برای قبول خواندن اجباری نماز مقاومت کرد.
محمود خلیلی شهادت داد که پس از خروج از اتاق هیأت مرگ شخصا از ناصریان شنید که خطاب به عباسی (همان حمید نوری) گفت که «این را به «بند نمازخوانها» ببر و تأکید کرد که اشتباه نبری! حکایت آن ۳۷نفری نشود که به اشتباه بردی!».
بنا به شهادت محمود خلیلی فرد مورد خطاب این زنهار، «پاسدار عباسی» بود که براساس صحبت و ادعای شخص ناصریان، ۳۷ نفر را در روزهای اعدام در زندان گوهردشت به اشتباه اعدام کرده بود.
محمود خلیلی در تشریح وقایع بعد از دیدن هیأت مرگ گفت که همان شب سیبیل او و چند زندانی نجات یافته دیگر را زده و آنها را برای خودداری از خواندن نماز، شلاق زدند. او گفت که «در تماس از طریق مورس متوجه شدیم که بند هفت از وجود زندانیان خالی شده است و از طریق دریچه هواکش شنیدیم که پاسداری به زندانیان دیگری گفت وصیتنامه بنویسند و ساعت، عینک و هر چیزی که دارند را توی این [کیسههای پلاستیکی] بریزند».
ماشین های مرگ در انتظار جنازه ها
شاهد گفت همان شب بود که دو کامیون را دیده است. یکی از آنها در زیر چراغ برق و به فاصله چند متر آنطرفتر از آمفی تئاتر، در محل انجام اعدامها پارک شده بود. او شهادت داد که همان شب شخصا اجساد اعدامیها را با چشم خود دیده است.
محمود خلیلی گفت که او را در یازدهم شهریور دوباره به «دادگاه» بردند. این بار تنها نیری حاضر بود. شاهد گفت که «با سیاوش، یک زندانی دیگر تیغ مدادتراشی را در بدنمان جاسازی کردیم تا در بدترین حالت خودکشی کنیم».
محمود خلیلی میگوید همانجا بود که از حکم دوم خود یعنی حکم «اعدام» با خبر شد. این حکم ظاهرا توسط حجت الاسلام بیدمشکی در سال ۱۳۶۲ صادر شده بود. نیری به شاهد گفت که «تو سال ۶۲ باید اعدام میشدی و شانس آوردی».
شاهد از نزدیک حمید نوری را می شناخت
محمود خلیلی در جلسه روز سهشنبه شهادت داد که تا اواخر آذر ۱۳۶۵ به عنوان مسئول بند از سوی زندانیان، بارها با «پاسدار عباسی» در زندان گوهردشت برخورد کرده و او را خوب میشناخته است. شاهد گفت که عباسی برای او یک «پاسدار» است.
محمود خلیلی شهادت داد که عباسی یا همان حمید نوری او را شخصا در شب یلدا مورد ضرب و شتم قرار داد. تجربه شخصی دیگر شاهد با عباسی به روزی برمیگردد که خبر مرگ مادرش را به او اطلاع دادند.
لازم به ذکر است که مادر شاهد، تنها یک روز پس از مراجعت به زندان گوهردشت و رد درخواست ملاقات او با پسرش، محمود خلیلی، سکته و فوت کرده بود.
محمود خلیلی بعد از انجام اعدام ها، در اواخر بهمن ۶۷ به زندان اوین منتقل و در فاصله ده روز تا دو هفته بعد از آن آزاد شد.
در این جلسه محمود خلیلی همچنین شهادت داد که ناصریان تا سال ۱۳۶۶ دادیار زندان بود. پس از انتقال مرتضوی رئیس زندان گوهردشت به زندان اوین، ناصریان تا مدتی علاوه بر ریاست زندان، سمت دادیاری را نیز عهدهدار بوده است. در این میان لشکری، رئیس گروه ضربت بود و عباسی هم نقش دادیار را بازی میکرد.
جلسه بعدی دادگاه روز پنجشنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۱ با شهادت علیرضا اکبری سپهر، در استکهلم برگزار خواهد شد.








