صدای نارضایتی مردم ، بلندتر از همیشه در اعتراضات آنها به گوش میرسد
دیری نپایید که پس از انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۱۳۵۷ و استقرار دیکتاتوری دیگری که مزین به وعدههای دینی و دروغین بود، جامعه ایران شاهد تولد مجموعهای از اعتراضات و تظاهرات ناشی از نارضایتی اجتماعی بود. اعتراض ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ زنان به حجاب اجباری و محدودیت حقوق زنان تنها چند هفته پس از به قدرت رسیدن خمینی یکی از همین موارد بود.« ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم.» این فریاد تجمعی دهها هزار زن ایرانی بود که در این روز در خیابانهای تهران گرد آمده بودند. مشخص شدن وعدههای دروغین خمینی و عدم تحقق خواستههای مردم منجر به اعتراضات پراکنده اما مستمر از سوی اقشار مختلف در شهرهای سراسر ایران شد.. این اقدامات اعتراضی یک پیام مشخص داشت: ناخوشنودی و نارضایتی. خمینی با سوء استفاده از از اعتماد مردم از یک سو و ناتوانی و عدم تمایل خود به ایجاد هرگونه تغییر اساسی برای تحقق خواسته ها و انتظارات آنها برای درهم شکستن هر گونه مخالفتی اقدام به استفاده از اراذل و اوباش و چماق دارها کرد. «سراسری شدن» این اعتراضات، گسترش آن در شهرها و اقشار مختلف و شعارهای مردمی که رهبران جمهوری اسلامی را هدف قرار داده بود از یک سو و سرکوب خشونت آمیز معترضان ،از بارزترین ویژگی این اعتراضات بودند. نارضایتی گسترده اجتماعی در ایران به سرعت گسترش یافت.
[سرنگونی؛ سرنوشت محتوم دیکتاتوری]
نقطه مشترک اعتراضات: نارضایتی از حکومت
با گذشت سال ها و افزایش بی اعتمادی بین مردم و حاکمان ، ماهیت و ساختار این اعتراضات و نارضایتی شکل های جدیدی بخود گرفتند. تظاهرات بهمن ۹۶ و ابان ۹۸ گسترده تر، سازمان یافته، سیاسی و رادیکال تر بروز یافتند. این تظاهرات نشان میداد که خشم و نفرت مردم نسبت به حکومت، عمق و عزم جدیدی پیدا کرده است. این اعتراضات چهره ای جدید، باری نو و هدفی تازه پیدا کرده بود
به عنوان مثال تظاهرات کشاورزان شهر اصفهان در نماز جمعه با پشت کردن به امام جمعه منصوب شده از سوی حکومت، شعار «رو به میهن، پشت به دشمن» را به همراه داشت. این امر با توجه به اهمیت نماز جمعه برای حکومت در ایران، عمیقاً شجاعانه و خصمانه تلقی می شد. به تدریج سایر اصناف اعم از کارگران، بازنشستگان، معلمان، کادر پزشکی، بازاریان، رانندگان، مالباختگان بورس و… به این اعتراضات توده ای در سراسر ایران پیوستند. افزایش مشکلات اقتصادی و ناتوانی فزاینده حکومت به اجرای وعدهها و برنامههای خود، اعتراضهای مشابهی را در گروههای حقوقبگیر کمدرآمد مانند کارگران، کادر پزشکی، کارمندان دولت و حتی قوه قضائیه را به دنبال داشت.
این روزها اما اعتراضات گسترش یافته اند و شعارها و مطالبات معترضان بسیار فراتر از مشکلات معیشتی و چالش های اقتصادی است. به عنوان مثال، معلمان، علاوه بر مطالبات شغلی خود، خواهان آموزش عمومی رایگان و عدم دخالت «مراکز مذهبی» در مدارس هستند. اگرچه مهمترین انگیزه معترضان از برگزاری اعتراضات، مطالبات اقتصادی اعم از افزایش حقوق، مزایای و امنیت شغلی است، اما در کنار همه اینها، شعارها، بنرها، اطلاعیه ها و سخنرانی های معترضان همواره حکایت نارضایتی عمیق و مشترک از حکومت دارد که در شعارهایی آنها مانند «مرگ بر این حکومت فریبکار»، «آزادی زندانیان سیاسی»، «مرگ بر دیکتاتور» و … بدون هیچ نشانه ای از ترس و ارعاب به گوش می رسد.
«وحدت» میان معترضان در نارضایتی گسترده اجتماعی
نکته قابل توجه اتحاد و همکاری فزاینده این اعتراضات است که دیگر محدود به یک شهر یا گروه خاصی از مردم نیست. به عنوان مثال در اعتراضات اخیر کشاورزان اصفهان در اعتراض به انحراف آب توسط دولت و در نتیجه خشک شدن زمینهای کشاورزی کشاورزان و از بین رفتن معیشت آنان از سوی مردم استانهای چهارمحال و بختیاری و خوزستان بازتاب یافت و اعتراضات علیه مدیریت منابع آب کشور برگزار شد. در موارد دیگر شعار «معلم، کارگر، اتحاد، اتحاد» به طور معمول شنیده شنیده میشود. این وحدت در میان مردم استانهای مختلف در واقع پاسخ تیز و روشنی به رژیم و حامیان آن است که همواره تلاش کردهاند این شبه و ترس را ایجاد کنند که در صورت گسترش اعتراضات در کشور، ایران نیز تبدیل به سوریه ای دیگر خواهد شد و از هم خواهد پاشید. در مقابل، مردم تلاش میکنند تا در شعارهای خود بر همبستگی و وحدت ملی پافشاری کنند و سرود «ای ایران» را برای مقابله با ترور سازمانیافته رژیم و مسئولان آن سر دهند.
«سرکوب»، رویکردی پرهزینه برای دولت
در حالی که اصل ۲۷ قانون اساسی همین رژیم به صراحت بر آزادی تجمع و تظاهرات بدون حمل سلاح تاکید شده است، معترضان همواره با موجی از سرکوب خشونت آمیز، بازداشت، حبس و شکنجه، مصادره اموال شخصی، ارعاب و در مواقعی اعدام مواجه هستند. گزارشهای دریافتی نشان میدهد که معلمان، کارگران، بازنشستگان و سایر معترضان مورد تهدید، ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتهاند و تعداد زیادی از آنها تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند.
به طور کلی راهبردهای خامنه ای برای مقابله با اعتراضات، دستگیری، سانسور و محدودیت های بیشتر در اینترنت است که با توجه به استفاده بیش از ۹۰ درصد مردم از اینترنت همراه، این امر نیز موجب خشم و نارضایتی بیشتر مردم شده است.
این طور که دیده میشود خامنه ای راه دیگر دیکتاتورهای تاریخ را دنبال می کند. او که از قدرتی که در دستان خود دارد مغرور شده ، هرچه بیشتر به دستگاه های سرکوبگر خود متوسل شده است. دیکتاتوری یک نظام فکری است که به اراده مردم اعتقاد ندارد و تمام توان خود را برای طولانی کردن عمر ننگین و وحشیانه خود به کار می گیرد. مماشات دولتهای خارج هم با این حکومت بیشتر خامنه ای را تشویق به ادامه سرکوب کرده است. اما تاریخ بوسیله انقلاب های مختلف ثابت کرده است این تصور او اشتباه است. فروپاشی یک دیکتاتوری دیگر در ایران، در دل تاریخ نقش بسته است. تاریخ سرنوشتی است که با اراده مردم ساخته می شود. اراده ای که هیچ قدرتی در جهان نمی تواند آن را متوقف کند. همه ما بزودی شاهد فروپاشی دیکتاتوری حاکم بر ایران خواهیم بود. ولایت فقیه را یارای گریز از حجم متراکم نارضایتی های اجتماعی نیست.
نویسنده ؛ حسین بیضایی







