«موج جدید تروریسم و مهاجرت و شروع بحران هستهای»، تهدیداتیست که از طرف عراقچی بر روی میز اروپا گذاشته میشود؛ اگر سازوکار ویژه مالی را اجرایی نکند. واقعیت اما آن است که چهرهی ترسناک پاسداران در برابر سیاست قاطعیت، بسیار شکننده و ترسیده میشود.
پایان سازوکار ویژه مالی اروپا
عراقچی که پس از ظریف ارشدترین مقام وزارت خارجه در رابطه با گفتوگوهای برجامی با اروپا محسوب میشود، طی یک سخنرانی به طور ضمنی پذیرفت که کانال ویژه مالی اروپا شکست خورده است.
معاون سیاسی وزیر خارجه ضمن اشاره به اینکه پس از خروج آمریکا از برجام، اروپا در مواضع سیاسی «کم نگذاشته»؛ تایید کرد که با این همه «هنوز قادر نیستند SPV را رسما اعلام کنند» زیرا «آمریکاییها هر کشوری که SPV در آن مستقر شود یا بانکهایی که با آن کار کند را تهدید کردهاند.» «هنوز هیچ کشوری حاضر نشده میزبانی این سازوکار را قبول کند. اتریش و لوکزامبورگ قبول نکردند و اروپا ناتوان از ثبت SPV است.»
کانال ویژه پرداخت یا به عبارت دقیقتر سازوکار هدف ویژه (Special Purpose Vehicle (SPV به طور رسمی در ۲ مهر ۹۷ توسط اعضای باقی مانده در برجام اعلام شد. هدف از این سازوکار دور زدن تحریمهای آمریکا با هدف حفظ برجام بود. [کانال ویژه پرداخت مالی اروپا برای دور زدن تحریمها شدنیست؟!]
اکنون عباس عراقچی تصریح میکند که «اروپاییها یا نخواستند یا نتوانستند کاری انجام دهند.» به این ترتیب معاون وزیر خارجه SPV را پایان یافته اعلام میکند. یا دستکم آنرا در شرف پایان میداند.
تهدید به موج جدید تروریسم
در چنین شرایطی نظام به حربهی قدیمیاش پناه میبرد. یعنی تهدید به تروریسم و ایجاد بههم ریختگی بیشتر در منطقه. عراقچی اروپا را با این عبارات تهدید میکند:
«اگر اروپا فکر میکند منطقه غرب آسیا بدون برجام امنتر است میتواند امتحان کند. منطقه ما کلکسیونی از مسایل و مشکلات دارد آیا اروپا تحمل موج جدید تروریسم و مهاجرت و شروع بحران هستهای را دارد! بیشک هزینه از بین رفتن برجام برای اروپا بیش از آمریکاست.»
بهاین ترتیب خلافت اسلامی! به اروپا یادآوری میکند که میتواند با ایجاد بههم ریختگی بیشتر در منطقه، امنیت اروپا را تهدید کند.
هرچند عراقچی وعدهی تحقق تهدیداتی در آینده را به اروپا میدهد اما از همین اظهارات واقعیتهای دیگری نیز مستفاد میشود:
۱.موجهای قبلی و فعلی تروریسم از جمله در عراق و سوریه که منجر به مهاجرتهای گسترده از خاورمیانه به سمت اروپا شده است محصول فعالیتهای نظام ایران میباشد.
۲.عملیاتهای تروریستی نظام ایران در خاک اروپا از جمله تلاش شکسته خورده برای کشتار مجاهدین در آلبانی در فروردین ۹۷ و عملیات ناموفق انفجار در گردهمایی ایرانیان در پاریس در تیر ۹۷، نمونههایی از اجرایی شدن تهدید نظام ایران علیه امنیت اروپاست.
۳.اروپا گروگان برجام است؛ همچنان که خلافت اسلامی! با گروگانگیری از شهروندان کشورهای غربی در ایران و سایر کشورها، دیپلماسی خود را در چهل سال گذشته به پیش برده است، اکنون به صراحت اعلام میکند که دود خروج آمریکا از برجام را به چشم اروپا خواهد فرستاد.
پس از تهدیدات صریح خلافت اسلامی! از زبان عراقچی، او پیام آخر نظام به اروپا را منتقل میکند: «اگر اروپا تصور میکند برجام برای حاکمیت و امنیت و اعتبارش مهم است باید آماده پرداخت هزینه برای آن باشد.» [ایسنا ۲۸ آبان ۹۷]
سیاست قاطعیت در برابر یک پرسش اشتباه
در این میان راهحل چیست؟ اگر خلافت اسلامی! تهدیدات خود را اجرایی کند، اروپا توانایی مقابله با آن را دارد؟
این پرسش اشتباهیست که میتواند نتایجی اشتباه به همراه داشته باشد. پرسش صحیح این است: اگر محاصرهی اقتصادی علیه ماشین جنگی خلافت اسلامی! ادامه پیدا کند در حالی که قیام در داخل کشور در جریان است، در این صورت حاکمان تهران تا چه مدت دیگر میتوانند دوام بیاورند؟
وقتی خمینی برای تثبیت حاکمیت خود ابتدا سفارت آمریکا را اشغال و سپس جنگ با عراق را زمینهسازی کرد و ادامه داد، هیچکدام از فراخوانها به ترک مخاصمه و آتش بس از طرف مجامع بینالمللی یا کشورها در او کارگر نشد تنها یک چیز توانست خمینی را مجبور به سرکشیدن جام زهر و پایان دادن به جنگ با عراق کند.
هنگامی که ارتش آزادیبخش ملی ایران در منطقه مرزی ایران تاسیس شد و در کمتر از یکسال موفق به پیشروی تا عمق خاک ایران شد، خمینی دریافت که ادامه جنگ میتواند نظامش را به نقطهی سرنگونی برساند.
پروژه بمبسازی اتمی خلافت اسلامی! نیز تنها با افشای آن توسط مقاومت ایران و برانگیختن جامعه جهانی علیه خطراتش با دستاندازهای تعیین کننده مواجه شده است در غیر این صورت اکنون و در این شرایط شاهد ظهور یک قدرت اتمی در منطقه بودیم. میتوان تصور کرد پاسدارانی که در کشتار نیممیلیون نفر از مردم سوریه نقش محوری داشتهاند اگر مجهز به سلاح اتمی بودند چه میکردند.
بهعبارت دیگر تنها یک چیز توانسته و میتواند خلافت اسلامی! را متوقف کند. تنها یک چیز میتواند نشان دهد در پشت چهرهی خشن و بیرحم پاسداران یک موجود ترسیده و به ته خط رسیده قرار دارد و آنهم سیاست قاطعیت و تهاجم است.







