آیا تصفیه استادان و دانشجویان دانشگاهها چاره ساز است؟
دانشگاه ها در همه رژیمهای دیکتاتوری پیشتاز و پیشگام انقلابات بوده و خواهد بود. در هر دو رژیم دیکتاتوری شاه و دیکتاتوری ولایت فقیه تمام تلاششان را بکار گرفتند تا استادان ودانشجویان انقلابی دانشگاهها را سرکوب و خاموش کنند ولی موفق نشدند. خمینی جنایتکار در سال ۵۹ با دجالگری با نام انقلاب فرهنگی دست به سرکوب و کشتار دانشجوان و اساتید انقلابی زد و دو سال دانشگاهها را بست. ولی نتوانست ارزشهای انقلابی و انقلابیگری را نابود کند. حالا خامنهای یکبار دیگر شانس خودش را بدلیل ترس و وحشت از شعلهور شدن دوباره قیام در آستانه سالگرد قیام خونین ۱۴۰۲، برای تصویه و سرکوب و خاموش کردن دانشجویان و استادان، به آزمایش بکشد.
لذا رئیسی دست به تصفیه دانشگاهها از جمله استادها زده تا جایی که صدای آدمهای خودشان هم در آمده.
عارف معاون خاتمی، عضو مجمع تشخیص مصلحت بعنوان اعتراض استعفا داده صالحی رییس سابق اتمی رژیم هم گفته نمیشود فلهای هیات علمی تولید کرد.
حالا سوال این است: چرا این کار را میکند؟ آیا آنطور که بعضیها میگویند، تصفیه حساب باندی است؟
در همین زمینه
اخراج اساتید دانشگاه مرهم کدام درد خامنهای؟
نه، این تصفیه حساب باندی نیست.خامنهای با حذف لاریجانی و بقیه، رئیسی را آورد که شکافهای درون حاکمیت را ببندد اما در قیام۴۰۱ معلوم شد که هنوز خیلی از جاها از جمله دانشگاهها شکاف دارد
بنابراین الان میخواهد شکاف را در دانشگاه ببندد که مبادا قیام از این شکاف بیرون بزند
اما کور خوانده، دوران عوض شده، اخراج استاد و دانشجو که سهل است، حتی اگر دانشگاه و مدارس را هم ببندد، وضع بدتر خواهد شد.
آیا خامنهای نمیفهمد که وقتی اخراج میکند، راه مبارزه قهرآمیز را باز میکند؟ چرا میفهمد اما چارهای ندارد. این همان مسیری است که همه دیکتاتورها رفتهاند.






