به قلم عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی
در حالی که هر روز بر ابعاد انفجار در بندرعباس در ششم اردیبهشت 1404 افزوده میشود این سوال در حال فراگیرشدن است که عامل این فاجعه کیست؟ عمدی بوده یا سهوی؟ آیا یک فرد یا جریان این کار را کرده یا اینکه عامل آن، یک نیروی خارجی است؟ سوالی که تا الان بیپاسخ مانده است!
گمانهزنیها بسیار و رو به افزایش است. اما آنچه به یقین باید گفت این است که عامل اصلی این انفجار، که تبدیل به یک فاجعه بزرگ و ملی شده ، جز رژیم حاکم نمیتواند باشد! چرا؟
در رژیمی که اقتصاد آن در دست سپاه پاسداران است و سرمایههای مردم ایران در مدار «کلان» توسط پاسداران غارت میشود،
در کشوری که تفکر ارتجاعی ولایت فقیه حاکم است،
در کشوری که نه آزادی و دمکراسی وجود دارد و نه از حقوق پایهیی مردم خبری هست و همه جا سرکوب عریان و سرکوب وحشیانه است،
در کشوری که هر روز انسانها بیکار میشوند و گرانی بیداد میکند و مخالفان رژیم شکنجه و اعدام و ترور میشوند،
چه کسی میتواند عامل چنین فاجعهیی باشد!
فاجعه ملی بندرعباس، یادآور فاجعه کرونا (کووید19) در ایران است. چرا؟ چون واقعیتها بسیار بیشتر از اعلام رسمی دولت است. رژیم دیکتاتوری حاکم، از کشف حقایق و از مردم ایران وحشت دارد! در برابر این رژیم مقاومتی دیرینه وجود دارد که ریشه در اعماق جامعه داشته و از طرف مردم ایران و طیف وسیعی از مردم جهان مورد استقبال قرارگرفته و حمایت میشود. نیرویی که در برابر این رژیم وجود دارد، «افشاگر» حقایق ناگفته در جامعه ایران است!
آثار فاجعه بندرعباس
این فاجعه ملی و هولناک، قبل از هر چیز زندگی و معیشت زحمتکشان و اقشار محروم را تحت تأثیر خود قرار میدهد. «بندر رجایی» همواره ابزاری برای سودجویی مافیای حاکم بر ایران بوده است. کارشناسان و رسانهها، عبارتهایی چون «روزی که قلب تجارت ایران از تپش باز ایستاد» یا، انفجاری که «اقتصاد ایران را به ورطه فروپاشی کشاند» به کار میبرند.
این بندر که ۸۵ درصد ترافیک کانتینری، ۵۵ درصد کل تجارت و ۷۰ درصد ترانزیت کالاهای ایران را در دست داشت، حالا به تلی از خاکستر تبدیل شده و اثرات این فاجعه تا سالها جبرانناپذیر خواهد بود.
این بندر، بزرگترین بندر تجاری ایران بود و با ۴۰ اسکله فعال و ارتباط با ۸۰ بندر بینالمللی، درصد بالایی از واردات کالاهای اساسی مانند گندم، برنج و دارو را تأمین میکرد.
این بندر، اکنون تخریب شده و بر اثر آن، فعالیتهای تجاری را بهطور کامل متوقف کرده است.
این انفجار، «عرضه» را بهشدت کاهش داده و هزینههای حمل و نقل را، تا ۳۰ درصد افزایش داده است. این یعنی تورم افسارگسیخته. بهطوریکه قیمت کالاهای اساسی مانند گندم و برنج ممکن است تا ۵۰ درصد افزایش یابد.
این انفجار، موجب کاهش ارزش ریال و در نتیجه افزایش فقر برای بیش از ۶۰ درصد از جمعیت 85میلیونی ایران شده که زیر خط فقر زندگی میکنند.
و…
نتیجه: بندرعباس یکی از مهمترین مراکز اقتصادی و استراتژیک ایران، نقشی محوری در بقای رژیم ایفا میکند. این بندر نهتنها دروازه تجارت قانونی ایران است، بلکه به دلیل کنترل سپاه پاسداران، پایگاهی برای فعالیتهای غیرقانونی نظیر قاچاق نفت، تسلیحات و مواد مخدر و موارد پولشویی و پشتیبانی لجستیکی پروژههای هستهیی رژیم حاکم بر ایران محسوب میشود. آتشسوزی و انفجار اخیر در بندر عباس، با ایجاد خسارات گسترده و توقف فعالیت بندر، ضربه سنگینی به اقتصاد رژیم وارد کرده و میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی قابلتوجهی به دنبال داشته باشد. برای نمونه، تعطیلی شهر و افزایش بیکاری موقت ناشی از توقف فعالیت بندر، میتواند به ناآرامیهای اجتماعی دامن بزند.
در همین زمینه
انفجار بندرعباس: فاجعهای ناشی از قاچاق مخفیانه سپاه، نه یک حادثه طبیعی
بازتابهای اجتماعی
فاجعهی ملی انفجار در بندرعباس، علاوه بر حجمی از اندوه و داغ توأم با پرسش، تردید و حیرت را در فضای سیاسی و اجتماعی ایران دامن زده است که گویای شفاف نبودن علت و اساس بسیاری رخدادهای مشابه در ایران تحت سلطهی رژیم مذهبی ایران است. رخدادهایی همچون: ماجرای قتلهای زنجیرهیی چه بود و سرنوشت آن پرونده و شکایتهای قربانیان به کجا انجامید؟ علت مرگ ژینا (مهسا امینی» چه بود؟ علت بیدفاعکردن مردم در هنگامه حوادث طبیعی زلزله و سیل در ایران چه بود؟ علت سقوط هواپیمای مسافران اوکراین، که ۱۷۶ سرنشین آن توسط سپاه پاسداران کشته شدند، چه بود و آن پرونده به کجا انجامید؟ ماجرای دزدیها و فسادهای کلان توسط مقامات و باندهای حکومتی به کجا رسید؟ ماجرای کشتار در شاهچراغ شیراز چی؟ انفجار در حرم امام رضا در مشهد چی بود؟ و بسیاری رخداد دیگر!
دروغگوییهای رژیم حاکم بر ایران!
سعید جعفری مدیرعامل شرکت توسعه خدمات دریایی و بندری سینا میگوید. «کالاهای خطرناک» را در پوش «کالاهای معمولی» و با «اظهار خلاف» واقع، وارد بندر کردهاند(خبرگزاری ایلنا در روز یکشنبه ۷ اردیبهشت). این اظهار خلاف، با در معرض خطر قرار دادن تمامی محدوده از کشتی تا انبار در بندر، موجبات بروز این سانحه شد».
سایت تلگراف لندن روز ۲۷ آوریل ۲۰۲۵ / ۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ نوشته است: «روز یکشنبه، سرتیپ رضا طلایینیک، به رسانههای دولتی گفت: هیچگونه محموله وارداتی یا صادراتی مرتبط با مصارف نظامی یا سوخت موشک در محل حادثه وجود نداشته است».
این دروغگویی و تناقضگویی برای چیست؟ آیا جز این است که برای حفظ و بقای دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران میباشد که قربانی آن همواره مردم ایران بودهاست.
حقایق و پیامدهای اجتماعی انفجار از زبان مردم!
یکی دیگر از شهروندان گفت: «کشتهها از مرز ۲۰۰ نفر رد شده. اما خبر را اجازه انتشار نمیدهند. سپاه پاسداران و اطلاعات آمدهاند و نمیگذارند کسی گزارشی بیرون بدهد. کل شهر هم آلوده است و آمونیاک و نیترات پخش شده است. این انفجار مشکوک است. مثل کپسولهای گاز و مواد پتروشیمی که جای آنها در اسکله غیرنظامی نیست. مردم بندر خیلی عصبانی هستند. کافی است که بفهمند این انفجار زیر سر خود دولت بوده است، مردم این دفعه رحم نمیکنند. آمار تلفات حدود ۴۰۰ الی۵۰۰ نفر است که رژیم مخفی میکند».
بدیهی است که مردم ایران دست روی دست نخواهند گذاشت. دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران اکنون با خشم انفجاری و قهر و مقاومت آتشین مردمی روبهروست که زندگی زیر بار ستم و ستمگر را بر نمیتابند و مصمماند ایران آزاد و آباد فردا را با انقلاب دموکراتیک نوین برپا کنند. آنچه واضح و غیرقابل انکار است نقش سپاه پاسداران در این فجایع است. به همین خاطر این ارگان سرکوبگر و جانی، باید منحل و در لیست تروریستی نامگذاری گردد. مقاومت مردم ایران از سالها قبل اعلام کرده که سپاه پاسداران باید در هم کوبیده شود!







