چهارشنبه, ۲۲ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

صنعت شکنجه در ایران؛ تنها صنعت پیشرفته در ایران چگونه رشد کرد؟!

۵ آبان, ۱۳۹۹
صنعت شکنجه در ایران
Share on TwitterShare on Facebook

پای سخنان حسن ظریف ناظریان یکی از شاهدان شکنجه دهه ۶۰

دستگیری و کشتار مجاهدین و دیگر مبارزان از همان روزهای۳۰خرداد ۶۰  در زندان‌های حکومت شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. اما اگر به آن سالها برگردیم، می‌بینیم که ترس و وحشت خمینی از سرنگونی چنان بود که روزانه صدها نفر را اعدام می‌کرد و عکس یا اسامی آنها را در روزنامه های‌شان هم چاپ می‌کردند.

این وحشت، با ناشیگری‌های شکنجه‌گران خمینی، باعث شده بود که بسیاری از مجاهدین توسط کابل آنقدر شکنجه شوند که روی همان تخت شکنجه جان دادند.

این موضوع سبب می‌شد که بازجوها نتوانند به اطلاعات آن فرد دسترسی پیدا کنند. به همین دلیل تلاش کردند با استفاده از تجارب دیگر کشورهای سرکوبگر، تخصص‌شان را در امر شکنجه بالاتر ببرند.

درباره؛

نام حاج داوود یادآور شکنجه قفس، خاطرات تلخ یک زندانی

لاجوردی: ما از تجارب ضد انقلابیون استفاده می کنیم!

لاجوردی یک‌روز در سال ۶۱ به بند ما در قزلحصار آمد و صریحا به ما گفت: سازمان شما مدعی است که از تجارب مبارزاتی همه انقلابیون جهان استفاده می‌کند. من هم به شما می‌گویم که جمهوری اسلامی هم از تجربه همه ضد انقلابیون جهان علیه شما استفاده می‌کند تا نابودتان کند.

البته شکنجه گرانی چون لاجوردی و حاج داوود رحمانی، فکور، توانا، محمدی، صبحی، پیشوا و دیگران، بخاطر هضم شدن در ایدئولوژی ضدبشری خمینی، نیازی به تجربه از جای دیگری نداشتند. خودشان آنقدر پست و پلید بودند که هر دم شیوه جدیدی را برای شکنجه زندانیان ابداع کنند. [ضربات شلاق لباس و گوشت را میکند؛ مصاحبه رادیوآمریکا با مجتبی اخگر]

شکنجه‌هایی مانند کابل زدن، قپانی کردن، جوجه‌کباب و امثال آن که جسم زندانی را هدف قرار میدهد. اما شکنجه گران خمینی، علاوه بر جسم زندانی، روح او را هدف شکنجه‌های جدید و ابداعی خود قرار می‌دادند.

اولین رویارویی با داوود رحمانی

من در اردیبهشت سال ۶۱ پس از گرفتن حکم به زندان قزلحصار منتقل شدم. اولین بار داوود رحمانی را در زیر هشت واحد۱ دیدم. از همان بدو ورود با فردی بسیار لمپن و بددهن روبرو شدم که وحشی‌گری از سر و روش می‌بارید. بعد از اینکه برای ما خط و نشان کشید. ما را به پاسداران سپرد و سفارش کرد که ما را به جایی ببرد تا بدانیم به کجا آمده‌ایم. من را به بند مجرد ۸ فرستادند. بندی با ۱۲ بند انفرادی که در هر بند ‌آن حدود ۲۵ نفر تا ۳۰ نفر را چپانده بودند. وقتی که خواستند مرا به سلول ۴ وارد کنند جا نبود که حتی پایم را بگذارم. اما با فشار مرا وارد سلول کردند.

من دوماهی در مجرد ۸ بودم. هر روزش ماجراهایی داشت. یکطرف وحشی‌گری‌های داوود رحمانی با پاسدارانش و طرف دیگر مقاومت زندانیان. حمله و هجوم‌های شبانه و وقت و بی‌وقت پاسداران و کتک‌های جمعی تا بردن زیرهشت و سرپا ایستادن.

برای میزان وحشی‌گری‌های پاسدارانی مثل عباس شمر، سوری و علی شاه‌‌عبدالعظیمی کافی است اشاره کنم که وقتی آب زندان قطع شده بود و برای گرفتن آب در می‌زدیم، علی شاه‌عبدالعظیمی در مجرد ۷ وقتی ابراهیم نجف‌آبادی گفته بود با تانکر آب بیاورید، با ملاقه مسی که زیر هشت بود آنقدر توی سر ابراهیم زد که ملاقه مسی مانند یک کفگیر پهن شده بود و ابراهیم هم نزدیک به یکسال دچار فراموشی شده بود.

شکنجه سرپا نگه داشتن چند روزه زندانی

یکی از شکنجه‌هایی که حاج داوود زیاد از آن استفاده می‌کرد سرپا نگه داشتن زندانی بود. زندانی را چشم بسته و رو به دیوار به مدت چند روز نگه می داشت. سرپا ایستادن شاید آن وحشیگری مانند کابل و قپانی را در ذهن تداعی نکند، اما این نوع شکنجه‌ای بود که توسط داوود رحمانی در سالهای ۶۱ و ۶۲ بسیار زیاد استفاده می‌شد. زندانی که ابتدا تا سرحد مرگ کتک خورده و روی پای خودش بند نیست را  کنار دیوار سرپا نگه می داشت. چنین فردی بعد از  روز سوم خون در پاهایش جمع شده و متورم می شد و به هذیان گفتن می افتاد. [حماسه‌خاموش زنان زندانی دهه۶۰؟ : گفتگو هما جابری]

بارها شد که خودم و هم اتاقی‌هایم را به زیر هشت بردند و برای چند روز سرپا نگه ‌د‌اشتند. اگر کسی لحظه‌ای می‌خواست بنشیند توسط حاج داوود یا پاسداران و یا خائنینی که با آنها همکاری میکردند زیر کتک و کابل قرار می‌گرفت، تا بایستند. آن‌زمان‌ بخاطر مقاومت گسترده‌ای که در همه بندها وجود داشت، بعضا در زیر هشت واحد بیش از ۱۵۰ نفر کنار دیوار سرپا بودند.گاهی  تعداد افراد سرپا  بیشتر هم می‌شد و از زیر هشت بندها برای اینکار استفاده می‌کردند.

دانش آموزانی که در مقابل شکنجه ایستادند

مجتبی موسوی، مرتضی یزدی، ناصر نیری و بسیاری از زندانیان دیگر  دانش‌آموزی بودند که سن‌شان کمتر بود و داوود رحمانی می‌خواست هرطور شده آنها را به توبه و بریدگی بکشاند. اما این بچه‌ها، پس از طی این دوران سخت بسیار پرانگیزه‌تر و مقاومتر شدند.

به دلیل همین مقاومت‌های روز افزون بود که لاجوردی و داوود رحمانی هربار به فکر تولید شکنجه‌های جدید‌تری می‌افتادند. درختان محوطه ابزار شکنجه داوود رحمانی شدند. مثلا مصطفی ایگه‌ای را در یک شب سرد پاییزی، در حالی که یک زیر پیراهن تنش بود را خیس کرده و به درختی بستند. بعد هم با شلاق و کابل به جانش افتادند و تا صبح چند وقت یکبار او را میزدند تا تشکیلات بند را لو بدهد.

در همین راستا بود که قبر و قفس و تابوت رو اختراع کرد. ناصر نیری که مدتی را سرپا گذرانده بود به قبر بردند. قبر عبارت بود از چاله‌ای در محوطه بیرون بندها که رویش را با تخته‌پاره‌ای پوشانده بودند. بعد از دو روز او را به قرنطینه بردند و داوود رحمانی می‌خواست او را در کشویی چند طبقه که مانند کشوی سردخانه‌ها هست کرد نگهدارد. اما شدت مقاومت در زندان آنچنان بالا بود که این ابزارها جوابگوی حاج داوود نبود و به صنعت ساخت قفس روی آورد.

قفس اختراع دیگر حاج داوود

تابستان و پاییز سال ۶۲ اوج استفاده داوود رحمانی از قفس بود. جاهای تنگی به اندازه شانه آدم که سرپا هم نمی توانست بایستد. زندانی باید در تمام روز چشمبند زده بی حرکت آنجا می‌نشست. هدف درهم شکستن روحیه زندانی بود. مرتضی یزدی حدود دوماه در این قفس‌ها بود و فرزاد گرانمایه حدود ۳ ماه.

البته این اختراع داوود رحمانی هم پاسخگوی مقاومت و پایداری زندانیان و خصوصا میلیشیاهای دانش‌آموزی نبود. از این به بعد بود که داوود رحمانی و لاجوردی به فکر ایجاد واحد‌های مسکونی افتادند. جایی که خود جلادان خمینی اسمش را گذاشته بودند آخر دنیا.

واحدهای مسکونی که عمدتا زنان زندانی را به آنجا می بردند خود موضوع جنایت دیگری است که از آن در می گذرم… [زنان و حماسه های خاموش در زیر شکنجه های حاج داوود]

منطق لاجوردی این بود که می‌گفت هر زندانی را دوماه در انفرادی بیندازیم از زمین و زمان می‌برد و به هر رنگی که بخواهیم در می‌آید. به همین دلیل هم از سال ۶۲ تصمیم گرفتند هزار سلول انفرادی را در زندان گوهردشت راه بیندازند. چون برای این‌همه زندانی سلول انفرادی نداشتند، داوود رحمانی هم در قزلحصار شرایط «دربسته» را برقرار کرد. البته از زندانیان تبعیدی مثل زندان بوشهر، همدان، عادل‌آباد و زاهدان هم شنیدیم که در دیگر زندان‌های کشور هم همین شرایط برقرار شده بود.

یعنی در حالی‌که زندانی در بند عمومی است، شرایط سلول انفرادی براو حاکم است. داوود رحمانی به ما و خواهران می‌گفت آنقدر در این سلولها می‌مانید که موی سرتان مثل دندان‌هایتان سفید شود. اما همانطور که  دیدیم این منطق جلاد نیست که پیش رفت. بلکه عنصر مقاومت و پایداری بود که خودش را در عرصه مبارزات میهنی ما ثابت کرد.

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: اسدالله لاجوردیجنبش دادخواهیحاج داوودقزلحصار
TweetShare

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

۱۷ مهر, ۱۴۰۵
چرا اقتصاد ایران کمر حکومت را خواهد شکست؟

چرا اقتصاد ایران کمر حکومت را خواهد شکست؟

۱۵ مهر, ۱۴۰۵
ستاد مقر نیروهای انتظامی شهرستان گلشن مورد حمله مسلحانه قرار گرفت

ستاد مقر نیروهای انتظامی شهرستان گلشن مورد حمله مسلحانه قرار گرفت

۱۶ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

رئیس پلیس پیشگیری فاریاب در حمله مسلحانه کشته شد

۱۷ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.