دولت رییسی تحت عنوان خالص سازی دانشگاه به قلع و قمع دانشگاهیان روی آورد
روزنامه حکومتی اعتماد فاش کرد که شمار استادان اخراجی از دانشگاه تاکنون به ۵۲ تن رسیده است. این روزنامه حکومتی در روز پنجشنبه ۹شهریور طی گزارشی فاش ساخت که از زمان شروع بکار دولت رییسی یعنی از شهریور ۱۴۰۰ تاکنون بیش از ۵۲ استاد دانشگاه برخلاف خواست خود از دانشگاه بیرون رانده شدند.
هفته گذشته، این روزنامه در گزارشی نامهای ۱۵۷ استاد دانشگاه را که در دولتهای احمدینژاد، روحانی و رئیسی از دانشگاهها اخراج شده بودند منتشر کرده بود.
اخراج گسترده اساتید دانشگاه در ماههای اخیر و با شروع قیام ۱۴۰۱ سرعت گرفته است. هدف خامنهای و رییسی آن است که کادر آموزشی دانشگاهها تماما از مزدوران خودشان باشند تا بتوانند فضای دانشگاهها را کنترل کنند.
بررسیهای اعتماد نشان میدهد که دانشگاههای آزاد، تهران، علوم پزشكی تهران، علامه طباطبایی و دانشگاه ملی، بیشترین احكام تعلیق، انفصال موقت از تدریس، ممنوع الورودی، قطع حقوق استاد، پایان همكاری و بازنشستگی اجباری را در میان دانشگاههای ایران داشتهاند.
سه موج سنگین اخراج استادان
از ابتدای به قدرت رسیدن این رژیم تاکنون ۳ موج اخراج استادان و دانشجویان از دانشگاهها وجود داشته است.
موج اول کودتای فرهنگی در سال۵۹ و بسته شدن دانشگاه بود. در این موج سران حکومت و ایادی آنها از جمله عبدالکریم سروش با شعار اسلامی کردن دانشگاهها بسیاری از اساتید و دانشجویان مخالف را تصفیه و اخراج کردند. این اقدام ضربه جدی به ساختار علمی و دانشگاهی ایران وارد کرد که بعد از گذشت بیش از ۴دهه هنوز آثار تخریبی آن وجود دارد.
موج دوم اخراج اساتید و دانشجویان بعد از قیام سراسری در سال۸۸ رخ داد. دولت احمدینژاد از ابتدای سال تحصیلی ۸۹ اقدام به تصفیه و اخراج اساتید و دانشجویان مخالف کرد. هر چند این موج به بزرگی کودتای فرهنگی در سال۵۹ نبود ولی زمینهساز مهاجرت نخبگان را فراهم کرد. مهاجرتی که از نخبگان و دانشجویان کشور آغاز شد و اکنون به دانشآموزان، ورزشکاران و… رسیده است. سالها است که سرمایههای انسانی کشور بهدلیل سیاستهای سرکوبگرانه رژیم آخوندی به خارج رفته و کشور با بحران نیروی انسانی تحصیل کرده مواجه شده است.
در همین زمینه
آیا واقعا استادان دانشگاه بخاطر بیسوادی اخراج شدهاند؟
موج سوم اخراج اساتید و دانشجویان تحت عنوان «خالصسازی» از سال ۱۴۰۱ آغاز و این روزها و قبل از شروع سال تحصیلی ۱۴۰۲ تشدید شده است. این بار سران رژیم تلاش میکنند در گام اول با اخراج اساتید مخالف نظام و کسانی که از قیام سراسری ۱۴۰۱ حمایت کردهاند، سلطه از دست رفته خود بر دانشگاهها را احیا کنند. همزمان با اخراج اساتید دانشگاهها خبرهایی از تعلیق تحصیلی و اخراج دانشجویان نیز منتشر شده است.
محسن رنانی یک اقتصاددان حکومتی در این مورد نوشته است:
«به نظر میرسد نوعی انقلاب فرهنگی دوم از سال۱۴۰۱ علیه نظام علم شروع شده است و اکنون وارد مراحل عملیاتی تهاجمیتر و آشکار خودش میشود. اما فراموش نمیکنیم که مثل همه پدیدههای دیگر تاریخ، انقلاب فرهنگی اول، نوعی تراژدی بود و این دومی قطعاً کمدی خواهد بود. چرا کمدی؟ چون این شیوه تسخیر دانشگاهها، یا پیشاپیش شکست میخورد یا اگر هم موفق شود، دانشگاه را به بهشت کوتولهها تبدیل میکند. آنگاه دانشگاه مرجعیت علمی خود را از دست میدهد»







