سفر ظریف به امریکا، واکنش های زیادی را به همراه داشت. سئوالی که مطرح است اینکه هدف از این سفر چی بود؟ آیا میخواست چند دستگی در حاکمیت امریکا ایجاد کند؟ آیا به این هدف رسید؟ چه واکنشی هایی را چه در امریکا و چه در درون نظامآخوندی ایجاد کرد . خامنه ای که در راس این دیکتاتوری قرار دارد النهایه آیا مسیر مذاکره را میخواهد پیش بگیرد؟ و اگر نه، پس این علائمی که همگان می بینند نشانگر چیست؟و…
در همین رابطه آقای پرویز خزایی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در کشورهای نورودیک درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به موضوع فوق پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد
پرویز خزایی: من قبل ازاینکه به این سؤال بپردازم خواستم فقط در تأیید تظاهرات مردم ایران برای روز کارگر بگویم که هموطنان عزیزم مقاومت شما و تمام پشتیبانان این مقاومت امروز در سراسر غرب در کشورهای دمکراتیک در همه پایتختها تظاهرات مشابهی در امتداد شما انجام دادند که خیلی در خیابانهای اروپا تا آنجا که من دیدم و خودم شرکت کردم مورد استقبال قرار گرفت ، ملت کف میزدند و میآمدند به ما تبریک میگفتند و صدای کارگران مهین در زنجیر و پر افتخارمان را در سراسر گیتی نمایندگی کردیم، در مورد سفر ظریف ببینید این یک بازی است که از روی ضعف است، در دیپلماسی میگویند اگر میخواهید در دیپلماسی پیروز بشوید باید به نقطه قوی و جلو پرید این حرف را بیسمارک در آلمان در قرن نوزدهم گفته است، وقتی وارد بحث دیپلماسی و حل مسائل دو طرفه می شوید، باید از موضع قوی وارد بشوید ، یعنی قوت و اهرمهای قوی داشته باشید والا میمانید، اگر این نقطه اتکاء قوی را نداشته باشید مثل این است که شما یک کنسرت تشکیل دادهاید نوازندهها آمدند نشستند ولی سازی برای زدن ندارند، این حرف بیسمارک است یعنی که شما اهرم ندارید. این برنامه و به نظر من یک سناریو است که در بیت خامنهای تنظیم شده و ظریف را با وقاحت و با حرفهای مشمئزکننده و با تناقضگویی به آمریکا فرستادند. این کار، من را یاد دلالهای پشت شهرداری می اندارد، آنجا داد میزد و میگفت من برای مبادله گروگان آمده ام و در مقابل گروگانهای تروریست با هم مبادله کنیم و دقیقاً این بازی را به دو هدف انجام میدهد و نشان از نقطه ضعف است و همین الان شکستش مسلم است چون اهرمی ندارد. با این افتضاح فضای بین المللی بر علیه رژیم درست شده، با این همه ضعف داخلی و با این همه تنفر ملت ایران و گسترش مقاومت در داخل کشور و کانونهای شورشی که واقعاً پشت مردم وارد شدند. بازی ظریف این بود که در راستای همین صحبتهای جان کری این که نقش قمر وزیر و شمس وزیر بازی کند که این وارد بشود که بتواند مثلاً وقت بخرد، این به نظر من صرفاً یک بازی برای وقت خریدن است، بخاطر اینکه چیزی ندارند یعنی آن دوازده مادهای که آمریکا از آنان خواسته است، تازه حقوق بشر هم کمتر آمده ولی خوب به هر حال همان اهرمهایی که به آنها گفته باید زمین بگذارد، در منطقه در این طرف، در آن طرف، موشک و خلاصه وقتی اینها را زمین گذاشت، رژیم باقی نمیماند، من معتقدم این یک بازی سخیفی هست، همانطور که عرض کردم دلال پشت شهرداری رژیم که میخواهد وقت ضایع کند، این تماما از نقطه ضعفش است، که در دیپلماسی وقتی که چنین رویکردی دارید و طرفتان هم میداند که در داخل به قول عامیانه فشل هستید و از هم پاشیده و ملت علیهتان بلند شدند و مقاومت علیهتان سازمان یافتهتر شده است، اینها نتیجه مثبت برای شما نخواهد شد.
پرویز خزایی: در سیستمهای کشورهای دمکراتیک معمولاً وزارتخارجهها بیشتر ازسایرین اهل مماشات هستند، یعنی هسته اصلی داخلی وزارتخارجه دیپلماتهای حرفهای و آدمهایی که کارمند همیشه ثابت هستند، و یا ممکن است تحت تأثیر لابیها قرار بگیرند و نق بزنند و اوجش هم متاسفانه در دوران اوباما بود که به داخل کاخ سفید لابیهای رژیم رفت و آمد میکردند، اما آن چیزی که سیاست مرکزی و استراتژیک و قوی امریکا است، رژیم موفق نمیشود. زیرا اگر بخواهد موفق بشود باید بپردازد، صحنه هم روشن است باید داد، این مسئله زندانیان هم مسئله گروگانهایی است که گرفته تا با زندانیان تروریست خودش معاوضه بکند، اگر هر قدمی بخواهد بردارد از آنجایی که استراتژی این هست که مهار شود، و این مهار را با تأخیر انجام میدهند و رژیم هم این را میداند، مهار یعنی سقوط، خیلی واضح هم میگویند، یعنی برای وزراءشان به وضوح میگویند، وزراء هم تلاش میکنند نقش شمس وزیر را بازی بکنند (البته روحانی در خود رژیم دست چندم و شاید دست ۲۰ هم حسابش نکنند)، اما استراتژی جهانی در حال شکل گیری است، مخصوصاً در منطقه ، نه اینکه بخواهند به مردم ایران لطف کنند، خیلی هم دیر کردند و سنگ هم جلوی پای مردم ایران انداختند، اما الان خیلیهاشان به این رسیده اند که رژیم آخوندی بلای منطقه است، بلای جهانی هم حتماً هست در افریقای جنوبی، افریقای شمالی در تروریست و پول دادن واقعاً قیامت میکنند. اگر بخواهد با آمریکا معامله ای بکند، باید بدهد و هزینه کند و به عقیده من نمیتواند سیاستمداران و استراتژیستهای امریکا را شقه بکند، مگر اینکه زهر بخورد، و باید گفت مبارک است و یکبار دیگر زهر بخورد ببینیم چه میشود.
پرویز خزایی: آرایش، آرایشی بود که این تنش را کاهش بدهد، و بتواند بین رهبری سیاسی امریکا دوگانگی و تشتت بیندازد، یعنی خیز و ژستش این بود، اما به عقیده من نتوانست، یعنی شما وقتی خیز برمیدارید و موفق نمیشوید از آن طرف که خیز برداشتید، وسط راه می افتید، من فکر میکنم نه تنها به نفعشان نشد بلکه آبرویشان هم رفت، شما ببینید خامنهای میگوید دشمن، دشمن، صدها بار گفته، بعد گفته ما برجام را پاره میکنیم و مذاکره نمیکنیم، میگویند با چاقوکشها مذاکره نمیکنیم در حالیکه چاقوکش بزرگ مدرن خود خمینی و خامنهای و پاسدارهای او هستند، که الان در لیست هستند، این دلیل ضعف است، دلیل تشتت است، دلیل این است که هیتلری که آنجا نشسته ضعف نشان میدهد، میگوید این را میگویم، ولی برای مصرف داخلی میگویم، همان نرمش قهرمانانه که میگفت اگر مقایسه با هیتلر بکنیم، هیتلر هم سعی میکرد یک شقهای ایجاد بکند ولی وقتی در موضع ضعف قرار گرفت از آن طرف شروع به بای دادن کرد، این را تاریخ اروپا نشان میدهد اول تهدیدات شداد و غلاظ میکرد ولی بعداً سعی کرد با ادوارد هفتم پادشاه انگلیس رابطه بزند و به نظر خودش انگلیس را شقه بکند، چون برای او مهم بود انگلیس شقه بشود، ولی نتوانست، بخاطر اینکه دیر شد، چون در نبردهای شوروی کاملاً شکستش مسلم شد، رژیم ارتش واقعی و ایدیولوژیکی اش سپاه پاسداران است، که با قرارگرفتن در لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا بزرگترین ضربه را خورد، باعث گیج شدن او شد، و سعی میکند مفر ایجاد بکند شاید بتواند شقه بکند و دیگر اینکه وقت بخرد، که بعد یک حرجی و یک خروجی برای او ایجاد بکند.
پرویز خزایی: اصلاً، اصلاً، بخاطر اینکه در همان زمانهایی که هیتلر با اروپا میجنگید سفارت خانههایش باز بود و دیپلماتهایش بعنوان نمایندگان سفرای خارجی با او مذاکره میکردند، اسم و رسم و کنفرانس وحتی دیدار رسمی با هیتلر داشتند و من مثال ادوارد هفتم شاهزاده انگلیس را برای شما زدم، این را دلال پشت شهرداری میگویند، یک دلال را فرستادند و در پشت شهرداری نیویورک نشسته و خودش هم در دفترش در ایران نشسته و از آنجا از طریق رسانهها سعی میکند همان اهدافی که گفتم از قبل نشان از شکست مطلق دارد را انجام بدهد، این در تاریخ دیپلماسی من سراغ ندارم وزیر خارجهای مخفیانه مثل دلالی برود و هیچ کس هم محلی به او نگذارد و یکی دو رسانه را پیدا کند و تازه جوابش را هم گرفت، و رسانهها هم سراغ آقای جان بولتون و آقای پمپئو رفتند و آنان هم جواب دادند، یعنی گفتند این شخص که آمده کارهای نیست و ما او را نخواستیم که اینجا بیاید، بخاطر سازمان ملل آمده است، سازمان ملل یک قرارداد با امریکا دارد که باید سفرا بتوانند بعنوان سازمان ملل بیایند واین بعنوان سفر به امریکا نرفته است، این سفری به مجموعهای بنام سازمان ملل است و نه سفر به امریکا و طبق قراردادی که دارند از سال ۱۹۴۵ که به سازمان ملل بروند و ظریف به امریکا نرفته است به سازمان ملل متحد رفته است تا آنجا استغاثه بکند و خلاصه فریاد بیایید به حرف من گوش کنید مثل همان دلال پشت شهرداری است.
پرویز خزایی: رژیم ۲ هدف دارد، یکی اینکه خطی راه بیندازد که این خط تشتت ایجاد کند، دوم اینکه بتواند وقت بگیرد، یعنی تا انتخابات امریکا بتواند بازی بازی بکند و وقت بخرد، من فکرمیکنم هیچ خطی عوض نکرده این یک خطی است که در بیت خامنهای تشکیل شده و قرار بوده برای مصرف داخلی که مستمر پز بدهد و لاف بزند و قلدری بکند، این بعنوان اینکه خودش رفته سر بزند و رفته دفتر سازمان ملل چون همه دیپلماتها میتوانند بروند دفتر سازرمان ملل و وزارء خارجه میتوانند بروند، این را فرستادند سازمان ملل که از آنجا به امریکا پیام بدهد، من فکر میکنم این سناریو را خامنهای داده و هیچ ربطی به شکاف و شقه درونی امریکا ندارد، اما شقه و تضاد درونی رژیم را اضافه میکند، شما نمیتوانید در عالم دیپلماسی بازی کنید وقتی در خانه استحکام و قوام ندارید، و مردم علیه تو هستند، و مقاومت سازمانیافته، کانون شورشی درست کرده است، در داخل هم تضادهای خودش را اضافه میکند، شریعتمداری و قمر وزیرش شروع به نق زدن میکنند، چون قانونمندی ندارد این هم به ضد خودش تبدیل میشود، این قوام ندارد و به حرف بیسمارک برمیگردم که باید قوام داشته باشید که بتوانی مذاکره را پیش ببرید، والا مثل همان که بیسمارک گفت: (صدراعظم آلمان در قرن نوزدهم) مثل اینکه کنسرت گذاشتید و تماشاگرها هم نشستند و گروه هم آماده است ولی نوازندگان ساز ندارند که بنوازند، با دستشان ادا در میآورند.
پرویز خزایی: من فکر میکنم آنها گوشی دستشان بود، فهمیده بودند یک بازی است، بازی سخیف دلال منشانه است، برای تبادل یک سری انسان بیگناه (مثلاً یک نفری دو تابعیتی بوده و مادرش رو به قبله بوده و رفته ایران و آنها او راگرفتند)، یا یک سرباز قدیمی امریکا برای سر زدن به ایران رفته، یا آن خانمی که از انگلیس به ایران رفته، اینها گروگان محسوب میشوند، این بازی مبادله گروگان است با تروریست و جنایتکارانی که در زندانهای دنیا دارد، به عقیده من در این بازی دستش را خواندند، شما میدانید آن دیپلماتی که مسئول ایران شده نمیتواند مماشاتگر باشد چون باید به کاخ سفید و کسانی که سکاندار سیاست کشور هستند گوش بکند، در همه مصاحبهها جوابشان را دادند، گفتند اگر میخواهید مذاکره کنید بله آزاد کنید، یعنی در دهان رژیم و خامنهای زدند، اگر راست میگویید اینها را آزاد کنید اینها بیگناه هستند، و دیدیم که ظریف جیغ و دادش در آمد که این چه مذاکرهای که ما بدهیم ولی آنها چیزی نمیدهند، به گمان من این به ضد خودش تبدیل شد، چون وقتی شما خیزی برمیدارید و این خیز موفق نمیشود با سر به زمین میخورید.
پرویز خزایی: من فکرنمیکنم، چون فکرمیکنم این یک ژست است که میخواهد بگوید مثلاً ابرقدرت دیگری هم هست من پیش او میروم، حالا کره شمالی برای اینکه بترساند که اگر از برجام بیرون بیایم کره شمالی به من تکنیک بمب اتمی را میدهد، این یک ترس ضمنی و ترس کوچکی است، ولی اینکه به پیش ابرقدرتی میرود (هر چند آقای پوتین همه تخممرغهایش را در سبد بدی گذاشته)، میخواهد این پیام را بدهد که ابرقدرت دیگری هم هست، مثلاً با چین هم رابطه داریم، این اثر این است چون شکست خورد فکر میکند با این کار تودهنی و شکستی که خورد را تا حدودی جبران میکند.
پرویز خزایی: این شش مسیری که گفت، سیمای مقاومت گفت ۷ مسیر بوده و خوب آنها را تشریح کرد، که مسیر به جهنم است، مسیر رو به سقوط است و آن آیه قران را دیدیم خیلی قشنگ ترجمه شد، بلوف است، کشورهای دیگری که ضد رژیم هستند تعهداتشان را بالا بردند، و این اثری بر نرخ نفت در بازار نکرد، و تأمین هم هست، منتهی این رژیم میخواهد از طریق دلالگری و حراج کردن دار و ندار این مملکت که همیشه کرده، این بار نفتکش قاچاق از اینطرف و آن طرف ببرد، با پرچم یک کشور دیگری ببرد، یا در راه بایستد و لوله درکشتی دیگری بگذارند، میدانید چه بدبختی خواهد بود و چقدر باید قیمت نفت را پایین ببرد که شاید هم نیارزد، باید دلالی و رشوه بدهید شاید به قیمتش نیارزد، باید کشتیها را تعویض بکنید و بعد بین دو کشتی لوله بگذارید، این به عقیده من راه چاره نیست ، این بلوف است و قبلاً هم این کار را کرده است، همیشه برای خریدهای قاچاق رفته مثلاً به پاکستان پول داده و چند برابر قیمت وارد کرده یا مثلاً با کره شمالی اینکار را کرده است، این یک مسیر ورشکسته است، یعنی دزد دریایی است، رژیم دزد دریایی میشود، و پرچم قلابی میزند، این راه به صلاح رژیم نیست، رژیمی که به هر حال کشور استراتژیکی در منطقه هست، یک آبروی بینالمللی و تمدن بشری دارد، این رژیم نماینده این ملت نیست، که چوب حراج به تمامی سرمایه و حرث ونسل ما، ایران سربلند ما میزند.
پرویز خزایی: بارها هم که شده به شما عرض کردم به هموطنان عزیز گفتم، هموطنان عزیز من، اشرفیان عزیز من، اشرف نشانهای داخل کشور، کانونهای شورشی ببینید، این موضوع ۳ پایه دارد هر مقاومتی هر جنبشی در جهان برای آزادی برای دمکراسی برای طرد مثلاً استعمار در طول تاریخ مدرن بشریت ۳ پایه داشته است، پایه اول آن ملت است، پایه دوم مقاومت سازمان یافته است، پایه سوم میلنگد دنبال تعادل قوا میرود، درست است که استراتژی دارد ولی دنبال تعادل قوا میرود، امیدوارم که این پایه سوم بیشتر بلنگد، همه چیز بستگی به آن ۲ پایه اول دارد، در اوج افتخار در اوج اعتلا و اوج سازماندهیش من را یاد جنگ بین المللی دوم میاندازد که در جایی میخواندم که کانونهای شورشی فرانسه اول در تیمهای ۲ نفره، ۳ نفره کار میکردند، همانطوریکه چند وقت پیش دیدیم مثلاً شروع میکردند آنموقع که فیلم زیاد نبود که ویدیو بگیرند مثلاً پر میکردند، ضبط میکردند از طریق رادیوها به مرکز مقاومتشان به شورای ملی مقاومتشان در لندن میفرستادند، بعد از آنجا پایه به پایه گر گفت و یک روزی ارتش قیام درست شد، و ارتش قیام داخل کشور همان استراتژی جواب داد، همان که اگر نبود میگویند محال ممکن بود که متفقین همینطوری بیایند فرانسه را بگیرند، بلژیک را بگیرند، اصلاً خودشان تحلیلگرهای تاریخ میگویند، یعنی ملتی که متنفر بود از هیتلر، بخوانید از خمینی و خامنهای و کانون شورشی که بتواند مثل دو پا بتوانند با همدیگر تلفیق داشته باشد، آنوقت شرایط خارجی عوض میشود، آنوقت هست که یکدفعه دیدید که در لندن شروع کردند به رسمیت شناختن دولت ژنرال دوگل، یعنی درست مثل خانم مریم رجوی رئیس جمهور موقت دوره گذار شورای ملی مقاومت ایران، درست مثل همین، اصلاً این بیم را نداشته باشید تمام بستگی به خود ملت ایران دارد و به مقاومت سازمان یافته و ملت شریفی که باید پشت مقاومتش باشد و مقاومتی که باید پشت ملت شریفش باشد و با خیل داخلیش و این همه خیل هموطنان عظیممان در خارج کشور که افتخار آفریدند هر بار که یک حرکتی هست مثل همین امروز که برای شما عرض کردم در پایتختهای مهم دنیا هواداران ملت ایران روز کارگران را چکار کرد، آن دو تا را ما هر روز داریم قویتر میکنیم، این سومی طبق قانونمندی تاریخ میریزیم بالای تعادل قوای داخل کشور که الان هم گفتند مثلاً پمپئو بسیار حرف جالب زد من از این حرف او خیلی خوشم آمد، که گفت این نق نق زدن خارج کشوری که یک عدهای مثلاً میخواهند بیایند هدفشان این است که مقاومت اصلی را کمرنگ کنند، مثلاً ۱۰ نفر جمع میشوند فکر میکنند اگر رفتند، دمکراسی آقای پمپئو میتواند برود و بنشیند با ۲۰ ایرانی هم حرف بزند این اصلاً دمکراسی است این اصلاً آب پاکی را روی دست رژیم ریخت، گفت ما از این گروههای خارج کشوری، گفت ما از هیچ کسی حمایت نمیکنیم، یعنی چی، خیلی حرفش معنی دارد گفت خود ملت ایران در داخل باید این کار را کنند ملت ایران یعنی کی؟ یعنی همان ۲ پایه که در تاریخ هند و آفریقا، همه جا در زمان جنگ بین الملل دوم، جنگ بین المللی اول انبوه جنبشهای یونان لهستان همه جا بوده که وقتی پایه قوی شده، پایه سوم خیلی بصورت ظریف گفت که آن کسی که در داخل کشور کار میکند مهم است، نه آنکه مینشیند بقولی این کافه نشینان، انقلابیون کافه نشین الکی که دارند غیر مستقیم به رژیم کمک میکنند، البته خیلی کم هستند یعنی مقاومتی که در داخل کشور نیستند، کسی را ندارند، من به شما بگویم که این ۲ عامل داخل که به عقیده من اعتلای بزرگی پیدا کرده است من خودم هم شاهدم و هم دارم دنبال میکنم، شما از خود رژیم بشنوید که میگوید در فلان استان این همه از سازمان مجاهدین خلق را گرفتیم این را هم دیدید که یک شهید ارزندهای که دیروز سالگردش بود، بهرحال خود رژیم صدایش در میآید همان داخل کشور مقاومت و سازمان یافتن ملت ایران با همدیگر شروع شده است، ۲ دست محکم و ۲ پای استوار که پای سوم یعنی عامل سوم که عامل خارجی باشد، این را حتماً تحت تأثیر قرار میدهد و روزی آنها مجبور میشوند و مجبور شدند که بگویند همانطوریکه پمپئو گفت که ملت ایران داخل کشور یعنی چی یعنی ملت و مقاومت ایران و این دیگر کار ما ملت ایران است، کار ما مقاومت است، کار همبستگی ما است، که این سمبه را آنقدر پر زور کنیم که اهرم بین المللی را بچرخانیم.
پرویز خزایی: صد در صد خط خامنهای است، چون در سیستم این رژیم منحوس ضد بشری یک اهرم قدرت بنام ولایت مطلقه فقیه است یعنی رهبر و تماماً همه ارگانها زیر آن چیده شده است، نمیدانم تفکیک قوا، رئیس جمهور و مجلس و همه مربوط به حرفهای مرحوم مونتسکیو بیچاره است که در دمکراسیها شاخص شد، که تفکیک قوا ایجاد شد، تمام اینها زیر مجموعه یعنی ویترینهای خامنهای است، یعنی الان دیدید که مثلاً پاسدار سلیمانی یکدفعه میآید میپرد، دیدید که حرف دیپلماسی میزند یعنی خودش وزیر خارجه میشود مثلاً آن یکی وزیر سابقش بوده که الان در دستگاه خودش است مثلاً همه ژنرالهایش میآیند حرفهای دیپلماتیک میزنند این اصلاً ربطی ندارد که ابتکار مثلاً روحانی است اتفاقاً اینها بیشتر با هم همبسته شدند شما دیدید که آخوندها خودشان میگویند خود خامنهای گفت که اگر برویم همه با هم میرویم این کشتی سوراخ شود همه با هم زیر آب میرویم و این یک برنامه سخیفی است که نخ نما شد، به عقیده من کامل نخ نما شد، این بازی شمس وزیر که میخواستند بازی کنند، وزیر مال رژیمی است که سواد و ثبات و قوام و استقرار دارد، نه رژیمی که از همه جا بیشتر از داخل کشور و مقاومت زیر فشار و ضرب است.
پرویز خزایی: مرا یاد زمان جنگ ضدمیهنی خمینی میاندازد که شش سال جنگ را تحت عنوان فتح قدس از راه کربلا ادامه داد، این همه جوان و انسانهای شریف ایرانی را بر روی مین فرستاد بویژه جوانان در حالیکه این ملعونهای جنایتکار سخیف جوانان خودشان در امریکا گرین کارت میگرفتند، و از آن طرف یاد حرفهای آقای مسعود رجوی میافتم، که میگفت ایکاش صلح را قبول کنند، ایکاش زهر آتش بس را بخورد، ولی باید دم و دستگاه را بچیند، صدور انقلاب اسلامی و اول عراق را بگیریم، بعد برویم اردن را، بعد مثلاً قدس را بگیریم، که همه بهانههای بیخودی بود، اینها نشان میدهد بلاخره خروجی ندارد، اما باز به قول آقای مسعود رجوی و من از هموطنان عزیزم خواهش میکنم همه این ۱۲ اطلاعیهای را که دادند بدون تعصب و اینکه هوادار هستند یا نیستند (اصلاً مسئله ما هواداری نیست مسئله ما هواداری از مردم ایران و آزادی مردم ایران است)، ملتی که ملتش را دوست دارند، ایکاش زهرهای دیگری را بخورد، به قول آن رفیق لر من ژاندامریش تعطیل است، باشد اگر میتواند زهر بخورد و از یمن و عراق و سوریه بیرون بیاید، موشکها را دربشان را ببند و بنابراین اهرمی برای حکومت کردن برای او باقی نمیماند، در داخل هم آن دو پایه هم ضربه پذیر میشوند و آن ضربه نهایی را مردم ایران و مقاومت سازمانیافته میزنند، و دنیا بدنبال مردم ایران میآید که به به ما دلمان با شما بود و چشم خیلی ممنون، من زمان انقلاب ضد سلطنتی یادم هست.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=SgLrYyn-zC8″ title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







