محمد جواد فرمانی: از خون جوانان وطن خشم دمیده
شهرری یکی از محلههای تهران بود که از همان روزهای اول به قیام پیوست. روز۳۰ شهریور مردم و جوانان تو شهرری به خیابانها ریختن و با شعارهای ضدحکومتی به زد و خورد با مامورای سرکوبگر حکومتی پرداختن. پاسدارای خامنهای آنروز به روی مردم آتش باز کردن و تو این تیراندازیهای مستقیم، با گلولههای جنگی، جوان زحمتکشی بنام محمد جواد فرمانی در اثر اصابت گلوله به شاهرگ پاش و خونریزی زیاد بشهادت رسید.
با محمد جواد فرمانی آشنا شویم.
محمد جواد فرمانی هستم از بچه های جنوب شهر، از شهر ری. هشت سالم بود که پدرمو از دست دادم. هنوز طعم زندگی رو نچشیده، طعم تلخ یتیم شدن رو چشیدم. مجبور شدم از ۱۲سالگی شروع کنم به کار کردن. من تنها پسر خانواده بودم، تنها نان آور خانواده شدم.
مادرم زن خیلی شریفیه. اون منو با هزار مشکل بزرگ کرد. اونقدر مادرمو و خواهرامو دوست داشتم که دلم می خواست بچهام دختر باشه و اسمشو بذارم «گندم». آخه می دونید، گندم وقتی میرسه، خوشه هاش عین رنگ طلاست.
ولی خُب بقول پهلوان نوید افکاری، چه کنم که نشد و زور چرخ روزگار بر آرزوهای من چربید.
تو بازار شوش کار گیر آورده بودم و با درآمدم عصای دست مادرم و خواهرام بودم. دوستای بامرام زیادی هم داشتم.
در همین رابطه
نگاهی به سرگذشت شهید قیام بهناز افشاری
اعتراضات سراسری که شروع شد، محله ما هم روز ۳۰شهریور خیلی شلوغ شد. مردم ریختن بیرون. آنروز خیابون پر بود از مامورای سپاه که همشون هم مسلح بودن. شهرری قیامتی بود.
مامورای خامنهای بهمون شلیک کردن. با تیر کلاش زدن تو پام. تیر به شاهرگم خورد. کفشام پر خون شده بود. اونقدر ازم خون رفت که دیگه صدای شعارهای مردم رو نمی شنیدم. اون لحظات فقط بفکر این بودم که بعد من، مادر پیرم و خواهرام چی میشن. من نان آور خانه بودم که این ظالما کشتنم.
بعدها شنیدم که مردم قاتل منو شناسایی کردن و فیلم تیراندازیش به من رو هم پخش کردن.
اما چیزی که منو خیلی ناراحت کرد رفتار یزیدی این حکومت با خانوادم بود. اونا به زور می خواستن که منو بسیجی جا بزنن و بگن که قیام کنندهها منو کشتن. ولی خُب گفتم که من دوستای خیلی با مرامی داشتم. اونا به همه گفتن که منو پاسدارا کشتن.
راستی شنیدم که وقتی من شهید شدم رفیقام خیلی بی تابی میکنن. ولی بچه ها! من میخام که بی تابی تون رو به خشم تبدیل کنید. بذارید همه ببیین که از خون جوانان وطن خشم دمیده. راهم رو ادامه بدید. نذارید که خون من انتقام ناگرفته بمونه. از آن ماست فردا، از آن ماست پیروزی با همه شادی و بهروزی!
نگاهی به سرگذشت شهید قیام محمد جواد فرمانی