شعار مرگ بر ستمگر محور وحدت است یا عامل تفرقه؟
شعار یک ارتباط منطقی و ارگانیک با خواست مردم قیام کننده دارد. شعار را نمی شود از بیرون بر یک جنبش تحمیل کرد. مردم ايران در انقلاب ۵۷ به صورت مشخص خواستشان آزادي ها بود. ميخواستند ديكتاتوري شاه سرنگون بشود و حق حاكميت به خودشان برگردد که البته خمینی خیانت کرد. پس اين صورت مسئله واقعي مردم ايران بوده.
حالا وقتی فرایند را بررسی میکنیم ميبينيم كه مردم ايران شاه را سرنگون كردند كه به اين آزادیها برسند اما در منصه عمل با خمینی روبرو شدند كه با سلطنت مطلقه ولي فقيه ۱۰ مدار اين قفل و زنجير ها را بر مردم ايران بيشتر كرده. بنابراين همچنان شعار و خواست مردم ایران برانداختن ستم و ستمگری است و این شعار توسط خودشان تعیین می شود و نه توسط كسان ديگر. خواست مردم اين است كه ديكتاتوری برود. ستمگری و استبداد باید پایان پذیرد.
به عبارت درستتر اگر مرز بندی با دیکتاتوری شاه در شعارها نباشد بار دیگر این تهدید وجود دارد که به دام دیکتاتوری از نوع دیگری گرفتار شویم.
در همین زمینه بخوانید
چرا انقلاب ضد سلطنتی ۵۷ به انحراف کشیده شد؟
چه چیزی عامل تفرقه یا اتحاد می شود؟
عامل تفرقه آن چيزی است كه مردم را از مسير اصلی خودشان منحرف كند.
وقتي صحبت از اتحاد و تفرقه ميكنيم ما بايد به اين سوال پاسخ بدهيم كه صورت مسئله مردم چيست؟ عامل اتحاد و عامل تفرقه چيست ؟ نباید با سفسطه و شلوغ كردن و گرد وخاك كردن صورت مسئله را عوض كرد.
الان بچه شاه و همگنانش می گویند: با نوع حکومت در فردای سرنگونی الان کاری نداریم. اگر به این مساله بپردازیم باعث تفرقه می شود!
درحالی که نوع حكومت در فردای بعد از سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه تمام داستان است. همه مساله مردم ایران همین است. مردم تمام این سالها با دیکتاتوری سابق جنگيدند تا يك شاه وابسته برود و به آزادی برسند.اما چون در این نقطه که چه چیزی باید بیاید همه در ابهام بودند و خمینی همه را در ابهام گذاشت، بعد از سرنگونی شاه یک باره مردم با یک غول مهار ناپذیر و هیولای استبداد مذهبی مواجه شدند.
چند خمینی در مسیر انقلاب مردم ایران کمین کردهاند؟
الان هم بچه شاه و همگنانش تحت لوای آزادی و دمكراسی همین را مطرح میکنند که فعلا با نوع حکومت آینده کار نداشته باشید!
اگر با نوع حکومت آینده كاری نداشته باشيم دوباره همين بلایی كه سر ملت ايران در سال 57 آمد تکرار می شود. دوباره یک دیکتاتوری دیگر میآید و این دور باطل تکرار می شود. تمام صورت مساله انقلاب ضدسلطنتی ۵۷ همین بود که تمام مردم ايران ميدانستند كه شاه بايد برود و در اين ترديدی نداشتند. با تمام نفرتی كه از شاه داشتند بر این خواسته اصرار کردند که شاه بايد برود.
ولي مشكل كجا بود؟ اینکه نمیدانستند چی ميخواهند. هدف آزادی و استقلال بود؛ اما با چه نوع حکومتی؟ کسی نمی دانست. تمام هنر ضدانقلابی خمينی اين بود كه نمیگفت چه چیز را می خواهد جای شاه بياورد. شما تصور كنید اگر خمینی می گفت من میخواهم ولايت مطلقه فقيه را بعد از اين انقلاب بياورم ببينيد كه چه صحنه اي خلق میشد؟ آن خمینی دیگر خمینی که شناختیم نبود!
بی صداقتی عامل اتحاد؟!
الان هم این طیف یعنی بچه شاه و دوستانش به دروغ ادعا میکنند:« اگر شما بگوييد كه چه ميخواهيد عامل تفرقه میشود! پس صورت مسئله را بگذاريم سرنگونی اين نظام بعد مردم بيايند در فردای سرنگونی مشخص كنند شاه را ميخواهند؟ شيخ را ميخواهند؟ جمهوری ميخواهند ؟»
در یک کلام آنان به روی خود نمی آورند که مردم ایران ۱۲۰ سال است که دارند برای آزادی میجنگند. برگرداندن شاه همانند بازسازی شیخ ضد آزادی است.
پس، آن چيزی كه عامل وحدت است دقيقا شعاری است كه منطبق بر خواست و آرمان مردم باشد یعنی آزادی. جمهوري دمكراتيك همان نظام مردم سالاری است مردم ۱۲۰ سال است دارند برای آن می جنگند.صحنه سیاسی که صحنه چشم بندی نیست. هر شعاری و هر نوع حکومتی محتوای آن مشخص است. کسی که میگوید این شعار را بگذار کنار اتفاقا دارد تفرقه ایجاد میکند و در خدمت بقای شیخ عمل می کند.
بچه شاه چه می گوید؟
به عبارت دقیقتر بچه شاه و همگنانش به مردم و مقاومت ایران میگویند خواسته اصلیتان را که ۴۴سال برای آن جنگیدید را بگذارید کنار تا باعث تفرقه نشود! این یک مغلطه و فریبکاری سیاسی است. مردم ۵۰ سال با دیکتاتوریهای رضاشاه و محمدرضا جنگیدند که به آزادی برسند، تو نمیتوانی آرمان یک ملت را تحریف کنی. اگر چنین کردی خودت عامل تفرقه ای.پس تفرقه را كسي ايجاد ميكند كه روي خواست و آرمان اصلي مردم ايران خاك میپاشد.
البته كسی براي اين حرف ها تره خرد نمی كند. حرف اصلی را مردم ايران و جامعه در كف خيابانها ميزنند.
از نظر آنان مسیر سرنگونی یک مسیر بدون هزینه است. چون در تمام این ۴۰ سال هیچ قیمتی برای سرنگونی آخوندها ندادند.
تصوير واقعی شان هم همين است كه اتوبوس مجانی است. اين هيولای آدمخوار و رژيم جنايتكاری كه در برابر ما هست با اين اتوبوس خالي با چنين راننده ای و با چنين سرنشينهايی و با چنين منشوری مگر از بين ميرود؟
صورت مسئله آنان اصلا قيام نيست. صورت مسئله شان هدايت مردم نيست. واقعيت اين است كه آنان در خدمت رژيم هستند بخاطر اين كه خاك ميپاشند به چشم مردم .اين اقدامات نه در خدمت سرنگونی بلكه در مسیر تاخیر در سرنگونی است و البته جامعه و مردم ما دیگر مردم سال ۵۷ نیستند و خمینیهای کمین کرده را تشخیص می دهند.







